بین اعملا و نیّت امام هماهنگی کامل وجود داشت و تمامی برنامه های عبادی- سیاسی و اجتماعی وی از هدف های
غیرالهی منزّه بود. ارتقای معنوی امام به شکلی بود که تمامی تلاش و همّت والای خود را آن گونه به کار می گرفت تا در مزرعه وجودش هیچ بذری جز خشنودی خداوند افکنده نشود و در رفع عطش جانش جز از چشمه سار معرفت و حکمت توحیدی، سیراب نگردد.
اومجاهدتی خستگی ناپذیر را سرلوحه عمل خویش قرار داد تا هر گونه آثار خودخواهی و وابستگی های مذموم وفناپذیر را از صفحه دل و ذهن خویش پیرایش کند و خود را به وادی…برساند که از وسوسه های خنّاسان و شرارت حیله گران جنی و انسی برحذر باشد واز طریق اخلاص به بارگاه معبود حقیقی خویش راه یابد. با آن که وارستگی و پارسایی از آغاز تکلیف تا زمان رحلت در وجود امام تجلّی ویژه ای داشت به اعتراف دوست و دشمن هیچ گاه ایشان خود را به این صفات نستود و حتی به صراحت یا کنایه از آن چه براو در سختی هاو مرارت ها در سیر و سلوک معنوی گذشته، سخنی به میان نیاورد.
در معاشرت با مردم حالت های آمیخته با تقدّس و رفتارهایی را که مقامات معنوی را در اذهان تداعی می کند از خویشتن بروز نداد. با آن که برهمگان این حقیقت روشن بود که امام خمینی (ره)از آغاز مبارزات تا زمان رحلت محور تمامی تلاش های مبارزان و قیام کنندگان علیه باطل بوده اندو آن حرکت مقدّس عمومی که چون سیل خروشان بساط ستم و استکبار را برکند به برکت وجود اوست، امام بارها نقش خود را در نهضت اسلامی ناچیز جلوه داده و ارتباطش با مردم از حالت عادی گذشته و به اشتیاقی آتشین مبدّل گردیده بود.
همین حالات توأم با اخلاص و صفای درون موجب گردید که چشمه های حکمت از قلب امام بر زبانش جاری گردد و مطالب مطابق با واقعیت و حقایق ارزنده ای را که حتی به فکر افراد دیگر نمی رسد خداوند بردل و ذهنش وارد نماید.
امام در تمامی حرکات و اعمال، همواره از نفس خویش مراقبت به عمل می آورد وبا تمایلات تفسانی در مبارزه بود و در هیچ حیطه ای از عرصه های علمی، عرفانی، اخلاقی و مبارزاتی ادعای ویژه نداشت با این که در هر کدام از این ابعاد، سرآمد اقران به حساب می آمد. فنای فی الله و محو در هدفی مقدّس و جاوید و متعالی و فارغ بودن از هرگونه تظاهر و ریا از مشخصات بارز امام خمینی(ره)بود.
نفرت از شهرت
یکی از افراد دفتر امام گفته است: وقتی به هر بهانه و دلیل و موقعیتی فردی در کنار ایشان قرار می گرفت و از خصوصیات اخلاقی و کرامت های انسانی امام سخن می گفت آثار خشم و نارضایتی در سیمای آن حکیم فرزانه هویدا می گردید و حتی در برخی مواقع کلام آن فرد سخنور را قطع و خطاب به وی می فرمود: از من ستایش مکن. در یکی از سخنرانی های خود قبل از خطبه های نماز جمعه تهران از یک رویداد کاملاً عادی، معمولی و همیشگی زندگی امام یاد نمودم، ایشان که صحبت های مرا شنیده بود«توسط رادیو»به فرزند گرامیشان مرحوم حاج احمد آقا گلایه کرده بود که چرا فلانی از من تعریف و ستایش کرده است.5
اگر فردی در مصاحبه ها، نشست هاو سخنرانی ها در مورد امام افراط می کرد و راه اغراق را پیش می گرفت و با کلمات خلاف واقع بر زبان می آورد. او را احضار می کرد و به حالت اعتراض و انتقاد به وی می گفت: چرا خلاف واقع می گویی. چرا آن گونه ای که من هستم، بالاترش را می گویی. در ملاقات ها نیز امام این روند را مورد تأکید قرار می داد و می فرمود: بگوئید برای من شعار ندهند، همان شعار را برای اسلام بدهند، از این که به نفع ایشان شعائر دهند اکراه داشت و سخنان و گفته هایی را که بوی اغراق می داد یک نوع دروغ و مغایر شئونات اخلاقی تلقی می کرد.6
از این که نامش در صدا و سیما مطرح می گردید و تمثالش برصفحه تلویزیون می آمد و نیز جراید و مطبوعات در این باره گزارش هایی تهیه می کردند، کراهت داشت و این وضع را خوش نمی داشت و از مسئولین و دست اندرکاران گلایه
می کرد و می فرمود: وقتی مشاهده می کنم رادیو و تلویزیون از من اسم می برد خوشم نمی آید.7
آیت الله مسعودی گفته است:حاج آقا مجتبی تهرانی تمایل داشت مکاسب محرّمه امام را به طبع برساند، خدمت ایشان عرض کردم نام خویش را در آغاز این اثر مرقوم فرمائید تا مؤلف آن مشخص گردد. امام فرمود: لزومی ندارد، بی عنوان چاپ کنید، دیدم از این راه نمی توانم موافقت ایشان را درباره آوردن نامش بر روی جلد کتاب جلب کنم، چاره ای اندیشیده و گفتم شاید کسی بخواهد نظرات و بحث های شما را مورد نقد و بررسی قرار دهد با این وصف باید ناقد بداند این اثر را چه کسی پدید آورده است. در این حال امام پذیرفت.8
پی نوشت ها :
1ـ پا به پای آفتاب، امیر رضا ستوده، ج3،ص72.
2ـ مجموعه مقالات و سخنرانی های کنگره بین المللی بررسی ابعادی چند از شخصیت امام خمینی،ص126.
3ـ روزنامه اطلاعات،ش21735،ویژه نامه یاد یار،ص9.
4ـ اولین دیدار، رابین وود زورث، یادمان هیجدهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی(ویژه نامه آن روزهای خدایی)،ص79-78.
5ـ مجموعه مقالات و سخنرانی های کنگره…،ص131.
6ـ پا به پای آفتاب،ج اول، ص291-290.
7ـ روزنامه جمهوری اسلامی،ش1817.
8ـ نجوم امّت، ناصر باقری بیدهندی، مجله نور علم، دوره سوم، ش31،ص118و119.
منبع: پاسدار اسلام شماره 342
پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام