فاطمه برترین بانو

فاطمه برترین بانو

خانه / چندرسانه ای / فاطمه برترین بانو

فردای محشر نیز به حرمت عبور صدیقه کبراسلام الله علیها سرهای خلایق به زیر می افتد و پلکها بر هم

فاطمه برترین بانو

هیات: فاطمه! ای گلواژه آفرینش!

کجا زبان ما را رسد که وصف تو گوییم و کجا به اندیشه ما آید که ذکرتو آریم، و کجا توان قلم بود که نقش حسن تو نویسد و کدام آینه است که درخشش نور تو را بتاباند.

فاطمه! ای بزرگ بانو!

ای نام تو، جامع کمالاتت که گویای عصمت آتش سوز توست. ای آن که دامنت، رسالت سردار توحید را پرورد. ای آن که مهر رخت،خورشید فروزان مریم و آسیه و خدیجه را فزونتر است; چرا که جهان بانوان را تو سروری. ای آن که شهد شهادت سوزانت را ازچشمه صداقت و اخلاص چشیده ای. ای آن که بر گرده گیتی، دوریحانه مصطفی صلی الله و علیه و آله وسلم را مادری، پس نقش آفرین کربلای ۶۱ تویی; آری تویی. ای آنکه بر در بهشت، نامت نقش بسته است، تو مظهر خشم خدایی، تو جلوه گاه رضای حقی.

و تو ای نامت، زینت آرای آستانه بهشت، تو چه دیدی؟ چه کشیدی که جز خدای، خبر ندارد! آن فرشته که تسلیت بخش دل آزرده و به غم نشسته ات بود، چه می گفت؟ چگونه تسلیتت می داد؟

فاطمه! ای دختر رسالت!

ای به حق واصل! ای ناجی شانه های در بند بردگی! همه می گفتند: این دختر رسول خداست، او فرزند رهبر ماست. ولی تو یادگار همسرت را از گردنت باز می کنی، و گردنی را با بهای آن آزاد می سازی، چرا که مایه مسرت قلب پیامبر است.

فاطمه! ای زایر قبر شهیدان!

تو گلواژه شهادتی. تو بهشتیان را جلوداری. تو مظهر حیایی. چه کسی را رسد که فردای قیامت در مسیرت سر بر آرد. ای خلایق! سر فرودآرید! چشم فرو بندید که حیا می آید. پس چگونه بود که همین دیروز،آری آن روز که در سوگ بودی، تو را حرمت نداشتند؟ چه کسی درخانه توحید را پاس نداشت؟ چه کسی جمع بهشتیان را پریشان کرد؟تو را پدر، «شافعه » خواند چرا که بانوان بهشتی به شفاعت تو دربهشت خانه گزینند.

فاطمه! ای واژه خوشبختی!

تو واژه خوشبختی را معنا بخشیدی. تو توحید را خانه داری کردی.دستی که چرخ هدایت را می گرداند، همو آسیای کوچک خانه خویش را برای پخت گرده نانی می چرخاند. شاهدش دست پینه بسته و تاول زده است. همو که در کنار خندق برای پدر، گرده نانی می برد، وهمو که شمشیر مجاهد مردی چون علی مرتضی علیه السلام را می شوید، و هموکه در دفاع از ولایت و فدک که مظهر افشای دوزخیان و دشمنان سامری نسب بود، به خطابه می نشیند، آری، همو غنچه دامن خویش را به سینه می چسباند تا از گریه باز ایستد و مهر مادر بچشد.

فاطمه! ای ام ابیها!

تو پاره تن پدر بودی. تو را می بوسید و تو نیز می بوسیدی. می بویید، به جای خویش می نشاند، آخرین وداعش با تو بود و اولین خیر مقدم ازتو. چرا تو عزیزترین مردم برایش بودی؟ آیا چون فقط دخترش بودی!او که دختران دیگر نیز داشت. تو را از بهشت گرفته بود و دامنت جایگاه شکوفه های سرخ ولایت کبرای حق بود. تو جوابگوی پرسشی بودی که دیگران مانده بودند. بازو و پهلویت، نشان از مرزبانی حریم ولایت و امامت دارد.

فاطمه! ای پاره وجود مصطفی!

در کنار خندق بر تو چه گذشت؟ برای پدر چه آورده بودی؟خودت گفتی:

«نانی است که برای فرزندم پخته ام; تکه ای از آن را برای شما آوردم ».

پاسخ پدر با دل تو چه کرد؟

«ای دخترم! بدان که این اولین غذایی است که بعد از سه روز در کام پدرت جای می گیرد».

فاطمه! ای گلبانگ ولایت!

تا تو می خروشیدی و تا بر منافقان بانگ برمی آوردی، کسی را یارای سلطه بر ولی خدا نبود. تو «ام ابیها»ی پدر و همچون او، رکن همسربودی، و چه زود این دو استوانه ولی علیه السلام فرو ریخت. خوانده ایم که توبعد از پدر، تبسم را از میان بردی. تو دیگر نخندیدی; خنده که هیچ،حتی تبسمی ننمودی; جز یک تبسم پرمعنا! برای چه بود؟ مگر آنگاه که شبه تابوت ساخته دست دوست وفادارت «اسماء» را دیدی، کدام آرزویت را جامه عمل یافته می دیدی؟

شاید پیکرت را در آن، مصون از دیده بیگانه می دیدی که بر این حسن قضا لبخند می زدی. مگر در آن دل شب، چند نفر به مشایعت بدن پاکت می آمدند؟ و شاید هم لحظه «لحاق » موعود را در ذهنت نقش بسته می دیدی. تو نظاره گر چه عالمی بودی که بر آن لبخندمی زدی. نیک می دانیم که تو پایان غم هجران پدر را و لقای پروردگارت را در آن می دیدی.

تو از پیراهن پدر چه می بوییدی که مدهوش می افتادی. تو یاد صدای مؤذن پدر کردی; مگر آن صدا یادآور چه خاطراتی بود؟ بلال که دیگر بنای اذان گفتن نداشت، ولی چه کند که پاره تن مصطفی صلی الله و علیه و آله وسلم خواسته است. پس چرا این صدا در گوش مؤذن پیچید که: بلال! ادامه نده، که فاطمه علیه السلام جان داد!

فاطمه! ای راز سر به مهر!

تو مگر یگانه یادگار اشرف کاینات نبودی؟ چرا کسی نباید از درد توآگاه باشد؟ گویا تو با این سکوت، با عالمی سخن داری; سخن از ظلم نفاق پیشگان; سخنی در سکوت; سکوت شبهای علی علیه السلام که پرستاریت می کرد; سکوت غسل شب و دفن شب و پنهانی قبر. تو با علی علیه السلام که سرور سینه اش بودی، چه رازی، چه سری، چه عهدی داشتی که باگونه های تر، مقابل قبر مصطفی صلی الله و علیه و آله وسلم از قلت شکیبایی خود، در غم فراقت سخن می گوید؟

راستی ای جلوه گاه صبر و رضا! مگر آن روز که نشان قهرمانی را به بازویت گرفتی، به علی علیه السلام نگفتی که چه گذشت؟ مگر به او نگفته بودی که استخوان پهلو، ضربه دیده است؟ های! خلایقی که در قیامت، درمعبر عبور فاطمه علیه السلام سر به زیر و چشم بر هم می نهید، آیا می نگرید که سامری مسلکان، بر بازوی فرزند «و ما رمیت اذ رمیت، ولکن الله رمی » چه فرود می آورند؟ آیا می شنوید ناله جانسوز فرزند «و ماینطق عن الهوی، ان هو الا وحی یوحی » را که چه سان میان در ودیوار کمک می طلبد؟

فاطمه! ای کوثر حیات!

