بررسی وضعیت مسلمانان ارمنستان

خانه / پیشنهاد ویژه / بررسی وضعیت مسلمانان ارمنستان

ارمنستان یکی از کشور های  منطقه قفقاز می باشد که بعد از استقلال از شوروی همانند سایر جمهوری های منشعب شده از شوروی، در صدد بازگشت به هویت خود و به دست آوردن هویتی مستقل از دوران قبل بود، در ادامه معرفی و  بیان وضعیت مسلمانان کشور ها، همچنین در راستای آشنایی با وضعیت دین و آئین مذهبی در آن دیار ، خصوصا وضعیت مسلمانان ارمنستان؛ مطلب ذیل ارائه شده است:

مقدمه

جمهوری ارمنستان با ۲۹۸۰۰ کیلومتر مربع مساحت، در قسمت جنوب غربی منطقه  قفقاز و با کمی فاصله از سواحل جنوب شرقی دریای سیاه واقع شده و همچون کمربندی بین مرزهای جمهوری اسلامی ایران از یک سو و جمهوری آذربایجان و گرجستان از سوی دیگر گسترده شده است.

این کشور از نظر وسعت کوچکترین جمهوری اتحاد جماهیر شوروی محسوب می شد که از جنوب با جمهوری اسلامی ایران و از جنوب غربی با جمهوری خود مختار نخجوان، غرب با ترکیه و از شمال با گرجستان و شرق با جمهوری آذربایجان مرز مشترک دارد. ارمنستان کشوری کوهستانی است که در شمال فلات ایران، در غرب فلات ارمنستان و جنوب سلسله جبال قفقاز واقع شده است. این کشور در کمربند زلزله قرار دارد. از زلزله های بزرگ آن که در سال ۱۹۸۸ رخ داد شهر اسپیتاک با جمعیتی حدود ۲۵۰۰۰ نفر به کلی ویران شد. ارتفاع میانگین  ارمنستان از سطح دریا ۵۹۰۰ پا (۱۸۰۰) متر است و تنها کمتر از ۱۰% سرزمین ارمنستان ارتفاع کمتر ۳۳۰۰ پا ارتفاع دارند.

ارمنستان از دوره پیش از امپراتوری رومی با مشخصه منطقه فلات کوهستانی اش شناخته می شده ، ارمنستان کنونی یعنی جمهوری ارمنستان جمهوری کوهستانی کوچکی است که استقلال خود را پس از هفت دهه حاکمیت شوروی بر آن در سال ۱۹۹۱ به دست آورد. این جمهوری تنها ده درصد از محدوده تاریخی فلات ارمنستان را تشکیل می دهد. مساحت این کشور که دریاچه سِوان  را نیز در خود جای داده است در حدود ۳۰۰۰۰ کیلومتر است. کشورهایی که ارمنستان با آنها هم مرز است شامل آذربایجان، نخجوان آذربایجان، جمهوری گرجستان، ایران و ترکیه می شود. آب و هوای آن، قاره ای کوهستانی است که در تابستان ها بسیار گرم و در زمستان ها سرد است. ارمنستان با وجود مساحت کوچکی که دارد یکی از پرتراکم ترین کشورهای شوروی پیشین از نظر جمعیتی بوده است. نیمی از ساکنان این کشور در جلگه آرارات که ده درصد از مساحت آن را تشکیل داده است و پایتخت ارمنستان به نام ایروان  نیز در این ناحیه واقع شده است، زندگی می کنند. ایروان یک سوم از جمعیت ارمنستان را در خود جای داده است.

جمهوری ارمنستان کوهستانی ترین کشور ماوراء قفقاز بوده و بوسیله رشته کوههای زنگازور ، واردنیس و آژدان که بین ۲۴۰۰ تا ۳۴۰۰ متر ارتفاع دارد از جنوب شرقی تا شمال غربی این کشور امتداد یافته است . هر قدر بسمت جنوب غربی کشور پیش برویم از ارتفاع کوهها کاسته شده و نهایتآ به دشت آرارات ختم می شود که منتها الیه آن کوههای آرارات ( سیس و ماسیس ) به ارتفاع ۴۰۳۰ و ۵۱۶۳ متر می باشد .

