صفحه اول / صفحه شعر / شعر / گفتگو با قاسم صرافان شاعر قطعه اربعینی «خادم الحسین»‌(علیه السلام)

گفتگو با قاسم صرافان شاعر قطعه اربعینی «خادم الحسین»‌(علیه السلام)

قاسم صرافان – شاعر قطعه «خادم الحسین»‌(علیه السلام) 
هنوز شعرها تناسبی با عظمت پیاده‌روی اربعین حسینی از لحاظ کمّی و کیفی پیدا نکرده‌اند.
«قاسم صرافان» یکی از شعرای آیینی است که تا کنون آثار متعددی را در مدح اهل بیت (علیهم السلام) سروده و مجموعه‌هایی را هم با همین مضمون منتشر کرده است. البته او در زمینه سرودن ترانه‌های آیینی و همچنین ترانه‌های عاشقانه هم فعالیت دارد و تا کنون با خواننده‌هایی نظیر «علیرضا افتخاری»، «خشایار اعتمادی»، «رضا صادقی» و «حامد زمانی» و… هم همکاری داشته است. طی دو ماه اخیر هم آثاری از سروده‌های قاسم صرافان منتشر شد که از جمله قطعه «خادم الحسین»(علیه السلام) با صدای حامد زمانی بازتاب‌های زیادی داشت:
من از مشهد، من از تبریز، از شیراز و کرمانم
من از ری، اصفهان، از رشت، از اهواز و تهرانم
نمی دانم کجایی هستم، اما خوب میدانم
هوایی هستم و آواره ای در مرز مهرانم …
به سراغ این شاعر و ترانه‌سرا رفتیم و  با او درباره مسائل مختلف گفتگویی انجام دادیم. از بررسی شعر و ترانه آیینی و همچنین نکات مربوط به شعر عاشورا تا فعالیت‌های شخصی قاسم صرافان و دیدگاه جالبش نسبت به شعر عاشقانه مباحثی بودند که در این گفتگو مطرح شد و در ادامه می‌خوانید:
  • به نظر شما چه تعریفی برای شعر آیینی وجود دارد و به چه کسی لقب شاعر آیینی اطلاق می‌شود؟

شعر آیینی تعریف توافق‌شده و خاصی ندارد چون خود آیین تعاریف متعددی دارد اما آنچه که مرسوم‌تر است را عرض می‌کنم. در حال حاضر به شعر مذهبی، شعر آیینی می‌گویند و این شعر مذهبی در کشور ما بیشتر به سروده‌های پیرامون اهل بیت (علیهم السلام) تعلق دارد و متاسفانه اشعار مناجاتی و الهی در این بین درصد کمتری از سروده‌ها را شامل می‌شود. در بحث شعر آیینی دو حوزه پیش می‌آید. یکی شعر هیئت که زبان ساده‌تر و صمیمی‌تری دارد و اسامی و بیان مستقیم بیشتر در آن دیده می‌شود و حوزه دیگر را می‌توان شعر آیینی انجمنی نامید. یعنی سروده‌هایی که به اهل بیت می‌پردازند اما غزل‌هایی هستند که از لحاظ زبان، در فضای شعرهای عمومی قرار می‌گیرند و فقط موضوع مذهبی دارند.

سرودن شعر آیینی حساسیت‌های بیشتری دارد و نسبت به  شعر عاشقانه کار به مراتب دشوارتری است و با توجه به همین موضوع، شاعر باید یک شعر فاخر و سالم و زیبا و در عین حال صمیمی بنویسد. یعنی نباید این حساسیت باعث شود که شاعرانگی اثر از بین برود و به جای شعر تبدیل به نظم شود.

  •  با توجه به همین حساسیت‌ها و دشواری‌ها، شعر مذهبی خوب و بد داریم؟ یا کلاً همه سروده‌های این حوزه خوب هستند؟

قطعاً کارهای ضعیف هم وجود دارد اما ملاک نقد شعر مذهبی با شعرهای دیگر تفاوت دارد. در شعر عاشقانه هرچقدر تخیل و کشف و آشنایی‌زدایی بیشتر داشته باشید می‌تواند شعر را تقویت کند. اما در شعر آیینی چون مبتنی بر روایات و تاریخ و عقاید مذهبی است شاعر نمی‌تواند استفاده بی‌پروا از این موارد داشته باشید.