حیات تو، شهادت تو، قبر تو، همه و همه، افشاگر خط سامری صفتان است.

ای مقتدای ما! خط سرخ شهادت را ملت ما، که امامشان آنان رافرزندان معنوی کوثر تو خواند، از تو و گلهای دامنت گرفته اند. نیک می دانیم که حضور تو در صحنه محشر، محشر دیگر است. آنگاه که قایمه عرش را به دست می گیری و داوری خون گل کربلایت راخواهانی.

به خدای کعبه سوگند که حق از آن تو است، و بهشت در انتظارت.آنک دلمان به حضور تو خوش است; ما را دریاب.

فاطمه برترین بانو
فاطمه برترین بانو

نامگذاری

۱٫ پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله وسلم:

انی سمیت ابنتی «فاطمه » لان الله عز و جل فطمها و فطم من احبها من النار.

من دخترم را «فاطمه » نامیدم زیرا خدای عز و جل او و کسی را که دوستدار او باشد از آتش جدا و دور کرده است.

۲٫ امام صادق علیه السلام:

کانت کنیه فاطمه بنت رسول الله صلی الله و علیه و آله وسلم ام ابیها.

کنیه فاطمه دختر رسول خداصلی الله و علیه و آله وسلم «ام ابیها» بود.

در میان عرب رسم است که علاوه بر نام و لقب، از «کنیه » نیز برای تکریم و احترام به شخص استفاده می شود و این کار بیشتر با اضافه نمودن کلمه «اب » یا «ام » به نام نخستین فرزند، صورت می گیرد، ولی در اینجافاطمه سلام الله علیها با کنیه «مادر پدر» که نشان دهنده عظمت و نقش آن حضرت دربقا و توسعه رسالت پدر بزرگوارش است خطاب می شود.

برترین بانو

۳٫ مفضل بن عمر:

قلت لابی عبدالله علیه السلام: اخبرنی عن قول رسول الله صلی الله و علیه و آله وسلم فی فاطمه «انها سیده نساء العالمین » ا هی سیده نساء عالمها؟

فقال: ذاک لمریم، کانت سیده نساء عالمها، و فاطمه سیده نساءالعالمین من الاولین و الآخرین.

در باره این گفته رسول خداصلی الله و علیه و آله وسلم که «فاطمه، بانوی بزرگ زنان عالم است » به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا او بانوی بانوان عصر خوداست؟

فرمود: این برای مریم است که بزرگ بانوی دوران خود بود. فاطمه بانوی بانوان همه روزگاران، از ابتدا تا انتها است.

۴٫ پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله وسلم هنگامی که در بیماری وفاتش، بی تابی فاطمه علیه السلام رامشاهده کرد فرمود:

یا فاطمه! الا ترضین ان تکونی سیده نساء العالمین و سیده نساء هذه الامه و سیده نساء المؤمنین »؟

ای فاطمه! آیا خشنود نیستی که تو برترین بانوی جهان، و برترین بانوی این امت، و برترین بانو در میان مؤمنان باشی؟

در این زمینه روایات بسیاری از طریق شیعه و اهل سنت وارد شده است. آنچه به زهرای مرضیه سلام الله علیها  این مقام و جایگاه را می دهد اتصاف به ملکات فاضله و علم و ایمان و تقوا و در یک کلمه، معرفت به خداوندتعالی و مقام عصمت است.

سرفصل صداقت و شهادت

۵٫ امام کاظم علیه السلام:

ان فاطمه علیه السلام صدیقه شهیده.

همانا فاطمه علیه السلام، صدیقه ای شهید است.

پنجه آفرینش و برگزیدگان توحید

۶٫ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:

الحسن و الحسین خیر اهل الارض بعدی و بعد ابیهما و امهماافضل نساء اهل الارض.

حسن و حسین بعد از من و پدرشان، بهترین مردم روی زمین هستندو مادرشان فاطمه، برترین زنان اهل زمین است.

۷٫ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:

لیله عرج بی الی السماء رایت علی باب الجنه مکتوبا «لا اله الا الله،محمد رسول الله، علی حب الله و الحسن و الحسین صفوه الله، فاطمه خیره الله، علی باغضهم لعنه الله.

شبی که به آسمان عروج داده شدم دیدم بر در بهشت نوشته است: «لا اله الاالله، محمد رسول خدا، علی محبوب خدا، حسن و حسین برگزیده خدا، و فاطمه انتخاب شده خداوند است و لعنت خداوند بر آن کس باد که بغض آنان را داشته باشد.

محور خشم و خشنودی خداوند

۸٫ علی علیه السلام: رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم به فاطمه فرمود:

ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک.

همانا خداوند به خشم تو خشم می کند و به خشنودی تو خشنودمی شود.

روایات در زمینه محوریت خشم و خشنودی حضرت فاطمه سلام الله علیها ازطریق منابع شیعی و سنی بسیار است. روشن است کسی که جز خدا را درعالم نمی بیند و در برابر او تسلیم مطلق است و اراده ای جز اراده خداوندندارد، قهرا رضای او رضای حق و خشم او خشم حق خواهد بود و او انسان کاملی است که رفتار و کردار او، امام و اسوه و حجت خلق خداخواهد گشت.

سبزی زهرا و دشمنی بنی امیه

حضرت فاطمه سلام الله علیها محور خشنودی و خشم خداوند است. پاره وجود مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و سرور بانوان عالم است، اما دشمنان اهل بیت علیهم السلام حتی از اینکه «خرفه » که نوعی سبزی خودرو و مورد علاقه حضرت فاطمه سلام الله علیها بود و به نام آن بزرگوار شهرت یافته بود، یادآور نام و خاطره حضرت زهراسلام الله علیها باشد نگران بودند و از سر دشمنی و کینه، تلاش کردند نام آن را برگردانند تاهمین اندک نیز نام و شخصیت اهل بیت علیهم السلام  بویژه فاطمه زهراسلام الله علیها را درخاطره ها زنده نکند، و این کاری بود که بنی امیه کردند و از تغییر نام یک سبزی نیز فروگذاری ننمودند. این واقعیت دردآوری است که در روایت بعدی آمده است.

۹٫ فرات بن احنف: از امام صادق علیه السلام شنیدم می فرماید:

لیس علی وجه الارض بقله اشرف و لا انفع من الفرفخ و هوبقله فاطمه سلام الله علیها. ثم قال: لعن الله بنی امیه، هم سموها بقله الحمقاءبغضا لنا و عداوه لفاطمه سلام الله علیها.

بر روی زمین، سبزی ای شریفتر و سودمندتر از خرفه نیست، و این سبزی فاطمه سلام الله علیها  است.

سپس فرمود:

خدا لعنت کند بنی امیه را! آنها از سر کینه با ما و به خاطر دشمنی بافاطمه سلام الله علیها آن را «سبزی نادان » نامیدند.

