کاهش ریسک نفت با دیپلماسی؛ سهم ایران از مذاکرات هرمز کجاست؟
همزمان با کاهش ریسک بازار نفت از مسیر دیپلماسی و رایزنیهای منطقهای، این پرسش بیش از گذشته مطرح میشود که سهم ایران از این مذاکرات و دستاورد ملموس دیپلماسی تهران چیست؟
مسئله درباره عملکرد وزارت امور خارجه و سیدعباس عراقچی مخالفت با اصل مذاکره یا دیپلماسی نیست؛ بلکه موضوع اصلی، خروجی این رایزنیها برای ایران و میزان هزینهای است که طرف مقابل در صورت بدعهدی یا عمل نکردن به تعهدات خود میپردازد.
یکی از آخرین نمونهها، رایزنیهایی است که قرار بود در عمان میان ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس درباره ترتیبات تردد در تنگه هرمز انجام شود؛ نشستی که اکنون به دلیل نبود اجماع و مخالفت برخی کشورهای منطقه به تعویق افتاده است.
تنگه هرمز؛ موضوعی حاکمیتی و راهبردی برای ایران
تهران طی ماههای گذشته بارها تأکید کرده است که مدیریت و ترتیبات مربوط به تنگه هرمز موضوعی حاکمیتی و راهبردی است. سیدعباس عراقچی نیز پیشتر تأکید کرده بود که هرگونه دخالت خارجی در این موضوع میتواند روند تحولات را پیچیدهتر کند.
با این حال، این سؤال همچنان مطرح است که چرا جمهوری اسلامی ایران باید برای همراه کردن کشورهایی که در حساسترین مسائل امنیتی منطقه تحت تأثیر ملاحظات واشنگتن قرار دارند، هزینه دیپلماتیک قابل توجهی پرداخت کند؟
اگر قرار است مذاکرات منطقهای درباره تنگه هرمز به نتیجه برسد، باید مشخص باشد که این مذاکرات چه منفعت مستقیمی برای ایران ایجاد میکند و طرفهای مقابل در قبال دریافت امتیاز یا کاهش تنش، چه تعهداتی را خواهند پذیرفت.
کاهش قیمت نفت؛ دستاورد دیپلماسی برای چه کسی؟
رفتار بازار نفت در روزهای اخیر یک واقعیت قابل توجه را نشان داده است. هر زمان اخبار مربوط به کاهش تنش و توافق درباره ترتیبات تردد در تنگه هرمز منتشر شده. بازار نفت به آن واکنش نشان داده و قیمتها کاهش یافته است.
چند روز پیش نیز پس از رایزنی ایران و عمان درباره ترتیبات موقت هرمز، قیمت نفت برنت حدود ۲.۵ درصد کاهش یافت. در مقابل، با افزایش تنشها و نگرانی درباره اختلال در مسیر صادرات، قیمت نفت در روزهای اخیر از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد.
این واکنش بازار به خودی خود نه نشانه موفقیت و نه شکست دیپلماسی ایران است. اما یک سؤال مهم ایجاد میکند: اگر نتیجه رایزنیهای دیپلماتیک ایران، کاهش ریسک عرضه نفت و در نتیجه کاهش قیمت جهانی نفت باشد. سهم ایران از این روند دقیقاً چیست؟
بهویژه آنکه نشست برنامهریزیشده میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس در عمان نیز به دلیل نبود اجماع میان طرفها به تعویق افتاده است.
دیپلماسی بدون تضمین؛ مسئله اصلی چیست؟
ایران در سیاست خارجی به دیپلماسی نیاز دارد. و مذاکره یکی از ابزارهای تأمین منافع ملی است. اما دیپلماسی زمانی میتواند مؤثر باشد که طرف مقابل بداند عدم اجرای تعهدات یا بدعهدی هزینه مشخصی خواهد داشت.
اگر هر بار برگزاری یک نشست، صدور یک بیانیه یا ارائه یک وعده جدید، به کاهش فشار بر طرف مقابل منجر شود. بدون آنکه در مقابل دستاورد مشخصی برای ایران ایجاد شود. طبیعی است که پرسش افکار عمومی درباره نتیجه این روند جدیتر شود.
مسئله این نیست که ایران مذاکره نکند. مسئله این است که مذاکره باید منجر به دستاورد قابل اندازهگیری شود.
وزارت امور خارجه باید از دستاوردهای قابل اندازهگیری بگوید
اکنون انتظار میرود وزارت امور خارجه به جای تمرکز صرف بر تعداد نشستها و رایزنیهای دیپلماتیک، درباره نتایج ملموس این مذاکرات نیز گزارش روشنی ارائه کند. از منابع مالی و منافع اقتصادی گرفته تا تضمینهای سیاسی و ترتیبات امنیتی مرتبط با تنگه هرمز.
دیپلماسی نباید به هدفی مستقل از نتیجه تبدیل شود. مذاکره زمانی ارزشمند است که بتواند منافع ملی را تأمین کند. و در برابر هر امتیازی که ایران میدهد. امتیازی مشخص و قابل سنجش دریافت شود.
در نهایت، اگر قرار است جمهوری اسلامی ایران در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کند. باید در میدان دیپلماسی نیز نشان دهد که «امتیاز در برابر امتیاز» را به عنوان یک اصل جدی دنبال میکند. و هیچ کشوری نمیتواند صرفاً با وعدههای مبهم، از ایران امتیاز بگیرد. بدون آنکه متقابلاً هزینهای بپردازد.
بازدیدها: 5
پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام هیات رزمندگان اسلام , سایت هیات رزمندگان اسلام , پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام , هیات , سایت هیات , هیئت رزمندگان , هیئت رزمندگان اسلام