با توجه به کوهستانی بودن کشور نیمی از مناطق توسط سرزمینهای با ارتفاع ۱۱۰۰ تا ۲۲۰۰ متر پوشیده شده اند که در شمال غرب ایروان قرار دارد کوه اراگاتسون مرتفع ترین نقطه ارمنستان دارای ۴۰۹۰ متر ارتفاع  می باشد .

از دیگر کوههای معروف آن می توان به کوههای بازوم ، شاخداگ ، هادیز ، آرگونی و پامباک اشاره نمود .

روابط قومی و نژادی:

 در جمهوری ارمنستان، آشفتگی های قومی که از شاخصه های جمهوری های استقلال یافته از شوروی می باشد، وجود ندارد. قانون تضمین کننده حقوق اقلیتها است.

کاوش های باستان شناسی در ارمنستان حاکی از آن است که از ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح،  اقوام مختلفی در مناطق مرکزی و غربی ارمنستان سکونت داشتند. این اقوام شاخه ای جداگانه از نژاد سفید یا اصطلاحاً نژاد قفقازی به شمار می رفتند که از دوران بسیار قدیم در قفقاز، آسیای صغیر و شمال مدیترانه می زیستند.[۱]

پس از ظهور اسلام، این کشور به تصرف نیروهای عرب در آمد و حدود دو قرن تحت استیلای خلفای اسلامی بود. از آن پس ارمنیان طولانی ترین سابقه استقلال خود را تجربه کردند. تا این که به هجوم ترکان سلجوقی استقلال خویش را از دست دادند. در این دوران قشر عظیمی از ارمنیان که حاضر نبودند تن به سلطه سلجوقیان نهند با مهاجرتی عظیم به سمت سیلیسیه رفته و در انجا حکومت تحت عنوان ارمنستان جدید پایه گذاری کردند و استقلال خود را به مدت سه قرن حفظ کردند.با قدرت گرفتن امپراتوری عثمانی در آسیای صغیر از یک سو و حاکم شدن صفویه بر فلات ایران از سوی دیگر و تقسیم ارمنستان به دو قسمت در سال ۱۶۳۹میلادی فصل جدیدی در تاریخ ارمنیان آغاز می شود که تاثیرات بسیاری در روند جمعیت ارمنیان داشته است.
عمده ترین تحول جمعیتی که برای ارمنیان ساکن در ارمنستان در این دوران قابل ذکر است کوچ گروه عظیمی از ارمنیان ساکن در این منطقه به سرزمین های مرکزی فلات ایران بوده است. این کوچ گسترده که به دلیل جنگهای ایران و عثمانی و ترغیب شاه عباس صفوی صورت گرفت، باعث گردید که تعداد قابل توجهی از ارمنیان در مناطق غربی و مرکزی ایران سکونت گزینند. این افراد که ارمنیان امروز ایران نوادگان آنها به شمار می آیند و از مشاغل اصلی آنان در دوران صفویه تجارت کالا و ادویه بین ایران و هند و سایر کشور های آسیایی بود، پایگاه هایی را برای خود در این مناطق بوجود آوردند و بر اساس شواهد ارمنی تبار های ساکن هند، سنگاپور، چین و سایر کشور های شرق و جنوب شرق آسیا عمدتاً از نوادگان آنها می باشند
.[۲]