هدیه مادر

۱۰٫ حماد بن عثمان: از امام صادق علیه السلام شنیدم می فرماید:

تظهر زنادقه سنه ثمانیه و عشرین و مائه و ذلک لانی نظرت فی مصحف فاطمه.

قال: فقلت: و ما مصحف فاطمه؟

فقال: ان الله تبارک و تعالی لما قبض نبیه صلی الله و علیه و آله و سلم دخل علی فاطمه من وفاته من الحزن ما لا یعلمه الا الله عز و جل، فارسل الیهاملکا یسلی عنها غمها و یحدثها، فشکت ذلک الی امیرالمؤمنین علیه السلام فقال لها: اذا احسست بذلک و سمعت الصوت،قولی لی. فاعلمته فجعل یکتب کل ما سمع حتی اثبت من ذلک مصحفا.

قال: ثم قال: اما انه لیس من الحلال و الحرام، و لکن فیه علم ما یکون.

در سال ۱۲۸ عده ای ملحد آشکار خواهند شد و این پیش بینی را درمصحف فاطمه دیدم.

حماد می گوید: گفتم: مصحف فاطمه چیست؟

فرمود: هنگامی که رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم وفات یافت حزن فاطمه به قدری بود که جز خدا کسی از آن آگاه نیست، لذا خدای متعال فرشته ای رافرستاد تا او را تسلی دهد و با او گفتگو کند; فاطمه سلام الله علیها جریان را برای امیرالمؤمنین علیه السلام اظهار کرد; حضرت علیه السلام به او فرمود: هر گاه حضورفرشته را احساس کردی و صدایی شنیدی، به من بگو. فاطمه سلام الله علیها نیز اورا باخبر ساخت و علی علیه السلام اقدام به نوشتن آنچه می شنید نمود تا اینکه به این طریق مصحفی را پدید آورد.

حماد بن عثمان می گوید: سپس حضرت صادق علیه السلام فرمود: آگاه باش که در این مصحف مسایل حلال و حرام وجود ندارد بلکه در آن اخبارآینده است.

در روایات زیادی، موضوع مصحف حضرت زهرا سلام الله علیها مطرح شده است و امامان علیهم السلام در موارد متعددی، مستند فرمایشهای خود را همین مصحف شمرده اند، و ظاهرا این کتاب شریف، دست به دست در خانواده اهل بیت علیهم السلام  می گشته و تنها در اختیار آن بزرگواران بوده است.

سودای فاطمه

۱۱٫ امام رضا علیه السلام به واسطه پدران بزرگوار خویش از امام سجاد علیه السلام نقل می کند:

حدثتنی اسماء بنت عمیس، قالت: کنت عند فاطمه جدتک اذدخل رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم و فی عنقها قلاده من ذهب کان علی بن ابی طالب علیه السلام  اشتراها له من فی ء له; فقال النبی صلی الله و علیه و آله و سلم: لا یغرنک الناس ان یقولوا «بنت محمد» و علیک لباس الجبابره! فقطعتهاو باعتها و اشترت بها رقبه فاعتقتها فسر رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم بذلک.

اسماء بنت عمیس برایم نقل کرد که در حضور جده ات فاطمه علیه السلام بودم که رسول خداصلی الله و علیه و آله و سلم داخل شد; در حالی که گردنبندی طلایی که علی ابن ابی طالب علیه السلام از سهمیه خود برای فاطمه سلام الله علیها خریده بود، در گردنش بود. پیامبرصلی الله و علیه و آله و سلم به او فرمود: مبادا مردم با این گفته که «دختر محمداست » تو را مغرور سازند اما بر تن تو لباس زورمندان باشد. ازاین رو فاطمه علیه السلام آن را از گردنش جدا کرد و فروخت و با آن، بنده ای را خریده و آزاد کرد، و رسول خداصلی الله و علیه و آله و سلم نیز به خاطر این کار شادمان گشت.

گلواژه در گلزار شهیدان

۱۲٫ امام صادق علیه السلام:

ان فاطمهسلام الله علیها  کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غداه سبت فتاتی قبر حمزه و تترحم علیه و تستغفر له.

فاطمه سلام الله علیها هر صبح شنبه، به زیارت قبور شهدا [در احد] می آمد وکنار قبر حمزه قرار می گرفت و برای او طلب رحمت و مغفرت می نمود.

نکته قابل توجه اینکه، حضرت سلام الله علیها ضمن اینکه ادای احترام به شهدا وحضور در کنار قبرشان و یادآوری جانفشانی آنان را هیچ گاه فراموش نمی کند و در کنار قبر حمزه سیدالشهدا به دعا می نشیند، ولی در عین حال، زمان مناسبی را انتخاب می کند که می توان آن را جزء خلوت ترین روزهای هفته دانست چرا که در روزهایی چون پنجشنبه یا جمعه، دیگران نیز درکنار قبور شهدا حضور می یابند. ناگفته پیداست این درسی برای همه بانوان پیرو او است که در عین ایفای وظایف اجتماعی، در حفظ شؤون اسلامی تلاش کنند.

فاطمه برترین بانو
فاطمه برترین بانو

جلودار بهشتیان

۱۳٫ پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم:

اول شخص یدخل الجنه فاطمه سلام الله علیها.

نخستین فردی که داخل بهشت می شود فاطمه سلام الله علیها است.

سر فرود آرید که «او» می گذرد

۱۴٫ عایشه از پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم روایت می کند:

اذا کان یوم القیامه نادی مناد یا معشر الخلائق! طاطؤوارؤوسکم حتی تجوز فاطمه بنت محمدصلی الله و علیه و آله و سلم.

در هنگامه قیامت، منادی ای، ندا می دهد: ای انبوه مردمان! سرهایتان را به زیر اندازید تا فاطمه دختر محمدصلی الله و علیه و آله و سلم بگذرد.

همین موضوع را در روایت بعدی، به گونه ای مشروح تر می خوانیم:

۱۵٫ پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم:

اذا کان یوم القیامه نادی مناد من بطنان العرش: یا اهل الجمع!نکسوا رؤوسکم و غضوا ابصارکم حتی تمر فاطمه بنت محمدصلی الله و علیه و آله و سلم علی الصراط. فتمر مع سبعین الف جاریه من الحور العین کمرالبرق.

به هنگامه قیامت، منادی ای از میان عرش صدا می زند که ای اجتماع کنندگان! سرهایتان را به زیر اندازید و چشمانتان را ببندیدتا فاطمه دختر محمدصلی الله و علیه و آله و سلم از صراط عبور کند.

آنگاه حضرت سلام الله علیها مراه هفتاد هزار کنیز از حوریان بهشتی، به سرعت برق می گذرد.

فردای محشر نیز به حرمت عبور صدیقه کبراسلام الله علیها سرهای خلایق به زیر می افتد و پلکها بر هم; ولی چگونه بود که جمعی حرمت او را پاس نداشتند و به جای تعزیت و تسلیت سوگ پدر، بر سینه و پهلویش نشانه هایی از در سوخته خانه اش را نقش بستند! «تبت یدا ابی لهب و تب!».