نکته مهم‌تر در شعر آیینی و خصوصاً اشعار هیئت‌ها یا ترانه‌های مذهبی، سهل و ممتنع بودن اثر است. شعری که می‌خواهید در هیئت‌ها استفاده کنید باید هم سهل باشد یعنی صمیمیت و روانی لازم را برای ارتباط با مخاطب عام داشته باشد و هم ممتنع باشد. یعنی از کیفیت ولایه‌های عمیق تری برخوردار باشد که هرکسی نتواند آن را بسراید و مورد توجه مخاطب خاص هم واقع شود. سهل‌بودن به معنای ساده‌ و بی‌آرایه بودن نیست. منظور از سهل بودن، کار پیش پا افتاده نیست بلکه منظور صمیمی و روان بودن است. چنین ویژگی‌های باعث می‌شود که یک شعر مذهبی خوب داشته باشیم.

  • در بخش اول گفتید که یکی از نقدها به شعر آیینی این است که درصد بالای آن به سروده‌هایی برای ائمه تعلق دارد و میزان کمتر مربوط به شعر مناجات است. اما برای برخی سوال است که در همین تقسیم‌بندی هم چرا درصد بالای سروده‌هایی که برای اهل بیت نوشته می‌شود به حضرت امام حسین (علیه السلام) تعلق دارد؟

بله همینطور است. این تا حدود زیادی این مسئله‌ای که شما اشاره کردید طبیعی است. چون زندگی امام حسین(علیه السلام) و صحنه کربلا سراسر عشق و ایثار و شهادت است. حتی ائمه پس از حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) هم می‌فرمایند که وام‌دار کربلا هستند. یک سری صفات و حالات در واقعه عاشورا وجود دارد که حتی سایر ائمه هم در راه اعتلای نام حسین(علیه السلام) و پرچم عاشورا تلاش می‌کنند. به عنوان نمونه حضرت امام زمان ارواحنا فدا هم خودشان را منتسب به عاشورا می‌کنند و با شعار«انا صمصامُ المنتقم جدی الحسین قتلو عطشانا» ظهور خواهند کرد. این واقعیت‌ها قابل انکار نیست و نام مقدس برخی از معصومین شور و حماسه و درخشش خاصی دارد که شعرا و هنرمندان هم به شدت جذب چنین نوری می‌شوند و بی دلیل نیست که صفت «مصباح الهدی و سفینه النجات» را برای امام حسین(علیه السلام) داریم.

البته در کنار این واقعیت، اخیرا مفهومی به نام امامان غریب طرح شد و برخی کنگره‌ها و حرکت‌ها هم تحت همین عنوان تلاش می‌کنند، توجه شعرا و هنرمندان را نسبت به زندگی و گفتار سایر امامان هرچه بیشتر جلب کنند.

  • اگر بخواهیم در مورد کارهای خودتان صحبت کنیم مهمترین سوال من این است که یک شاعر چطور می‌تواند هم شعر عاشقانه هم شعر مذهبی و هم ترانه بگوید و از سوی دیگر با مداح‌ها و خواننده‌های پاپ و گروه‌های سرود همکاری کند. این دامنه گسترده فعالیت جالب و یک مقدار عجیب است.

نمی دانم چرا باید از مسئله تعجب کرد؟ اتفاقاً به نظر من تک‌بُعدی بودن یک شاعر بیشتر مایه تعجب است. ما در زندگی روزانه خودمان به هیئت می‌رویم، سینما و پارک و ورزشگاه می‌رویم، عاشق می‌شویم یا با دوستان و خانواده می‌گوییم و می‌خندیم. پس چرا شعرهای ما باید فقط یک نوع مضمون داشته باشند؟ وقتی شعر، جوششی از درون شاعر و بازتاب غیر متظاهرانه‌ای از زندگی و احساس اوست، چرا باید تک بعدی باشد؟ واقعا چرا شاعری که شعر مذهبی می‌گوید باید چشمش را روی زیبایی‌های دیگر هستی یا دغدغه‌های دیگر مردم ببندد یا چرا شاعری که مثلا شعر اجتماعی سیاه می‌گوید، هیچ شعر امیدبخشی ندارد؟ آیا این یک تظاهر مذهبی یا مدگرایی روشنفکرانه نیست؟ من به عنوان یک آدم مذهبی، تمام ساعات زندگی‌ام را در مسجد و هیئت نمی‌گذرانم و زیبایی را در بخش‌های دیگر زندگی هم می‌بینم. این زیبایی من هنرمند را به دنبال خودش می‌کشاند و برای آن می‌نویسم و می‌سرایم. من هم زیبایی را در قاب بی‌نظیر عاشورا و در کلام حضرت زینب (سلام الله علیها) می‌بینم که فرمودند:«ما رأیت الا جمیلا» و هم زیبایی را در مهر مادری می‌بینم. گاهی در عشق جوانان به خاک و وطن خودشان آن را می‌بینم و گاهی هم زیبایی‌ها و ظرافت‌های عاشقانه را تجربه می‌کنم و در سروده‌هایم منعکس می‌شود. گاهی اوقات برخی می‌گویند که فقط شعر مذهبی گفتن خوب و مثبت است در حالی که این اتفاق محدودکردن طبع است. انسان با این روند خودش را از زیبایی‌ها و ابعاد دیگر زندگی محروم می‌کند. همین نگرش باعث شد علاوه بر انتشار چند مجموعه شعر آیینی، دو مجموعه عاشقانه «هـ دو چشم» و «اتفاق» را هم چاپ کردم و خوشبختانه مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفت. در حوزه ترانه هم خصوصا ترانه آیینی چند سالی است که فعالیت می‌کنم و سعی کرده‌ام تا در حد توان خودم با حداکثر کیفیت در هر سه حوزه شعر آیینی، عاشقانه و ترانه فعالیت‌ کنم.