وقوع جنگ های روس و ایران و روس و عثمانی به دلیل قرار گرفتن ارمنستان در خط مقدم نبرد، برای این مردم ویرانی ها و کشتار های وسیع و تاثیرات قابل توجهی بر ساختار جمعیتی آنها داشته است.ارمنیان ساکن در آسیای صغیر تحت حاکمیت سلاطین عثمانی دوران فاجعه آمیزی را آغاز کردند و طی قرن های ۱۷و ۱۸ میلادی آن ها تلاش هایی را برای رهایی از یوغ امپراتوری عثمانی انجام دادند. رفتار سرکوب گرانه عثمانی باعث بروز قیام های مردمی ارمنیان علیه امپراتوری عثمانی در سال های پایانی قرن ۱۹ و دهه اول قرن بیست گردید. با آغاز جنگ جهانی اول و ورود عثمانی به جنگ در کنار آلمان و اتریش در اکتبر سال ۱۹۱۴ میلادی، ارمنیان در وضع بسیار اسفباری قرار گرفتند. با هدف خاتمه دادن به مسایل ارمنیان و به بهانه تخلیه مناطق جنگی از افراد غیر نظامی، کوچ دسته جمعی ارمنیان توسط حکومت عثمانی آغاز شد و به این ترتیب تعداد ارمنیان ساکن در عثمانی به شدت کاهش یافت و اکثریت ارمنیانی که امروزه در سوریه، لبنان، فرانسه، امریکای شمالی و سایر ممالک غربی زندگی می کنند، فرزندان این کوچ اجباری ارمنیان هستند.

 ارمنیان هندواروپائی و به عقیده بعضی آریائی ایرانی هستند. ابتدا از راه بوسفور تراکیه (بوغاز استانبول ) از اروپا به آسیای صغیر وارد شده اند. این قوم در فریگیه (فریژی ) متمرکز شد و با فریگیان که با هم بدان سرزمین آمده بودند مدتی در آسیای صغیر زیستند، بعد با هیت ها آمیزش و اختلاط یافتند و بعض آثار هیتی در میان آنان باقی است ، از جمله تصور می کنند که “هایگ” یعنی اسمی که ارامنه خود را بدان مینامند از آثار هیتی است. در اوایل مائه ششم ق. م . ارامنه از کاپادوکیه بطرف مملکت آرارات ، یا چنانکه در کتیبه های آسوری ذکر شده، به اوراردو رفتند و دولت وان یا آرارات را منقرض ساخته بر مردمان بومی، یعنی آلارودیان استیلا یافته دراین مملکت برقرارشدند. ارمنیان خود را هایگ، مفرد آن: هایی، و مملکت خویش را هایسدان یعنی مکان و ناحیت هایگ ها نامند. کلمه ارمن از کلمه عبری  اَرَم آمده است . ارمنستان اولیه در کتیبه های میخی موسوم به اورارتو (ارارات ) است. این ناحیت اغلب در معرض تسلط سلاطین نینوا قرار می گرفت و آنگاه که مادها و بابلیان نینوا را خراب کردند (۶۰۶ ق. م .)، هووخشتر (کیاکزارسس ) بسهولت ارمنستان را که موقتاً مستقل شده بود، تسخیر کرد. بدین معنی که در لشکرکشی شهریار مزبور بجنگ لیدیه (لودیا) یا پس از صلح او با آلیات پادشاه لیدیه، ارمنستان جزء دولت ماد گردید. رجوع به ایران باستان صص ۱۹۷ – ۱۹۹ شود. [۳] پس از سلسله ماد نوبت به پادشاهان هخامنشی (پارس)رسید. [۴]در زمان کوروش بزرگ ارمنستان جزء دولت هخامنشی شد. داریوش اول در کتیبه های بیستون، تخت جمشید و نقش رستم ارمنستان را ارمینا نامیده و آنرا یکی از ممالک جزء دولت خود شمرده، در بدو سلطنت داریوش اول ، ارمنستان یکی از ممالکی بود که شورید و بعد از جنگ های بسیار تابع شد.[۵]

 

دین و دینداری در ارمنستان:

مسیحیت از سال ۳۰۱ به این سو دین رسمی ارمنستان بوده، در دوره حاکمیت شوروی چیزی به نام آزادی مذهب وجود نداشت. در این دوره بر نبود موجودیتی به نام خدا تاکید ورزیده می شد. با این حال ارمنی ها در مواقع دشوار زندگی و برگزاری مراسم ترحیم همچنان به کلیسا می رفتند. اکثریت ارمنی ها از نظر دینی به کلیسای آپوستلیک ارمنی وابسته هستند. آنها همچنین از مذهب های در اقلیتی همچون کاتولیک، انجیلی و پروتستان نیز پیروی می نمایند.