بانوی بانوان و شفاعت زنان

۱۶٫ پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم در ضمن روایتی:

… فایما امراه صلت فی الیوم و اللیله خمس صلوات و صامت شهر رمضان و حجت بیت الله الحرام، و زکت مالها و اطاعت زوجها، و والت علیا بعدی، دخلت الجنه بشفاعه ابنتی فاطمه،و انها لسیده نساء العالمین ….

«هر زنی که در شبانه روز، نمازهای پنجگانه را به جای آورد، ماه رمضان را روزه بدارد، حج خانه خدا را [اگر توانایی داشت] گزارد،زکات مالش را بپردازد، از شوهرش اطاعت کند، و بعد از من، ولایت و حکومت علی را بپذیرد، به شفاعت دخترم فاطمه، وارد بهشت خواهد شد و همانا فاطمه، سرور زنان عالم است.

همان گونه که در روایات متعدد دیگر نیز آمده، ارزش ادای نماز وروزه و حج و سایر واجبات عملی، مبتنی بر پذیرش ولایت اهل بیت علیهم السلام است و شفاعت نیز بر اساس ادای این وظایف است اما با ولایت که درحقیقت، روح و جان اعمال است; همان که حضرت فاطمه سلام الله علیها نیز به خاطرآن به شهادت رسید، چرا که مدافع حریم و حرمت آن بود. او که محورخشم و خشنودی خداوند است و او که پاره تن پیامبرصلی الله و علیه و آله و سلم است و او که «سیده » زنان عالم است، فردای قیامت نیز اعمال صالح به شفاعت او است که راهگشای بهشتیان خواهد بود.

فقط علی همسان فاطمه بود

۱۷٫ امام صادق علیه السلام:

لولا ان الله تبارک و تعالی خلق امیرالمؤمنین علیه السلام لفاطمه ما کان لها کفو علی ظهر الارض من آدم و من دونه.

اگر خدای تبارک و تعالی امیرالمؤمنین علیه السلام را برای فاطمه خلق نکرده بود، برای او بر روی زمین، از آدم گرفته تا دیگران، همتایی وجود نداشت.

فاطمه سلام الله علیها که سلاله توحیدمدارانی چون ابراهیم خلیل علیه السلام است، و اوکه دامنش جایگاه پرورش اولیای دین و ضامن بقای رسالت پدربزرگوارش است، همسر و همتایی جز شیر بیشه توحید، امیرالمؤمنین علیه السلام نخواهد داشت و این چنین است که ازدواجش نیز به امر حق تعالی است;چنان که در روایت بعدی آمده است.

ماموریت الهی

۱۸٫ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:

ما زوجت فاطمه الا [بعد] ما امرنی الله عز و جل بتزویجها.

فاطمه را شوهر ندادم مگر پس از آنکه خدای عز و جل مرا مامورشوهر دادن او کرد.

و این چنین بود که خداوند، نخست او را در عالم اعلا به همسری علی علیه السلام در آورد و آنگاه در زمین تحقق یافت.

پیوند در عرش

۱۹٫ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:

اتانی ملک فقال یا محمد! ان الله یقرا علیک السلام و یقول لک: انی قد زوجت فاطمه ابنتک من علی بن ابی طالب فی الملاالاعلی، فزوجها منه فی الارض ».

فرشته ای نزد من آمد و گفت: خداوند بر تو سلام می فرستد ومی گوید: من دخترت فاطمه را در عالم بالا، به همسری علی ابن ابی طالب در آوردم; تو نیز در زمین او را به همسری او در آور.

گلواژه خوشبختی

۲۰٫ روزی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعد از ازدواج علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها به خانه آنان رفت و از علی علیه السلام پرسید:

کیف وجدت اهلک؟

قال: نعم العون علی طاعه الله;.

همسرت را چگونه یافتی؟

عرض کرد: بهترین یاور برای اطاعت خداوند.

سپس همین پرسش را از فاطمه سلام الله علیها کرد. فاطمه سلام الله علیها عرض کرد:

خیر بعل.

آن را بهترین شوهر یافتم.

چه زیباست که امیرالمؤمنین علیه السلام در پاسخ به پرسش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همه خوبیها و مکارم همسرش را در این جمله کوتاه، ولی بسیار گویا بیان می کندو او را بهترین یار و یاور در ادای وظیفه و اطاعت خدای تبارک و تعالی معرفی می کند. زیرا ملاکی که به زندگی آن دو بزرگوار معنا می بخشد وآنان ازدواج خود را در سایه آن، موفق می دانند، همکاری و همراهی درطاعت الهی است و بس.

خانه داری خانه توحید

۲۱٫ زهری، از راویان و عالمان اهل سنت:

لقد طحنت فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حتی مجلت یدها و ربی واثر قطب الرحی فی یدها.

فاطمه، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن قدر دستاس کرد که دستش تاول زد وجای چوب آسیاب در دستش بالا آمد و پینه بست.

غنچه می پرورد

۲۲٫ انس بن مالک: بلال در نماز صبح تاخیر کرد و از آن باز ماند.پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود:

ما حبسک؟

فقال: مررت بفاطمه سلام الله علیها و هی تطحن و الصبی یبکی، فقلت لها:ان شئت کفیتک الرحی و کفیتنی الصبی، و ان شئت کفیتک الصبی و کفیتنی الرحی.

فقالت: «انا ارفق بابنی منک ». فذاک حبسنی.

قال: فرحمتها رحمک الله.

چه چیز مانع آمدنت شد؟

عرض کرد: به فاطمه سلام الله علیها برخوردم که در حال دستاس کردن بود وپسربچه اش گریه می کرد. به او گفتم: اگر بخواهی من به جای شماعهده دار دستاس کردن می شوم و شما عهده دار بچه، و اگر هم بخواهی من بچه را نگه می دارم و شما دستاس کن.

فاطمه فرمود: «من از تو به پسرم مهربانتر و مناسبترم ». این کار، مرااز نماز اول وقت باز داشت.

پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پس تو به فاطمه سلام الله علیهامهربانی کردی، خداوند تو رارحمت کند.

حضرت زهرا سلام الله علیها همه سعی خویش را در فراهم نمودن محیط طاعت و بندگی خود، شوهر و فرزندانش، به کار می بندد و در تقسیم کاری که پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم برای آن دو بزرگوار کرده و کارهای داخل خانه را به او، وکارهای بیرون را به علی علیه السلام واگذار کرده بود، به خوبی در انجام دادن آن تلاش می کرد و آن را مغایر مقام معنوی و علمی و موقعیت اجتماعی خودنمی دانست; بلکه آن را یکی از زمینه های تحقق رضایت حق تعالی می شمرد و تاول زدن دستهای مبارکش نیز، مانعی برای تلاش داخل خانه نبود. او به بچه داری و تربیت فرزندانش عشق می ورزید. لذا حتی برای چندلحظه نیز راضی به ترک آن نیست و در آن چند لحظه نیز، کار آسیاب کردن را به بلال وا می گذارد و خود به آرام کردن فرزند و رسیدگی به اومی پردازد.

کنار باغبان توحید

۲۳٫ عایشه نقل می کند:

و کانت (فاطمه) اذا دخلت علی النبی صلی الله علیه و آله و سلم قام الیها فقبلها واجلسها فی مجلسه، و کان النبی صلی الله علیه و آله و سلم اذا دخل علیها قامت من مجلسها فقبلته و اجلسته فی مجلسها.

