شعر ویژه 9 دی

اشعار نه دی

هوا آشفته بود و شهر مجنون زمین سر در گریبان، چشم پر خون حماسه می‌خروشید از گلوشان ز رگ‌ها خون غیرت سخت جوشان که عاشورا کسی رقصیده؟ او کیست؟ چه کس با شاه دین جنگیده؟ کوفیست؟! از این غم شهر گویا پر ز شیر است دی از گرمای این دل‌ها چو تیر است همه عمارگون، آماده، هوشیار تمام شهر بیدارند، ...