ـ  مسیحی گریگوری۷۲/۹%

ـ  کاتولیک ۴%

ـ  مسلمان ۲/۴%

ـ   بقیه ۲۰/۷%

کلیسا نیز یکی از نمادهای فرهنگ ملی ارمنی بوده است. این مکان به عنوان خانه و مأوای ارمنی ها و همچنین کانون فرهنگ این ملت در نظر گرفته می شود.

 

عاملان مذهبی:

کلیسای پوستولیک ارمنی دارای دو خلیفه گری به شرح زیر است: یکی خلیفه گری همه ارمنی ها واقع در اِچمیاجین در ارمنستان و دیگری خلیفه گری سیلیسیا در آنتلیاس لبنان. هر یک از این حوزه های اسقفی جداگانه سازماندهی می شوند. هر یک از این حوزه ها دارای نظام آموزشی و سلسله مراتب کشیشی مخصوص به خود است. در میان ارمنی ها از هر دو گروه کشیشیان متاهل و تجردگرا وجود دارند. نظام کلیسایی ارمنی همچنین دارای دو پاتری آرکیت است که یکی در استانبول و دیگری در اورشلیم واقع شده است. زنان صلاحیت لازم را برای کشیش شدن ندارند و تنها دارای یک مرتبه مذهبی به نام خواهران کالیفیان هستند.

 

مرگ و زندگی پس از آن:

بیشتر ارمنی ها به دیدگاه مسیحیت درباره مرگ و زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند. کلیسای “آپوستولیک” برخلاف برخی از نهادهای مسیحیت، بر مساله گناه و بازخریداری گناه توجه و تاکیدی ندارد. به همین ترتیب مفهوم عالم برزخ نیز در میان باورهای این کلیسا جایی ندارد. ارمنی ها به مراسم یادبود فرد درگذشته اهمیت بسیاری می دهند. مراسم یادبود فرد درگذشته پس از هر مراسم عشای ربانی که به زبان ارمنی باداراک گفته می شود، برگزار می شود. مراسم شب هفت، چله و سالگرد نیز به عنوان آدابی پسندیده برای احترام و یادبود مرده برگزار می شوند. ارمنی ها گورستان ها را به خوبی نگهداری می کنند. رابطه نزدیک و صمیمی میان فرد زنده و درگذشته را می توان در دیداری مکرر از مزار عزیزان درگذشته به خوبی مشاهده نمود. ارمنی ها برای مردگان غذا و کونیاک به مزارشان می برند. همچنین سالروز تولد درگذشته را نیز گرامی می دارند.

 ادیان و اقوام در ارمنستان

۹۴  درصد از مردم ارمنستان مسیحی ارمنی بوده که پیرو کلیسای اچمیادزین می باشند . مذهب ارامنه در میان مسیحیان نزدیکترین شاخه به مذهب ارتدکس بوده و شباهت هایی نیز میان کلیسای “اچمیادزین” و کلیسای “ارتدکس” وجود دارد، اما به طور کل مسیحیان ارامنی خود را پیرو مذهب “گریگوریانس” ( گریگورلوساوریچ اولین رهبر مذهبی ارامنه که ایرانی الاصل نیز بوده است ) دانسته و از نظر مسائل مذهبی مستقل عمل می نمایند .[۶]