زمانی که فاطمه سلام الله علیها بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد می شد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به سوی اومی رفت و او را می بوسید و در جای خود می نشاند، و آنگاه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد بر او می شد، از جایش برمی خاست و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رامی بوسید و در جای خویش می نشاند.

۲۴٫ ثوبان، بنده آزاد شده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:

کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اذا سافر کان آخر عهده بانسان من اهله فاطمه سلام الله علیها و اول من یدخل علیه اذا قدم فاطمه سلام الله علیها.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنگاه که به مسافرت می رفت، آخرین شخصی را که ازخانواده اش می دید و وداع می کرد فاطمه سلام الله علیها بود، و آنگاه که برمی گشت، بر اولین کسی که وارد می شد فاطمه سلام الله علیها بود.

سرور سینه سردار توحید

۲۵٫ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:

فاطمه بضعه منی. من سرها فقد سرنی و من ساءها فقد ساءنی.فاطمه اعز الناس علی.

فاطمه پاره وجود من است. هر کس او را شاد کند مرا شاد کرده و هرکس به او بدی کند به من بدی کرده است. فاطمه عزیزترین مردم برای من است.

روشن است محبتی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به فاطمه سلام الله علیها داشت و احترام خاصی که برای او قایل بود تنها بدان جهت نبود که او دختر اوست چرا که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دختران دیگری هم داشت; بلکه به جهت ویژگیهایی بود که زهرا سلام الله علیها را از سایر زنان عالم ممتاز می کرد. از روایات متعددی که در این باره در کتابهای شیعه و سنی وجود دارد استفاده می شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به مناسبتهای مختلف و در موارد متعدد، حقیقت مذکور را بیان می فرموده است. روایت بعدی یکی دیگر از این موارد است.

پاره وجود مصطفی

۲۶٫ انس بن مالک:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ما خیر للنساء؟ فلم ندر ما نقول؟ فسارعلی علیه السلام الی فاطمه فاخبرها بذلک. فقالت: فهلا قلت له: خیر لهن ان لا یرین الرجال و لا یرونهن!

فرجع فاخبره بذلک.

فقال له: من علمک هذا؟

قال: فاطمه.

قال: انها بضعه منی.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: چه چیزی برای بانوان بهتر است؟ ما ندانستیم چه بگوییم. علی پیش فاطمه رفت و او را از این جریان باخبر کرد.

فاطمه گفت: پس چرا به پیامبر نگفتی: برای آنان این بهتر است که نه آنها مردان بیگانه را ببینند و نه مردان بیگانه آنها را!

علی بازگشت و این پاسخ را به عرض پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رساند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: چه کسی این پاسخ را به تو یاد داد؟

عرض کرد: فاطمه.

فرمود: او پاره وجود من است.

شنیدن جواب پرسش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از زبان مبارک حضرت فاطمه سلام الله علیه، به عنوان اینکه یکی از زنان است تاثیر خاصی در بانوان خواهد داشت وبدیهی است که منظور، دست کشیدن از وظایف و مسؤولیتهای جتماعی نیست بلکه بیان یک واقعیت است که هر چه حد و مرز بین زن و مرد درزندگی و جامعه رعایت شود بیشتر به مصلحت بانوان است.

عشق در کنار خندق

۲۷٫ علی علیه السلام:

کنا مع النبی صلی الله علیه و آله و سلم فی حفر الخندق، اذ جاءته فاطمه سلام الله علیه بکسره من خبز فرفعتها الیه، فقال: ما هذه یا فاطمه؟

قالت: من قرص اختبزته; جئتک منه بهذه الکسره.

فقال: یا بنیه! اما انها لاول طعام دخل فم ابیک منذ ثلاث.

ما به همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در جریان حفر خندق بودیم که فاطمه سلام الله علیه باتکه نانی پیش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و آن را به خدمت او برد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: این چیست، فاطمه؟

عرض کرد: از گرده نانی است که برای دو فرزندم پختم; این تکه آن را برای شما آوردم.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: دختر عزیزم! هان، این اولین غذایی است که بعد ازسه روز وارد دهان پدرت می شود.

این جریان در حالی که شدت علاقه حضرت فاطمه سلام الله علیه را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رساند، گویای اوج فداکاری و تحمل دشواریها در صدر اسلام، توسطمسلمانان بویژه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای دستیابی به اهداف الهی و حفظحکومت اسلامی است. آنان در شرایط دشوار جنگ خندق، با شکمهای گرسنه، قسمتهای قابل نفوذ مدینه را حفر می کنند تا مرکز رسالت و امامت از تعرض دشمن محفوظ بماند. در خانه فاطمه سلام الله علیه نیز توشه آن قدر کم است که تنها امکان پختن یک نان برای چند نفر فراهم شده است و آن بزرگوار،توانسته بخشی از آن را تقدیم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کند، در حالی که آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم درسه روز گذشته غذایی نخورده است.

همین علاقه است که زهراسلام الله علیه را حتی قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غم فراق آینده به گریه می اندازد. وایت بعدی گویای همین واقعیت است.

اشک در انتظار فراق

۲۸٫ عبدالله بن عباس:

لما حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلمالوفاه حتی بلت دموعه لحیته، فقیل له: یا رسول الله! ما یبکیک؟

فقال: ابکی لذریتی و ما تصنع بهم شرار امتی من بعدی، کانی بفاطمه بنتی و قد ظلمت بعدی و هی تنادی یا ابتاه! فلا یعینهااحد من امتی.

فسمعت ذلک فاطمه سلام الله علیه فبکت.

فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: لا تبکین یا بنیه!

فقالت: لست ابکی لما یصنع بی من بعدک، و لکنی ابکی لفراقک یا رسول الله!

فقال لها: ابشری یا بنت محمد بسرعه اللحاق بی، فانک اول من یلحق بی من اهل بیتی.

زمانی که رحلت رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم نزدیک شد، آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم آن قدرگریه کرد که اشکهایش محاسن او را تر کرد. به آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم عرض شد: ای رسول خدا! چه چیز مایه گریه شماست؟

فرمود: برای فرزندانم و آنچه که اشرار امتم، بعد از من، بر آنها روامی دارند گریه می کنم. گویا دخترم فاطمه را می بینم که بعد از من براو ستم می شود و او صدا می زند: «پدرجان »! ولی هیچ کس از امتم اورا کمک نمی کند.

فاطمه سلام الله علیه این را شنید، و شروع به گریه کرد.

رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم فرمود: دخترم! گریه نکن.

عرض کرد: من به خاطر رفتاری که بعد از شما با من می شود گریه نمی کنم، بلکه به علت غم فراق شما ای رسول خدا گریه می کنم.

حضرت صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: مژده باد تو را ای دختر محمد که بزودی به من ملحق خواهی شد، چرا که تو اولین کسی از اهل بیتم هستی که به من می پیوندی.

پرهیز از نفرین

۲۹٫ امام باقرعلیه السلام و امام صادق علیه السلام:

ان فاطمه سلام الله علیهالما کان من امرهم ما کان، اخذت بتلابیب عمرفجذبته الیها ثم قالت:

اما والله یا ابن الخطاب! لولا انی اکره ان یصیب البلاء من لا ذنب له لعلمت انی ساقسم علی الله ثم اجده سریع الاجابه.