  • البته فکر کنم در بین خواننده‌های پاپ، حامد زمانی جایگاه متفاوت‌تری برایتان داشته باشد.

بله. همینطور است. علی رغم نقدها و اختلاف سلیقه‌هایی که در مورد هر هنرمند و هر سبکی از هنر همیشه بوده و هست، وقتی منصفانه نگاه می‌کنم می‌بینیم بی شک حامد زمانی فضای جدیدی را به موسیقی اضافه کرده و این کار را خلاقانه و با کیفیت هم انجام داده است. البته ورود به هر فضای جدیدی، سعی و خطا و نقایصی هم دارد. ولی در عین حال  برخی از حرف‌ها و دغدغه‌هایی را که در فضاهای قبلی نمی‌شد به خوبی بیان کرد در این فضای جدید به شکل صریح تر و تاثیرگذار تری بیان کرده است.

حامد توانسته تعداد مخاطبان بسیاری را که پیش از این تقریباً از زیبایی‌های موسیقی بی‌بهره بودند با موسیقی روز پیوند بزند و شور و حماسه‌ای را که بعد از آهنگران و کویتی پور تقریبا در فراموشی به‌سر می‌برد در قالبی جدید و امروزین احیا کند.

  • طی سال‌های اخیر ترانه‌ها و اشعار زیادی با موضوع عاشورا بیان شده اما خیلی از آنها ماندگار نمی‌شوند؟ یعنی همانند برخی کارهای قدیمی طیف گسترده‌ای از جامعه آنها را حفظ نمی‌شوند یا در محافل گوناگون خوانده نمی‌شوند.

اگر به گذشته برگردیم می‌بینیم که جمع معدودی آثار محدودی را تولید می‌کردند اما آن افراد عمری را صرف این حرفه و هنر کرده بودند. در گذشته تعداد کارها کمتر بود و همین باعث می‌شد که مردم یک سری آثار خاص را بهتر و با تکرار بیشتری بشنوند.

امروزه تعداد عوامل و افراد و در نتیجه تولیدات در حوزه موسیقی و نواهای مذهبی بسیار زیاد شده و شتابزدگی‌ها و کم تجربگی‌ها، در کنار تعداد فراوان آثار باعث کیفیت پایین، کمتر دیده شدن، کمتر تکرار شدن و در نتیجه عدم ماندگاری آثار می‌شود. در این وضعیت حتی کارهای خوب هم در میان سرعت و حجم فراوان تولید، کمتر از گذشته دیده می‌شود. البته الان می‌بینم که برخی اشعار و ترانه‌های عاشورایی برای مردم جذاب است و هنوز هم کارهایی داریم که در ذهن مردم برای مدتی می‌ماند. درباره پیش‌بینی ماندگاری این آثار طی سال‌های آینده هم نمی‌توان شاید به درستی نمی‌شود از الان قضاوت کرد. در کل پارامترهای متعددی برای ماندگاری شعر و ترانه و خصوصا شعر و ترانه عاشورایی وجود دارد که برای یک تحلیل صحیح باید به ارزیابی همه آنها پرداخته شود.

اما قطعا تجربه کردن حس و حال‌های معنوی و ارتباط روحی با حقیقت مفاهیمی مانند شهادت، عاشورا، انتظار و همچین عشق و ارادت شاعر و آهنگساز و خواننده به اهل بیت در تأثیرگذاری ترانه‌ها و سرودهای آیینی نقش به‌سزایی دارد.

  • البته برخی اعتقاد دارند که اجرای ترانه‌ها و شعرهای عاشورایی در قالب موسیقی پاپ به این سروده‌ها لطمه می‌زند.

