ماجرای شگفت‌انگیز محمد بن عیسی بحرینی و تشرف به محضر امام زمان(عج)

خانه / تازه ها / ماجرای شگفت‌انگیز محمد بن عیسی بحرینی و تشرف به محضر امام زمان(عج)

ماجرای انار و تشرف محمد بن عیسی بحرینی به محضر امام زمان(عج)

داستان تشرف محمد بن عیسی بحرینی به محضر امام زمان(عج) از حکایت‌های مشهور درباره عنایات حضرت ولی‌عصر(عج) در دوران غیبت کبری است. در این داستان، شیعیان بحرین با توطئه‌ای خطرناک روبه‌رو می‌شوند. اما در نهایت، با توسل به امام زمان(عج)، حقیقت آشکار شده و نقشه دشمنان اهل‌بیت(ع) خنثی می‌شود.

این حکایت را علامه محمدباقر مجلسی در کتاب بحارالانوار نقل کرده است. در ادامه، متن داستان و منبع آن را مرور می‌کنیم.

ماجرای انار و توطئه علیه شیعیان بحرین

بر اساس این روایت، در دوره‌ای که بحرین در اختیار حاکمان غیرشیعه بود. فردی مسلمان به عنوان حاکم آن منطقه منصوب شد. وزیر او دشمنی بیشتری با اهل‌بیت(ع) داشت و با شیعیان بحرین رفتار خصمانه‌ای می‌کرد.

روزی وزیر، اناری را نزد حاکم آورد که روی پوست آن به‌صورت طبیعی نوشته شده بود:

«لا إله إلا الله، محمد رسول الله، ابوبکر و عمر و عثمان و علی خلفاء رسول الله»

حاکم با مشاهده این نوشته شگفت‌زده شد. وزیر ادعا کرد که این انار، دلیلی آشکار بر بطلان عقیده شیعیان است. و پیشنهاد کرد که بزرگان و علمای شیعه را احضار کنند.

حاکم نیز پیشنهاد وزیر را پذیرفت و به بزرگان شیعه اعلام کرد که اگر نتوانند برای این نوشته پاسخ قانع‌کننده‌ای ارائه کنند. باید یکی از سه راه را بپذیرند: تغییر مذهب، پرداخت جزیه یا تحمل مجازات سخت.

مهلت سه‌روزه برای نجات شیعیان

بزرگان شیعه بحرین با دیدن انار و تهدید حاکم، در وضعیت دشواری قرار گرفتند. آنان از حاکم درخواست کردند سه روز به آنها مهلت دهد تا برای این مسئله راه‌حلی پیدا کنند.

پس از آن، گروهی از افراد صالح و اهل عبادت را انتخاب کردند تا برای یافتن راه نجات، به درگاه خداوند متوسل شوند و از امام زمان(عج) یاری بخواهند.

در شب نخست، یکی از آنان به بیابان رفت و تا صبح به عبادت و دعا پرداخت. اما نتیجه‌ای نگرفت. شب دوم نیز فرد دیگری همین کار را انجام داد. ولی او نیز بدون دریافت پاسخی بازگشت.

در شب سوم، نوبت به محمد بن عیسی بحرینی رسید؛ مردی که در این روایت به عنوان فردی پاک‌سرشت و دانشمند معرفی شده است.

تشرف محمد بن عیسی بحرینی به محضر امام زمان(عج)

محمد بن عیسی با سر و پای برهنه راهی بیابان شد. آن شب، بسیار تاریک بود. او تمام شب را به دعا، گریه و توسل به خداوند و امام زمان(عج) گذراند. و از حضرت درخواست کرد که شیعیان بحرین را از این گرفتاری نجات دهد.

در اواخر شب، ناگهان مردی نزد او آمد و خطاب به او گفت:

«ای محمد بن عیسی! چه شده است که تو را چنین پریشان می‌بینم و برای چه به این بیابان آمده‌ای؟»

محمد بن عیسی پاسخ داد که برای مسئله‌ای مهم آمده و آن را جز برای امام خود بازگو نخواهد کرد.

آن مرد فرمود:

«ای محمد بن عیسی! صاحب‌الامر من هستم. خواسته‌ات را بگو.»

محمد بن عیسی گفت اگر شما صاحب‌الامر هستید، از ماجرای من آگاهید و نیازی به توضیح من ندارید.

حضرت فرمودند که از مشکل انار، نوشته روی آن و تهدید حاکم بحرین آگاه هستند.

راز نوشته روی انار چه بود؟

محمد بن عیسی از امام زمان(عج) درخواست کمک کرد. حضرت در پاسخ، راز این انار را برای او آشکار کردند.

بر اساس روایت، وزیر برای اجرای نقشه خود، قالبی گِلی به شکل انار ساخته بود. او نوشته‌ها را در دو قسمت قالب قرار داده و زمانی که انار هنوز کوچک بود. آن را داخل قالب گذاشته و محکم بسته بود.

با رشد تدریجی انار، نوشته موجود در قالب روی پوست آن اثر گذاشته بود. و به این ترتیب، وزیر توانسته بود نوشته را به‌گونه‌ای روی پوست انار ایجاد کند که طبیعی و غیرقابل جعل به نظر برسد.