ارمنستان بعنوان اولین کشوری است که مسیحیت را در اواخر قرن سوم میلادی بعنوان مذهب رسمی کشور برگزیده و طی تاریخ پر فراز و نشیب خود، کلیسای ارمنی تاثیر زیادی در حفظ هویت ملی ارامنه داشته و گاه نیز نقش رهبری سیاسی و اجتماعی را برعهده داشته است . بدلیل تاثیر فرهنگ مارکسیستی حاکم  در زمان شوروی ، مردم زیاد با مفاهیم دینی اشنا نیستند لیکن پس از استقلال مقامات کلیسای ارمنی تلاش نموده مردم را با مفاهیم دینی آشنا نماید.گرچه رهبران دینی مورد احترام مقامات سیاسی می باشند، اما در صحنه سیاست کشور مقامات کلیسا از حوزه قدرت خارج و تاثیر گذار نمی باشند. در ارمنستان همچنین جوامع کوچکی از پیروان مذهب مسیحی ارتدکس، اسلام ،یهودی و زرتشتی نیز وجود دارد .[۷]

بالاترین اقلیت مذهبی در ارمنستان یزیدی ها می باشند که مذهبی آمیخته از اسلام و مسیحیت می باشد، یزیدی ها را کردهای ارمنستان که حدود ۶۰۰۰۰ نفر می باشند تشکیل می دهند. ارمنستان فقط از شمال با گرجستان با یک کشور غیر مسلمان همسایه است، بهمین دلیل ارمنستان مرز بین دنیای اسلام و مسیحیت تعریف شده است .[۸]

امروز درحدود دو درصد از جمعیت ۳ میلیون و ۵۰۰هزار نفری ارمنستان را مسلمانان تشکیل می دهند که بیشتر در شهر ایروان و مناطق کردنشین و آذری نشین این کشور زندگی می کنند. [۹]

 کلیساها و مساجد

 در سال ۱۸۲۸ تعداد ۷ کلیسای قدیمی ارمنی در ایروان بوده، زمانی که جمعیت ارمنستان حدود ۴۰۰۰ هزار نفر بود، ۲ کلیسا در زمان شوروی بازسازی شد و ۴ عدد از بین رفته، کلیسای قدیمی “گریگور لوسادویچ” که در شرق کلیسای کاتولیک که در غرب خیابان آبویان درست و در بالای بلور سایات نوا واقع شده،  یکی از قدیمی ترین کلیساهای ایروان می باشد، این ساختمان در سال ۱۶۹۳ بازسازی شده است .

 قلعه و معبد گارنی

ناحیه گارنی دارای تاریخ هزارساله است. بارها معبد گارنی در میان شعله های آتش سوخته و ویران شده است و مجددا تعمیر و مرمت شده. معبد گارنی در سال ۹۵ قبل از میلاد که در ان بت «خدای مهر» نگهداری می شده، بازسازی گردیده، مجموعه بنا به صورت مثلث از دوطرف به دره های عمیق واز طرف دیگر به برج وبارویی به طول ۳۱ متر وعرض ۲متر وارتفاع ۳ الی ۶ متر حاظت می شود.

قلعه گارنی یکی از شواهد فرهنگی قرون متمادی ارمنستان قبل از میلاد به حساب می آید. اهمیت هنری و علمی آثار باستانی گارین از قالب حوزه فرهنگ ملی فراتر می رود. سطح عالی هنر معماری و بنای مجسمه های گارنی اتفاقی نیست .. ارمنستان قبل از میلاد معماری پیشرفته خاص خود را داشت .[۱۰]

 رد پای فرهنگ و تمدن ایرانی – شیعی در ارمنستان

 در دوران تسلط صفویه و قاجاریه، کاخ ها و باغ های زیبایی توسط سرداران ساخته می شد. این باغ ها با گل های بسیار زیبایی تزئین می شدند که به شهر، طراوت و زیبایی می بخشیدند.