وقتی شد آنچه شد، فاطمه گریبان عمر را گرفت و کشید و فرمود:هان، به خدا سوگند ای پسر خطاب! اگر من کراهت نمی داشتم که افراد بی گناه دچار بلا شوند می فهمیدی که من خدای را سوگندمی دادم، آن گاه او را در اجابت دعایم، پرشتاب می یافتم.

آنچه بر اساس این روایت، حضرت فاطمه سلام الله علیها را از نفرین کردن درباره آنان که به او ستم کردند باز می دارد این است که با نزول بلا، افرادبی گناه نیز گرفتار آیند. از این رو در روایت دیگری که شرح آمدن حضرت سلام الله علیها به مسجد، پس از کشاندن علی علیه السلام به آنجا را بیان می کند آمده است که فاطمه سلام الله علیها در حالی که پیراهن پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم را بر سر گرفته بود وکودکانش را به همراه داشت، تهدید کرد که اگر علی علیه السلام را رها نکنند موهای خویش را پریشان خواهد ساخت.و در سخن دیگری از امام باقرعلیه السلام آمده است:

و الله لو نشرت شعرها ماتوا طرا.

به خدا سوگند، اگر موهای خویش را آشکار و پریشان می ساخت همه آنان می مردند.

استوانه ولایت

۳۰٫ امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش، امام باقرعلیه السلام و آن حضرت علیه السلام ازجابر بن عبدالله انصاری نقل می کند:

سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول لعلی بن ابی طالب قبل موته بثلاث:«سلام علیک یا ابا الریحانتین! اوصیک بریحانتی من الدنیا،فعن قلیل ینهد رکناک و الله خلیفتی علیک.» فلما قبض رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال علی علیه السلام: هذا احد رکنی الذی قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. فلما ماتت فاطمه سلام الله علیها قال علی علیه السلام: هذا الرکن الثانی الذی قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.

از رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم سه روز پیش از رحلتش، شنیدم به علی ابن ابی طالب می فرماید: «سلام بر تو باد ای پدر دو گل خوشبو! تو رابه دو گل خوشبویم از دنیا (امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام) سفارش می کنم; چرا که بزودی هر دو رکن تو فرو خواهد ریخت و خداوندعوض دهنده تو است.»

پس از آن، موقعی که رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم رحلت کرد علی علیه السلام فرمود: این یکی از دو رکن من بود که رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود. و وقتی فاطمه سلام الله علیها رحلت کرد، علی علیه السلام فرمود: این، رکن دومی بود که رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم فرمود.

در سوگ پدر

۳۲٫ امام صادق علیه السلام:

عاشت فاطمه بعد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم خمسه و سبعین یوما لم ترکاشره و لا ضاحکه; تاتی قبور الشهداء فی کل جمعه مرتین:الاثنین و الخمیس فتقول سلام الله علیها: هاهنا کان رسول الله و ههنا کان المشرکون.

فاطمه سلام الله علیها بعد از رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم هفتاد و پنج روز زندگی کرد; درحالی که در حال لبخند یا خنده دیده نشد. هفته ای دو بار، یکی دوشنبه و دیگری پنجشنبه، به زیارت قبور شهدا [در احد] می آمد ومی گفت: اینجا رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم بود و آنجا مشرکان قرار داشتند.

چنان که یادآور شدیم در تاریخ شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها اختلاف است، ولی آنچه بیشتر شهرت دارد همان ۷۵ یا ۹۵ روز است که در برخی روایات نیز آمده است.نکته دیگر آنکه، در روایت سی و پنجم خواهدآمد که صدیقه طاهره سلام الله علیها بعد از رحلت پدر بزرگوار خود تنها یک بارلبخند زد. دیگر آنکه، در این روایت، روزهای دوشنبه و پنجشنبه نام برده شده است که حضرت سلام الله علیها به زیارت قبور شهدا می رفت و این با آنچه درروایت سیزدهم گذشت، منافاتی ندارد چرا که آن حدیث می تواند ناظر به قبل از رحلت رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم باشد; در حالی که ظاهر این حدیث، مربوطبه بعد از رحلت آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم است.

فاطمه برترین بانو
فاطمه برترین بانو

اذان ناتمام

۳۳٫ شیخ صدوق:

روی [انه] لما قبض النبی صلی الله علیه و آله و سلم امتنع بلال من الاذان، قال: لااؤذن لاحد بعد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. و ان فاطمه سلام الله علیها قالت ذات یوم:انی اشتهی ان اسمع صوت مؤذن ابی صلی الله علیه و آله و سلم بالاذان، فبلغ ذلک بلالا; فاخذ فی الاذان. فلما قال: «الله اکبر، الله اکبر» ذکرت اباهاعلیه السلام و ایامه، فلم تتمالک من البکاء. فلما بلغ الی قوله:«اشهد ان محمدا رسول الله » شهقت فاطمه سلام الله علیها و سقطت لوجههاو غشی علیها. فقال الناس لبلال: امسک یا بلال! فقد فارقت ابنه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم الدنیا و ظنوا انها قد ماتت. فقطع اذانه و لم یتمه فافاقت فاطمه سلام الله علیها و سالته ان یتم الاذان، فلم یفعل و قال لها: یا سیده النسوان! انی اخشی علیک مما تنزلینه بنفسک اذاسمعت صوتی بالاذان. فاعفته عن ذلک.

نقل شده است وقتی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم رحلت کرد، بلال از اذان گفتن امتناع جست و گفت: بعد از رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم برای هیچ کس اذان نمی گویم.ولی یک روز فاطمه سلام الله علیها فرمود: علاقه دارم صدای مؤذن پدرم صلی الله علیه و آله و سلم رادر اذان بشنوم. این خبر به بلال رسید. لذا شروع به اذان گفتن کرد،ولی هنگامی که گفت: «الله اکبر، الله اکبر»، فاطمه سلام الله علیها به یاد پدر ودوران او افتاد، و نتوانست از گریه خودداری کند. و زمانی که به جمله: «اشهد ان محمدا رسول الله » رسید، فاطمه سلام الله علیها فریادی زد و به روی افتاد و بیهوش شد. مردم به بلال گفتند: ای بلال! دست نگهدارچرا که دختر رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت. و گمان کردند که فاطمه سلام الله علیهارحلت کرده است. لذا بلال اذانش را قطع کرده و ناتمام گذاشت; تااینکه فاطمه سلام الله علیها به هوش آمد و از بلال خواست که اذان را کامل کند،اما بلال ادامه نداد و به حضرت سلام الله علیها عرض کرد: ای سرور بانوان! من ازآنچه شما با شنیدن صدای اذان من بر خود می آوری، بر شما می ترسم.لذا حضرت علیه السلام او را معاف داشت.

پیراهن یوسف

۳۴٫ علی علیه السلام:

غسلت النبی صلی الله علیه و آله و سلم فی قمیصه: فکانت فاطمه تقول: ارنی القمیص.فاذا شمته غشی علیها، فلما رایت ذلک غیبته.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در پیراهنش غسل دادم. به همین جهت فاطمه می گفت:پیراهن را به من نشان بده، و هنگامی که آن را می بویید بیهوش می شد. من هم وقتی این را دیدم آن را پنهان کردم.