با توجه به تجربیات خودم و دیگران می‌توانم بگویم که اینطور نیست. حتی به خاطر دارم که حاج «محمود کریمی» از در پاسخ به سوالی در مورد آثار تاثیرگذاری که شنیده است، اشاره کرده بودند، زمانی که یکی از کارهای «محسن چاوشی» در مورد امام حسین(علیه السلام) را شنیدم با آن اشک ریختم. کارهای «محمد اصفهانی» در مورد حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) یا آثار حماسی «علیرضا عصار» یا کارهای «رضا صادقی» و «محمد علیزاده» از جمله آثار خوب این حوزه هستند.

«حامد زمانی» هم با تلفیق مداحی و موسیقی پاپ، آثار بسیار خوبی را برای ائمه و خصوصاً عاشورا خوانده که مورد استقبال طیف گسترده ای از مخاطبان هم قرار گرفته است.

البته هر ریتم و زیرشاخه‌ای از‌ موسیقی پاپ ممکن است برای مفاهیم عاشورایی مناسب نباشد اما موسیقی پاپ نقش تأثیرگذاری در انتقال پیام عاشورا به نسل جوان داشته و قطعا در آینده هم خواهد داشت.

  • مورد دیگر مرتبط با عاشورا همین اجتماع عظیم بی‌نظیر شیعیان در اربعین حسینی است که در صدر اخبار قرار دارد. اما به نظر من تا کنون شاعران ما در انتقال پیام همایش اربعین کم‌کار بوده‌اند و با اینکه چند سال از این اتفاق بزرگ می‌گذرد هنوز سروده‌ها بسیار کم است.

من هم اعتقاد دارم که هنوز شعرها تناسبی از لحاظ کمّی و کیفی با عظمت این واقعه بزرگ پیدا نکرده‌اند. این حرکت طی چند سال اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته و به نظرم هنوز هم برای انتقال پیام راهپیمایی اربعین از طریق شعر دیر نیست. حضور شعرا در این همایش بزرگ هم باعث تقویت هر چه بیشتر سروده‌ها می‌شود. هر سال جهش خوبی از لحاظ تعداد کارهای این حوزه داشته‌ایم.

ترانه «خادم الحسین» (علیه السلام) که برای اربعین امسال اخیرا با صدای حامد زمانی و تنظیم «امیر جمالفرد» منتشر شد و بازخوردهای بسیار خوب این کار یک نمونه از همین نکته است. این کار را بعد از پیاده روی سال گذشته نوشتم که خودم در آن حاضر بودم و با تمام وجود آن حال و هوا را درک کردم و فکر می‌کنم که نسبت به کارهای دیگری که قبلاً برای اربعین نوشته بودم، کار متفاوت و خاصی شد و پیام‌های زیادی هم از مخاطبین و دوستان حاضر در پیاده‌روی اربعین داشتم که این کار را می‌شنوند و با آن اشک می‌ریزند.

  • در یکی از مصاحبه‌های خود گفتید که با عنایت خاصه حضرت زهرا (سلام الله علیها) توانستید دوباره شعر بگویید اما در آن مصاحبه این موضوع را باز نکردید. همین باعث بازخوردهای زیادی نسبت به آن صحبت شد. دقیقاً داستان این موضوع چه بود؟

این تیتری بود که خبرنگار آن مصاحبه برای مصاحبه اش در نظر گرفته بود. صحبت من در آن مصاحبه تنها شرح ماوقع شروع شعرگفتنم بود. صحبت من این بود که وقتی اصفهان بودم یکی از بزرگان اهل دل فرمودند که من باید راجع به ازدواج حضرت علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) شعری بگویم در حالیکه اطلاعی هم از سابقه کم رنگ شعر گفتن من در نوجوانی نداشتند و من که بعد از دلنوشته های دبیرستان حدود ۷ سالی بود دست به قلم نبرده بودم به لطف حضرت زهرا(سلام الله علیها) و نفس گرم آن بزرگوار قلم به دست گرفتم و غزل «چشم ستاره محو تماشا بود/آن شب که در نگاه تو دریا بود» را نوشتم و این اتفاق شروع دوباره‌ای بر شاعری من شد.

و صد البته بدیهی است که بدون عنایت ویژه اهل بیت توفیقی در این ساحت مقدس پرشکوه و پر الهام حاصل نمی‌شود. عنایت اهل بیت نسبت به شعرای آیینی در زمان حیاتشان هم بوده و به نظرم جمله خیلی عجیبی نیست که اگر بگوییم آن بزرگان نسبت به شعرای آیینی در سرایش شعرعنایت خاص دارند.

نظر شما

ایمیل شما منتشر نمی شود.پرکردن قسمت های ستاره دار الزامی می باشد. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

x

همچنین ببینید

پیام امام خامنه ای در پی درگذشت شاعر انقلابی مرحوم احمد عزیزی

امام خامنه ای با صدور پیامی درگذشت شاعر انقلابی  و چیره‌دست، مرحوم احمد عزیزی را ...