بر اساس مدارک موجود در موزه ها و اسناد ملی ارمنستان، در شهر ایروان حدود ۷-۸ مسجد و تعدادی بنای اسلامی و مذهبی توسط مسلمانان عمدتاً شیعی مذهب احداث شده است که اکثر آنها به دلیل شرایط ناشی از تغییر و تحولات سیاسی و نظام های دولتی، بعد از الحاق ارمنستان به روسیه، مورد بی توجهی و یا تخریب کامل قرار گرفته، از بین رفته اند . در سفرنامه مادام دلانوا، تصویری از یک مسجد در شهر ایروان دیده می شود که مسجد جامع نبوده و خود دلیل روشنی است بر وجود مساجد دیگر در این شهر (همان، ص۴). در بین این مساجد و بناها، فقط یک مسجد به نام «مسجد جامع ایروان» و یا «مسجد کبود» که بعضاً به مسجد خانی نیز مشهور است، باقی مانده است؛ اما مساجد دیگری همچون مسجد تپه باش (تأسیس ۱۶۷۸میلادی) مسجد جعفر (تأسیس ۱۸۹۸میلادی) و مسجد سرتپه متعلق به قرن هجدهم میلادی و دیگر بناهای اسلامی به کلی ویران شدند و متأسفانه از جزئیات آنها اطلاعاتی در دست نیست.

مساجد ساخته شده توسط ایرانیان، یادآور تاریخ طولانی همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و ارامنه و تلاش ایرانیان در توسعه ی فرهنگ و تمدن در آن خطه بوده است. مساجد ساخته شده از اماکن تاریخی این شهر محسوب می شوند. با شکوه ترین آنها، مسجد حسین علی خان است. این مسجد نه تنها میعادگاه عبادت مسلمانان ساکن در ارمنستان، بلکه به جاذبه ای کم نظیر از نظر توریستی تبدیل گشته، همواره مورد توجه جهانگردان علاقه مند به معماری ایرانی اسلامی است. [۱۱]

 مسجد کبودایروان

مسجد کبود (جامع) ایروان در زمینی به مساحت ۷۰۰۰ مترمربع در سال ۱۷۶۵ میلادی ( ۱۱۴۴ ه – ش ) توسط حسین علی خان، والی وقت شهر ایروان بنا شد. مسجد کبود دارای مناره ای به ارتفاع ۲۴ متر در جنوب شرقی ، ۲۸ حجره در دو ضلع شرقی و غربی ، یک کتابخانه در ضلع شمالی، شبستان اصلی و یک گنبد در ضلع جنوبی و حیاط داخل می باشد. این مسجد از زمان ساخت تا شروع جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ میلادی ( ۱۲۹۳ ) فعال بوده و با برقراری نظام کمونیستی در منطقه، به حالت متروکه درآمد ، متعاقبآ طی سالهای جنگ جهانی دوم ، بخشی از آن بعنوان موزه تاریخ و موزه طبیعی ایروان مورد استفاده قرار گرفت و نهایتآ تا سال ۱۹۹۵ ( ۱۳۷۴ ه .ش ) در حکم محل نگهداری اموال موزه را داشته است. پس از استقلال جمهوری ارمنستان، طی قرارداد منعقده در اکتبر ۱۹۹۵ میلادی ( مهر ۱۳۷۴ ه – ش ) بین دولت های جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان، مرمت و بازسازی آن با نظارت کارشناسان میراث فرهنگی دو کشور، با هزینه بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی ایران آغاز گردید . هم اکنون مسجد کبود ایروان با معماری زیبای شرقی، تبدیل به بنائی زیبا در مرکز شهر ایروان گردیده و به عنوان یک بنای تاریخی، بیش ار پیش موجب غنای تمدن کهن منطقه و اسلام می درخشد. کلیه مسلمانان بویژه ایرانیهای مقیم ، مراسمهای دینی و مذهبی، ادعیه و نماز جماعت در شب های جمعه در این مکان مقدس برگزار می گردد. همچنین در ایام محرم و ماه مبارک رمضان به عزاداری و اطعام می پردازند. در حال حاضر تولیت و اداره آن به عهده هیئت امنای مسجد، رایزنی فرهنگی و نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان می باشد.[۱۲]

 مراکز اسلامی ارمنستان

مهمترین مرکز اسلامی در ارمنستان عبارت است از : انجمن اسلامی “السلام” در شهر ایروان” پایتخت این کشور، مسجد “کبود(جامع” ایروان) در سال ۱۷۶۶ میلادی، توسط “حسین علی خان”،  والی شهر “ایروان” تاسیس شد که پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی یکی از هشت مسجد ارمنستان محسوب می شد، مسجد “زیتون” و مسجدالفرقان” در شهر “ایروان“.