دیگر خنده، هرگز! جز یک تبسم

۳۵٫ ام جعفر بنت محمد بن جعفر:

ان فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قالت: یا اسماء! انی قد استقبحت مایصنع بالنساء. ان یطرح علی المراه الثوب فیصفها، فقالت اسماء:یا ابنه رسول الله! الا اریک شیئا رایته بالحبشه؟ فدعت بجرائد رطبه فحنتها ثم طرحت علیها ثوبا. فقالت فاطمه: مااحسن هذا و اجمله! تعرف به المراه من الرجل. فاذا مت انافاغسلینی انت و علی و لا یدخل علی احد. فلما توفیت غسلهاعلی و اسماء رضی الله تعالی عنهم.

فاطمه به اسماء بنت عمیس فرمود: ای اسماء! من این را که نسبت به بانوان انجام می شود و [در مراسم بعد از مرگ تنها] پارچه ای روی جنازه زن می اندازند و در نتیجه پوشش لازم را ندارد و جسد نمایان است، ناروا شمرده و نمی پسندم. اسماء گفت: ای دختر رسول خدا!آیا چیزی را که در سرزمین حبشه دیدم به شما نشان دهم؟ پس ازآن، اسماء چوبهای تری را فراهم ساخت، آنها را خم کرد، سپس پارچه ای روی آنها انداخت [و تابوتی ساخت]. فاطمه فرمود: چقدراین خوب و زیباست! چرا که به واسطه آن، زن از مرد باز شناخته می شود (در نتیجه، سبت به شؤون جنازه زن رعایت لازم صورت خواهد گرفت). پس آنگاه که من جان سپردم، تو و علی مرا غسل دهید و هیچ کس دیگر بر من وارد نشود. زمانی که رحلت کرد، علی و اسماء او را غسل دادند.

همین مضمون را دولابی، از محدثان اهل سنت، ذکر نموده و سپس افزوده است:

و ما رئیت متبسمه – یعنی بعد النبی صلی الله علیه و آله و سلم – الا یومئذ.

بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هیچ گاه با تبسم دیده نشد مگر آن روز که اسماء آن تابوت را ساخت و نشان او داد».

چه بسیار غم انگیز و دلخراش است که یگانه دختر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم،تنها لبخندی که بعد از رحلت پدر خود می زند هنگامی است که نگاهش به شبه تابوت خویش می افتد! گویا به یاد نزدیکی آن روز موعود می افتد. ازطرف دیگر، خیالش آسوده می گردد که بعد از رحلتش، نگاه بیگانه ای بر او،هر چند از روی پارچه، نخواهد افتاد، با اینکه طبق وصیتش مراسم خاک سپاری، مخفیانه انجام خواهد شد و تعداد انگشت شماری چون علی علیه السلام وسلمان و مقداد شرکت خواهند کرد; با این همه، نگران نحوه تشییع جنازه وحفظ حرمت شؤون اسلامی خویش است و تنها با دیدن نمونه تابوتی که امکان محافظت کامل او را دارد آرامش می گیرد. در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است که اسماء تختی را آورد، آن را وارونه کرد و ترکه هایی از درخت خرما را به پایه های آن بست و پارچه ای روی آن افکند و به حضرت سلام الله علیها نشان داد.

گلواژه پرپر می شود

۳۶٫ امام سجادعلیه السلام از پدر بزرگوار خویش، سیدالشهداعلیه السلام:

لما مرضت فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم وصت الی علی ابن ابی طالب علیه السلام ان یکتم امرها و یخفی خبرها و لا یؤذن احدابمرضها. ففعل ذلک و کان یمرضها بنفسه و تعینه علی ذلک اسماء بنت عمیس رحمها الله، علی استسرار بذلک کما وصت به.فلما حضرتها الوفاه وصت امیرالمؤمنین علیه السلام ان یتولی امرها، ویدفنها لیلا و یعفی قبرها، فتولی ذلک امیرالمؤمنین علیه السلام و دفنها وعفی موضع قبرها. فلما نفض یده من تراب القبر، هاج به الحزن فارسل دموعه علی خدیه و حول وجهه الی قبر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فقال: السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک من ابنتک وحبیبتک، و قره عینک و زائرتک، والبائته فی الثری ببقیعک،المختارالله لها سرعه اللحاق بک، قل یا رسول الله عن صفیتک صبری، و ضعف عن سیده النساء تجلدی، الا ان فی التاسی لی بسنتک، و الحزن الذی حل فی لفراقک، موضع التعزی، و لقدوسدتک فی ملحود قبرک، بعد ان فاضت نفسک علی صدری، و غمضتک بیدی، و تولیت امرک بنفسی.

نعم و فی کتاب الله انعم القبول، انا لله و انا الیه راجعون، قداسترجعت الودیعه، و اخذت الرهینه، و اختلست الزهراء، فمااقبح الخضراء و الغبراء!

یا رسول الله! اما حزنی فسرمد، و اما لیلی فمسهد، لا یبرح الحزن من قلبی او یختارالله لی دارک التی فیها انت مقیم، کمدمقیح، و هم مهیج، سرعان ما فرق [الله] بیننا، و الی الله اشکو،و ستنبئک ابنتک بتظاهر امتک علی، و علی هضمها حقهافاستخبرها الحال، فکم من غلیل معتلج بصدرها لم تجد الی بثه سبیلا، و ستقول، و یحکم الله و هو خیر الحاکمین.

سلام علیک یا رسول الله سلام مودع لاسئم و لا قال، فان انصرف فلا عن ملاله، و ان اقم فلا عن سوء ظنی بما وعد الله الصابرین. الصبر ایمن و اجمل و لولا غلبه المستولین علینا،لجعلت المقام عند قبرک لزاما، و التلبث عنده معکوفا، ولاعولت اعوال الثکلی علی جلیل الرزیه. فبعین الله تدفن بنتک سرا، و یهتضم حقها قهرا و یمنع ارثها جهرا، و لم یطل العهد، ولم یخلق منک الذکر، فالی الله یا رسول الله المشتکی، و فیک اجمل العزاء، فصلوات الله علیها و علیک و رحمه الله و برکاته.

موقعی که فاطمه دختر رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم بیمار شد به علی ابن ابی طالب علیه السلام وصیت کرد که موضوع را سربسته بدارد و خبر آن راپنهان کند و هیچ کس را از بیماری او مطلع نسازد. حضرت علیه السلام این کاررا کرد و خودش پرستاری فاطمه سلام الله علیها می نمود و اسماء بنت عمیس – که خدا رحمتش کند – نیز او را مخفیانه همان گونه که فاطمه سلام الله علیها وصیت کرده بود کمک می کرد.