حضرت سپس محل قرار گرفتن قالب را نیز به محمد بن عیسی نشان دادند و راه اثبات این توطئه را به او آموختند.

همچنین فرمودند که درون انار، جز خاکستر و دود چیزی وجود ندارد. و اگر حاکم برای آزمایش، از وزیر بخواهد انار را بشکند. خاکستر و دود آن بر صورت و ریش وزیر خواهد ریخت.

آشکار شدن توطئه وزیر

صبح روز بعد، محمد بن عیسی نزد حاکم رفت و همان‌گونه که امام زمان(عج) دستور داده بود، عمل کرد.

او از حاکم خواست به خانه وزیر بروند. در آنجا، محل قرار گرفتن قالب گِلی را پیدا کردند و با بررسی آن، حقیقت ماجرا آشکار شد.

سپس انار را نیز شکستند و مطابق آنچه در روایت آمده بود. خاکستر و دود از داخل آن بیرون آمد.

حاکم که از این ماجرا شگفت‌زده شده بود، از محمد بن عیسی پرسید:

«چه کسی این مطلب را به تو خبر داده است؟»

محمد بن عیسی پاسخ داد:

«امام زمان ما و حجت خداوند.»

ایمان آوردن حاکم بحرین

حاکم درباره امام زمان(عج) و اعتقاد شیعیان پرسید. محمد بن عیسی نیز ائمه اطهار(ع) را برای او معرفی کرد تا به حضرت مهدی(عج) رسید.

بر اساس این روایت، حاکم پس از شنیدن این مطالب، شهادتین را بر زبان آورد. و به ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) و دیگر ائمه(ع) اقرار کرد.

سپس دستور داد وزیر را به قتل برسانند و از مردم بحرین دلجویی کرد و با آنان رفتار نیکویی در پیش گرفت.

داستان محمد بن عیسی بحرینی در کدام کتاب آمده است؟

این داستان را علامه محمدباقر مجلسی در کتاب ارزشمند بحارالانوار نقل کرده است:

محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحات ۱۷۸ تا ۱۸۰، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

علامه مجلسی این حکایت را از افرادی نقل می‌کند که آنان را مورد اعتماد دانسته است.

همچنین در ادامه این نقل آمده است که این حکایت در میان مردم بحرین شهرت داشته و قبر منسوب به محمد بن عیسی نیز در آن منطقه شناخته شده است.

آیا داستان تشرف محمد بن عیسی بحرینی سند معتبر دارد؟

نکته مهم درباره داستان‌های تشرف به محضر امام زمان(عج) این است که چنین حکایت‌هایی الزاماً دارای سند فقهی و رجالی به معنای اصطلاحی آن نیستند.

بنابراین، صرف نقل شدن داستان در کتابی مانند بحارالانوار، به‌تنهایی به معنای اثبات قطعی تمام جزئیات آن با معیارهای علم حدیث و رجال نیست. درباره این‌گونه حکایت‌ها باید میان نقل تاریخی و حکایت تشرف با روایات دارای سند معتبر حدیثی تفاوت گذاشت.

در عین حال، این داستان از حکایت‌های مشهور منقول در منابع شیعه است و علامه مجلسی آن را در بحارالانوار آورده است.

آیا در دوران غیبت کبری امکان دیدار امام زمان(عج) وجود دارد؟

در دیدگاه عالمان شیعه، اصل امکان مشاهده امام زمان(عج) در دوران غیبت کبری به‌طور مطلق نفی نشده است. آنچه مورد توجه قرار گرفته، تفاوت میان دیدن حضرت و شناختن ایشان و ادعای ارتباط و ملاقات به شکل دائمی و اختیاری است.

بر این اساس، امکان دارد فردی حضرت را ببیند اما ایشان را نشناسد. و در برخی گزارش‌ها نیز از شناخت حضرت سخن گفته شده است.

بنابراین، داستان محمد بن عیسی بحرینی در چارچوب حکایت‌های تشرف به امام زمان(عج) نقل شده است. اما برای داوری درباره اعتبار تاریخی جزئیات آن، باید به منبع، نحوه نقل و اعتبار سند توجه کرد.

جمع‌بندی

داستان محمد بن عیسی بحرینی، حکایتی مشهور درباره تشرف به محضر امام زمان(عج) و نجات شیعیان بحرین از توطئه‌ای علیه آنان است. در این داستان، نوشته‌ای که به‌ظاهر به شکل طبیعی روی پوست انار ایجاد شده بود. وسیله‌ای برای تهدید شیعیان قرار گرفت. اما با توسل محمد بن عیسی به امام زمان(عج)، راز این توطئه آشکار شد.

این حکایت در بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحات ۱۷۸ تا ۱۸۰ نقل شده است. با این حال، از نظر حدیثی باید توجه داشت که گزارش‌های تشرف معمولاً مانند روایات فقهی دارای سند رجالی تفصیلی نیستند. و میزان اعتبار آنها باید با توجه به منابع و شواهد موجود بررسی شود.

منبع

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۷۸ـ۱۸۰، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

 

 

eheyat

بازدیدها: 2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *