صفحه اول / با ولایت / غریب سامرا در کلام امام خامنه ای؛به مناسبت سالروز ولادت امام حسن عسکری(علیه السلام)

غریب سامرا در کلام امام خامنه ای؛به مناسبت سالروز ولادت امام حسن عسکری(علیه السلام)

امروز شنبه ۸ ربیع الثانی و ۱۸ دی ماه مصادف با سالروز ولادت با سعادت امام حسن عسکری(علیه السلام)است.امام حسن عسکری(علیه السلام)که به ابن الرضا،هادی،نقی،ذکی، رفیق و صامت نیز مشهور است در سنه ی ۲۳۲ هجری در مدینه متولد شدند.از این جهت که ایشان سالها در شهر سامرا که نام دیگرش عسکری است به اجبار در اردوگاه نظامی محبوس بودند لقب «عسکری» اطلاق شده است.

محدودیتهای شدید حاکم بر زندگی امام عسکری(علیه السلام) سبب شد تا آن حضرت برای ارتباط با شیعیان، نمایندگانی برگزیند. عثمان بن سعید از نمایندگان خاص وی بود که پس از وفات امام(علیه السلام) و آغاز عصر غیبت صغری، به‌ عنوان نخستین وکیل و نایب خاص امام زمان نیز ایفای نقش کرد.

در همین راستا و به مناسبت سالروز ولادت امام حسن عسکری(علیه السلام)، به برخی از بیانات امام خامنه ای دربارۀ جایگاه والای این امام همام ایشان اشاره می‎کنیم:

امام عسکری(علیه السلام) در سامرا با تمام دنیای اسلام رابطه برقرار کرده بود

بعد از حرکت حضرت رضا(علیه السلام) به طرف ایران و آمدن به خراسان، یکی از اتفاقاتی که افتاد، همین بود. شاید اصلاً در محاسبات امام هشتم(علیه السلام) این موضوع وجود داشته است. قبل از آن، شیعیان در همه‌ جا تک و توک بودند؛ اما بی‌ارتباط به هم، ناامید، بدون هیچ چشم‌اندازی، بدون هیچ امیدی، سلطۀ حکومت خلفا هم که همه جا بود، قبلش هم هارون بود با آن قدرت فرعونی. حضرت که به‌ طرف خراسان آمدند و از این مسیر عبور کردند، شخصیتی در مقابل مردم ظاهر شد که هم علم، هم عظمت، هم شکوه، هم صدق و هم نورانیت را جلوی چشم آنها می‌گذاشت؛ اصلاً مردم مثل چنین شخصیتی را ندیده بودند. قبل از آن، چقدر از شیعیان می‌توانستند از خراسان حرکت کنند و به مدینه بروند و امام صادق(علیه السلام) را ببینند؟ اما در این مسیر طولانی، همه جا امام(علیه السلام) را از نزدیک دیدند؛ چیز عجیبی بود؛ کأنّه انسان پیغمبر را مشاهده کند. آن هیبت و عظمت معنوی، آن اخلاق، تقوا، نورانیت و آن علم وسیع ـ که هرچه می‌پرسی و هرچه می‌خواهی، در دستش هست؛ چیزی که اصلاً مردم آن را ندیده بودند ـ ولوله‌ای راه انداخت.
امام به خراسان و مرو رسیدند. مرکز هم مرو بود، که در ترکمنستانِ فعلی واقع شده است. بعد از یکی دو سال هم که شهادت حضرت بود و مردم داغدار شدند. هم ورود امام ـ که نشان دادن جلوه‌ای از چیزهای ندیده و نشنیدۀ مردم بود ـ و هم شهادت آن بزرگوار ـ که داغ عجیبی بنا کرد ـ در واقع تمام فضای این مناطق را در اختیار شیعه قرار داد؛ نه این‌که حتماً همه شیعه شدند، اما همه محب اهل‎بیت (علیهم السلام) شدند.

بعد از امام رضا(علیه السلام) تا زمان شهادت حضرت عسکری(علیه السلام) چنین حادثه‌ای اتفاق افتاده است. حضرت هادی و حضرت عسکری(علیه السلام) در همان شهر سامرا، که در واقع مثل یک پادگان بود ـ یک شهر بزرگِ آنچنانی نبود، پایتخت نوبنیادی بود که «سُرّ من رأی»؛ سران و اعیان و رجالِ حکومت و به قدری از مردم عادی که حوایج روزمره را برطرف کنند، در آن جمع شده بودند ـ توانسته بودند این همه ارتباطات را با سرتاسر دنیای اسلام تنظیم کنند.

وقتی ما ابعاد زندگی ائمه را نگاه کنیم، می‌فهمیم اینها چکار می‌کردند. بنابراین فقط این نبود که اینها مسائل نماز و روزه یا طهارت و نجاسات را جواب بدهند؛ در موضع «امام» ـ با همان معنای اسلامیِ خودش ـ قرار می‌گرفتند و با مردم حرف می‌زدند. به ‌نظر من این بُعد در کنار این ابعاد قابل توجه است. شما می‌بینید که حضرت هادی(علیه السلام) را از مدینه به سامرا می‌آورند و در سنین جوانی ـ چهل و دو سالگی ـ ایشان را به شهادت می‌رسانند، یا امام عسکری(علیه السلام) در بیست و هشت سالگی به شهادت می‌رسند، اینها همه نشان‌دهندۀ حرکت عظیم ائمه (علیه السلام) و شیعیان و اصحاب آن بزرگوارها در سرتاسر تاریخ بوده است. با اینکه دستگاه خلفا، دستگاه پلیسیِ با شدت عمل بود، در عین‌ حال ائمه (علیه السلام) اینگونه موفق شدند. غرض، در کنار غربت، این عزت و عظمت را هم باید دید. (۸۲/۲/۲۰)

نظر شما

ایمیل شما منتشر نمی شود.پرکردن قسمت های ستاره دار الزامی می باشد. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

x

همچنین ببینید

معنا و مفهوم «اولی الالباب»

در قرآن می خوانیم: قل لایستوی الخبیث و الطیب و لو أعجبک کثرة الخبیث فاتقوا الله یا أولی الألباب لعلکم تفلحون (مائده/ 100) بگو: «(هیچ گاه) ناپاک و پاک مساوى نیستند هر چند فزونى ناپاکها، تو را به شگفتى اندازد! از (مخالفت) خدا بپرهیزید اى صاحبان خرد، شاید رستگار شوید! «فاتقوا الله یا اولی الالباب»؛ پس تقوای الهی را پیشه بگیرید ای صاحبان خردها، ای مغزدارها. اولی الالباب یعنی مغزدارها،، ولی مغز به این معنا: ما در اصطلاح فارسی، زبان خودمان، وقتی می گوییم مغز، مقصودمان مخ است