کمبود رستورانها و فروشگاههای مواد غذایی حلال از مهمترین مشکلات مسلمانان ارمنستان است، اما رفتار محترمانه ارامنه با هموطنان مسلمان خود، همواره باعث شده باوجود تبلیغات متفی برخی رسانه های وابسته به غرب، میان مسلمانان و ارامنه همزیستی مسالمت آمیزی برقرار باشد.[۱۳]

 از مراکز دینی مسلمانان و مساجد بزرگ دیگری که در شهر ایروان ساخته شدند، «مسجد حاجی نوروز» و «علی بیگی» را می توان نام برد؛ همچنین مسجد «زال خان» نیز قابل اشاره است. گرچه این مسجد کوچک تر از مسجد جامع بوده است، ولی طرز تزئینات و سبک ساخت آن شباهت بسیاری به مسجد جامع شهر داشته است که آن را «مسجد شهری» هم می نامیدند؛ زیرا در منطقه ی مرکز شهر قرار داشته است. بر سردر ورودی آن، سال ساخت آن، یعنی سال ۱۰۹۸ هجری قمری مطابق با ۱۶۸۷ میلادی نوشته شده بود که توسط لینچ (Linch) خوانده شده است (شاه عزیز، همان، ص۲۰۱). مسجدی نیز توسط عثمانی ها توسط رجب پاشا در سال ۱۸۲۷ میلادی ساخته شد که بعد از تسلط روس ها بر این منطقه، آن را به کلیسای روسی تبدیل کردند و تا به امروز به همین صورت باقی است. در قسمت شرقی این مسجد، مسجد عباس میرزا جامی قرار داشته است که داخل آن در زیر گنبد، با آجرهای درخشان بر اساس سبک معماری و سلیقه ی ایرانی، تزئین شده بود. غیر از آنچه ذکر شد، مسجد «حاجی امام وردی» و «حاجی جعفر بیگی» دو مسجد کوچک بودند که در منطقه ی «دمیر بولاق» قرار داشتند. [۱۴]

 

 

رابطه فرهنگی با جمهوری اسلامی ایران

به مدتی نسبتاً طولانی و تا اوایل قرن بیستم، ارمنستان پیوندهای فرهنگی و دینی خود را با ایران حفظ کرد. [۱۵] قفقاز تا پیش از جدایی از ایران، یکی از کانون های مهم فرهنگ، ادب و هنر ایرانی – اسلامی بود که تا سالیان بعد هم می توان ادامه حیات هویت ایرانی – اسلامی را مشاهده کرد.

جمهوری اسلامی ایران با هر سه جمهوری قفقاز ارتباط داشته و طبق سیاست خارجی خود بهبود روابط با تمامی کشورهای منطقه را مدنظر دارد،[۱۶] ارامنه همچنین در زمینه ی تئاتر، سینما، موسیقی و ورزش نیز به پیشرفت های قابل توجهی دست یافتند. در صد سال اخیر در ایران حدود ۸۵ نشریه ی ارمنی و هزاران جلد کتاب ارمنی به چاپ رسیده است. [۱۷]

اساساً فرهنگ ایرانی همواره پذیرای پیروان ادیان الهی و توحیدی گوناگون بوده است. بی تردید آمیزش و تأثیرپذیری متقابل فرهنگ ها و اعتقادات ادیان و تمدن های کهن و ریشه دار، نمی تواند بی هدف و بدون بازتاب باشد؛ این گونه همزیستی، موجب زایش تفکرات و اندیشه های عمیق تر و وسیع تر خواهد بود. ایران با پیشینه ی تاریخی خود و به ویژه بعد از رشد اسلام شیعی در آن منطقه، همواره پناهنگاه ایمن پیروان ادیان توحیدی بوده است. [۱۸]

 منبع:حوزه 

لینک کوتاه :
http://eheyat.com/?p=158428

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *