ایرانیت و اسلامیت؛ دو هویت در کنار یکدیگر، نه در تقابل
بررسی آموزههای وحیانی درباره هویتهای سرزمینی و ملی نشان میدهد که اسلام، علاقه انسان به زادگاه و سرزمین خود را نفی نمیکند. بلکه این تعلق را در چارچوب تقوا، عدالت و کرامت انسانی جهتدهی میکند. بر این اساس، وطندوستی مسئولانه، دفاع مشروع از سرزمین و پیوند میان هویت ایرانی و اسلامی، نهتنها با آموزههای دینی تعارضی ندارد. بلکه میتواند در مسیر تحقق خیر عمومی و عدالت اجتماعی قرار گیرد.
در شرایطی که جوامع با تهدیدهای چندلایه، اختلافافکنی و تلاش برای تضعیف پیوندهای اجتماعی و هویتی مواجه هستند. شناخت دقیق نسبت میان ایرانیت و اسلامیت و تمایز وطندوستی از عصبیت، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در همین زمینه، با حجتالاسلام عبدالحسین یداللهی، پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی. درباره چهار محور «وطندوستی و عصبیت»، «جایگاه دفاع از سرزمین در اسلام»، «نسبت هویت ایرانی و اسلامی» و «حاکمیت عدالت بر منافع ملی» گفتوگو کردهایم.
مرز میان وطندوستی و عصبیت جاهلی چیست؟
علاقه به زادگاه و سرزمین، گرایشی ریشهدار در فطرت انسان است. گاهی این احساس با تعصبات کورکورانه اشتباه گرفته میشود. بر اساس آموزههای دینی، مرز میان وطندوستی به عنوان یک فضیلت اخلاقی و عصبیت جاهلی کجاست؟
علاقه به زادگاه، محل رشد و سرزمین محل زندگی، گرایشی ریشهدار در فطرت انسان است. و متون دینی نیز این احساس را سرکوب نکردهاند. قرآن کریم، اخراج انسان از خانه و سرزمین خود را در شمار تکالیف بسیار دشوار قرار داده و میفرماید:
«وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ.»
در سیره پیامبر اکرم(ص) نیز این دلبستگی عاطفی به سرزمین بهروشنی دیده میشود. آن حضرت هنگام خروج از مکه فرمودند:
«وَاللهِ إِنَّکِ لَخَیرُ أَرْضِ اللهِ، وَأَحَبُّ أَرْضِ اللهِ إِلَیَّ، وَلَوْلَا أَنِّی أُخْرِجْتُ مِنْکِ مَا خَرَجْتُ.»
با این حال، این علاقه تا زمانی ارزشمند است که به عصبیت و ظلم منتهی نشود. امام زینالعابدین(ع) در تبیین مرز میان محبت به قوم و عصبیت میفرمایند:
«العَصَبِیَّةُ الَّتِی یَأثَمُ عَلَیهَا صَاحِبُهَا أَنْ یَرَى الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَیرًا مِنْ خِیَارِ قَوْمٍ آخَرِینَ، وَلَیسَ مِنَ العَصَبِیَّةِ أَنْ یُحِبَّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ، وَلَکِنْ مِنَ العَصَبِیَّةِ أَنْ یُعِینَ قَوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ.»
بر این اساس، محبت به قوم و سرزمین به خودی خود عصبیت نیست. بلکه عصبیت زمانی شکل میگیرد که انسان به دلیل وابستگی قومی یا سرزمینی، ظلم و خطای گروه خود را توجیه کند یا آنان را در ستم یاری دهد.
بنابراین، وطندوستی در نگاه اسلامی میتواند به معنای احساس مسئولیت برای آبادانی، امنیت، پیشرفت و خیر عمومی جامعه باشد. در حالی که ملیگرایی افراطی، هنگامی که به خودبرتربینی، نفی حقوق دیگر ملتها یا حمایت کورکورانه از خطا منجر شود، از این چارچوب خارج میشود.
پیامبر اکرم(ص) نیز درباره عصبیت میفرمایند:
«لَیسَ مِنّا مَنْ دَعا إِلى عَصَبِیَّةٍ، وَلَیسَ مِنّا مَنْ قاتَلَ عَلى عَصَبِیَّةٍ، وَلَیسَ مِنّا مَنْ ماتَ عَلى عَصَبِیَّةٍ.»
از این منظر، وطندوستی اسلامی یک تعلق عاطفی صرف نیست. بلکه زمانی ارزش اخلاقی پیدا میکند که در خدمت آبادانی، امنیت، خیرخواهی عمومی و دفاع مشروع باشد. در مقابل، اگر این تعلق به ابزاری برای برتریجویی، نفی حقوق دیگران یا حمایت از ظلم تبدیل شود، به عصبیت نزدیک خواهد شد.
جایگاه دفاع از سرزمین در اسلام
آیا دفاع از آب و خاک در نگاه اسلام صرفاً یک تصمیم سیاسی و حاکمیتی است یا میتوان آن را یک مسئولیت اخلاقی و دینی نیز دانست؟
دفاع از سرزمین در منطق اسلامی صرفاً به یک تصمیم مقطعی سیاسی یا مصلحتسنجی زودگذر محدود نمیشود. بلکه با مفاهیمی همچون مقابله با ظلم، دفاع از جان و مال، حفظ امنیت جامعه و حمایت از افراد بیپناه ارتباط دارد.
قرآن کریم در نخستین آیاتی که درباره تشریع نبرد نازل شده. به مسئله ظلم و اخراج انسانها از خانه و سرزمینشان اشاره میکند:
«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ. الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ.»
همچنین قرآن، دفع تجاوز و مقابله با ظلم را عاملی برای حفظ مراکز عبادی و امکان عبادت معرفی میکند:
«وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا.»
از سوی دیگر، قرآن کریم درباره حمایت از مستضعفان میفرماید:
«وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ.»
در منابع روایی نیز دفاع از جان، مال، خانواده و دین دارای جایگاه ویژهای است. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند:
«مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ، وَمَنْ قُتِلَ دُونَ أَهْلِهِ أَوْ دُونَ دَمِهِ أَوْ دُونَ دِینِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ.»
با این حال، حتی دفاع و جنگ نیز در منطق اسلامی بدون قید و شرط نیست. قرآن کریم میفرماید:
«وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ.»
بنابراین، دفاع مشروع در نگاه اسلامی باید با اصول اخلاقی و پرهیز از تجاوز و تعدی همراه باشد.
آیا ایرانیت و اسلامیت با یکدیگر تعارض دارند؟
امروزه گاهی تلاش میشود میان هویت ایرانی و هویت اسلامی دوگانگی ایجاد شود. با توجه به مبانی وحیانی و پیشینه تاریخی، نسبت این دو هویت چگونه قابل تبیین است؟
تقابل میان ایرانیت و اسلامیت را نمیتوان یک تعارض ذاتی دانست. قرآن کریم تنوع اقوام، ملتها و زبانها را بخشی از نظام آفرینش معرفی میکند و میفرماید:
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ.»
همچنین اختلاف زبانها و رنگها را از نشانههای الهی برمیشمارد:
«وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ.»
از این منظر، اسلام لزوماً درصدد حذف ویژگیهای فرهنگی و تمدنی ملتها نیست. بلکه میتواند این ظرفیتها را در مسیر ارزشهای توحیدی و اخلاقی قرار دهد.
ایرانیان نیز در طول تاریخ در شکلگیری و گسترش علوم، فرهنگ و تمدن اسلامی نقش قابل توجهی داشتهاند. زبان فارسی، میراث فرهنگی و ظرفیتهای تمدنی ایران در دورههای مختلف تاریخی، بستری برای تولید و انتقال آثار علمی، ادبی و دینی فراهم کرده است.
از این منظر میتوان نسبت هویت ایرانی و اسلامی را بهصورت همافزایی میان یک هویت تاریخی و فرهنگی با یک نظام ارزشی و معنوی توضیح داد. هویت ایرانی، عناصر تاریخی، زبانی و فرهنگی را در بر میگیرد. و هویت اسلامی جهتگیری ارزشی و معنوی را تأمین میکند.
البته تعارض زمانی پدیدار میشود که ملیگرایی به باستانگرایی افراطی و بیگانهستیزی تبدیل شود. یا فهمی از اسلام ارائه شود که بدون توجه به بسترهای فرهنگی و تاریخی جامعه باشد.
حاکمیت عدالت بر منافع ملی
در تفکر سیاسی و حقوقی اسلام، اگر میان منافع ملی، پیوندهای قومی و جغرافیایی با اصول عدالت تعارضی ایجاد شود، معیار چیست؟
یکی از اصول بنیادین در تفکر اسلامی این است که تعلقات قومی، خانوادگی و سرزمینی نمیتواند مجوز عبور از عدالت باشد. قرآن کریم میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ.»
بر اساس این آیه، حتی در جایی که اجرای عدالت با منافع شخصی یا منافع نزدیکترین افراد انسان در تعارض قرار گیرد. عدالت همچنان معیار است.
قرآن کریم همچنین درباره رفتار با گروههایی که نسبت به آنان خصومت وجود دارد. تأکید میکند:
«وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى.»
بنابراین، نه علاقه به وطن و نه اختلاف با ملتهای دیگر نباید موجب کنار گذاشتن معیار عدالت شود.
در این چارچوب، وطندوستی، پاسداری از مرزها، دفاع از سرزمین و صیانت از هویت ملی هنگامی از ارزش اخلاقی و دینی برخوردارند که در مدار عدالت، تقوا و احترام به کرامت انسانی قرار گیرند.
در منطق اسلامی، وطن دارای ارزش و حرمت است. اما تعلق به وطن نمیتواند جای حق و عدالت را بگیرد.
بازدیدها: 3
پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام هیات رزمندگان اسلام , سایت هیات رزمندگان اسلام , پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام , هیات , سایت هیات , هیئت رزمندگان , هیئت رزمندگان اسلام