هنگامی که رحلتش نزدیک شد به امیرالمؤمنین علیه السلام سفارش کرد که عهده دار مراسم غسل و کفن و دفن شود و او را شبانه به خاک سپاردو قبر او را پوشیده بدارد، لذا امیرالمؤمنین علیه السلام عهده دار آن شد و او رابه خاک سپرد و آثار محل قبرش را محو کرد. موقعی که دستش را ازخاک قبر تکاند، حزن و اندوه به او فشار آورد و پریشان کرده و به جوشش آورد و اشکهایش را بر گونه هایش جاری ساخت و چهره اش را به طرف قبر رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم نمود و عرض کرد: سلام بر تو ای رسول خدا! سلام بر تو از جانب دخترت و محبوبت، و نور چشمت و دیدارکننده ات، آن کسی که در بقیع تو، در خاک خفته است، وخداوند پیوستن سریع به تو را برای او برگزیده است. ای رسول خدا!صبرم در غم فقدان دختر برگزیده ات کم شد، و طاقتم به خاطرسرور زنان، ضعیف گشت. منتها آنچه موجب تسلیت خاطر است،تاسی من از سنت تو و بار اندوهی است که در غم فراق تو وجودم رادر بر گرفت. چرا که من خود، تو را در شکاف قبر نهادم، پس ازآنکه جانت بر سینه ام روان شد و چشمانت را با دست خویش بستم و خودم عهده دار کار به خاک سپاری ات شدم.

آری، دلنشین ترین پذیرش، در کتاب خدا آمده است: انا لله و انا الیه راجعون. [اینک] امانت باز گردانده شد و گرو، پس گرفته شد، وشکوفه یکباره ربوده شد و چه زشت است سبزه و زمین.

ای رسول خدا! اندوهم بی پایان است، و شبم در بیداری است; اندوه از قلبم نخواهد رفت تا اینکه خداوند همان خانه ای را که تو در آن ساکنی برای من برگزیند. دلشستگی ای چرک آور، و اندوهی خشم آورو آتش افروز. در میان ما چه زود جدایی افتاد! شکایت به خدامی برم، و دخترت از همداستانی امتت علیه من و برای ضایع کردن حق او، تو را خبر خواهد داد; حال و وضعیت را از او بپرس. چه بسیار عقده هایی; در سینه اش به تلاطم آمد اما راهی برای گشودن آن نیافت که خواهد گفت. و خداوند داوری می کند و او بهترین داوراست.

سلام بر تو ای رسول خدا! سلام وداع کننده ای که نه خسته شده است و نه روی گردان. پس، اگر برمی گردم نه به خاطر خستگی است، واگر بمانم نه به خاطر بدگمانی به وعده ای که خداوند به صابران داده است. صبر بهتر و زیباتر است. و اگر نبود تسلط آنان که بر ما چیره شده اند، خود را ملازم قبر تو می داشتم و ماندن کنار آن را پیشه خودمی ساختم و چون مادری که داغ مصیبتی بزرگ دیده، شیون می کردم.در برابر چشم خدا، دخترت پنهانی به خاک سپرده می شود، و حق اوبه زور ضایع می شود، و آشکارا از ارثش باز داشته می شود; در حالی که هنوز چیزی نگذشته و یاد تو فراموش نشده است. پس شکوه را به خدا می برم ای رسول خدا، و تویی مایه زیباترین تسلیت خاطر.درود خدا، و رحمت و برکاتش بر فاطمه و بر تو باد.

همین مضمون را مرحوم کلینی با اندکی تفاوت از همین راوی ولی ازامام حسین علیه السلام نقل کرده است

صدیقه را صدیق غسل می دهد

۳۷٫ مفضل بن عمر:

قلت لابی عبدالله علیه السلام: جعلت فداک، من غسل فاطمه؟

قال: ذاک امیرالمؤمنین. و کانی استعظمت ذلک من قوله.

فقال: کانک ضقت بما اخبرتک به؟

قلت: قد کان ذاک جعلت فداک.

قال: فقال: لا تضیقن فانها صدیقه و لم یکن یغسلها الا صدیق;اما علمت ان مریم لم یغسلها الا عیسی.

«به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت گردم، چه کسی فاطمه را غسل داد؟

فرمود: غسل دهنده، امیرالمؤمنین بود.

مفضل می گوید: گویا من این امر را دشوار یافتم و برایم سنگین آمد،لذا حضرت فرمود: گویا از آنچه که خبر دادم بر تو گران آمد؟

عرض کردم: بله چنین بود، فدایت شوم.

فرمود: هرگز دچار کم ظرفیتی نشو، چرا که فاطمه صدیقه ای بود که تنها «انسانی صدیق » او را غسل می دهد. آیا ندانستی که مریم را کسی جز عیسی غسل نداد؟

ظاهرا منشا تعجب مفضل، این مساله مورد بحث در فقه است که آیامرد را زن و زن را مرد، اختیارا و یا اضطرارا می تواند غسل دهد یا نه؟

ظهور خشم و قهر مقدس

۳۸٫ اصبغ بن نباته:

سئل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام عن عله دفنه لفاطمه بنت رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم لیلا; فقال: انها کانت ساخطه علی قوم کرهت حضورهم جنازتها و حرام علی من یتولاهم ان یصلی علی احدمن ولدها.

از امیرالمؤمنین علیه السلام در باره علت دفن شبانه فاطمه دختر رسول خداصلی الله و علیه و آله و سلم به دست او سؤال شد، فرمود: [به خاطر اینکه فاطمه سلام الله علیها] ازدست گروهی ناراضی و خشمناک بود و از حضور آنها در تشییع جنازه اش رضایت نداشت. و بر هر کس که ولایت و دوستی آن گروه را داشته باشد حرام است که بر احدی از فرزندان فاطمه سلام الله علیها نمازبگزارد.

در محکمه عدل با نقش خون

۳۹٫ امام رضاعلیه السلام از پدران خویشعلیهم السلام:

قال رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم: تحشر ابنتی فاطمه سلام الله علیهایوم القیامه ومعها ثیاب مصبوغه بالدم، تتعلق بقائمه من قوائم العرش فتقول:یا عدل! احکم بینی و بین قاتل ولدی (ولدی).

قال رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم: فیحکم لابنتی و رب الکعبه و ان الله عزو جل یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها.

رسول خداصلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: دخترم فاطمه در روز قیامت با لباسهایی رنگین به خون، محشور می گردد و به پایه ای از پایه های عرش دست می گیرد و می گوید: ای خدای عادل! میان من و قاتل فرزندم(فرزندانم) داوری کن.

رسول خداصلی الله و علیه و آله و سلم سپس فرمود: به خدای کعبه سوگند که خداوندبه نفع دخترم داوری می کند، و همانا خدای عز و جل به خاطرغضب فاطمه خشم می گیرد و به خشنودی او خشنود می گردد.

و بهشت به انتظار است

۴۰٫ پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم:

اشتاقت الجنه الی اربع من النساء: مریم بنت عمران، و آسیه بنت مزاحم، زوجه فرعون و هی زوجه النبی صلی الله و علیه و آله و سلم فی الجنه وخدیجه بنت خویلد زوجه النبی صلی الله و علیه و آله و سلم فی الدنیا و الآخره و فاطمه بنت محمدصلی الله و علیه و آله و سلم.

بهشت مشتاق چهار نفر از زنان است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم همسر فرعون که در بهشت همسر پیامبرصلی الله و علیه و آله و سلم است،خدیجه دختر خویلد همسر پیامبرصلی الله و علیه و آله و سلم، و فاطمه دختر محمدصلی الله و علیه و آله و سلم.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *