ولایت (امام مجتبی خامنه‌ای؛ خاطراتی از شخصیت و زندگی ایشان)

خانه / تازه ها / ولایت (امام مجتبی خامنه‌ای؛ خاطراتی از شخصیت و زندگی ایشان)

این نوشتار خاطرات سید مجتبی خامنه‌ای از زبان یک راوی است. او از شخصیت، مطالعات، علایق و روحیات «آقا مجتبی» می‌گوید. ارتباط ایشان با جبهه مقاومت و مسئولیت‌هایشان را هم یادآوری می‌کند. همه‌ی مطالب روایت شخصی خود اوست.

زندگی ساده و عزاداری

حاج‌آقا سخت زندگی می‌کرد و به خودش سخت می‌گرفت. شش ماه از سال روزه بود. آخرین بار که با هم ناهار خوردیم، زنگ زد و گفت بیایید. تیم حفاظت تغییر کرده بود و سخت‌گیری می‌کرد. ایشان گفت: «دلم تنگ شده بود.» ما هم گفتیم دل ما هم تنگ شده بود. سپس شوخی کردم: «چه عجب شما روزه نیستید!» خنده‌اش گرفت.

عزاداری‌شان حالت خاصی دارد. خیلی هم اهل ذکر است. ایشان توصیه کرد: «مراقبت کنید انسان‌ها بی‌خود مرید کسی نشوند؛ گاهی اوقات تبعات غیرقابل جبران دارد.»

سواد حوزوی و مطالعات گسترده؛ خاطرات سید مجتبی خامنه‌ای

حاج‌آقا به سواد حوزوی خیلی معتقد است. احترام اساتیدش را هم خیلی نگه می‌دارد. یک بار در حضور ایشان از یکی از علما انتقاد کردم. گفت: «در مورد آن عالم بد نگو؛ او استاد من است.» سپس افزود: «نباید به من در مورد استادم بد بگویی.»

حاج‌آقا مثل حضرت آقا اهل ادبیات نیست. فیلم زیاد می‌بیند. در علوم روز و فنی هم خیلی مسلط است. به سواد مالی جدید اشراف دارد. درباره‌ی صندوق‌های تأمین مالی و صندوق‌های طلا هم اطلاعات دقیقی دارد.

یک بار با یکی از سرداران به جهاد محرومیت‌زدایی رفتم. یکی از همکاران او گفت: «ما روی مسئله‌ی آب و صنایع کم‌مصرف آب خیلی کار کرده‌ایم.» او افزود که همه‌ی کارهایشان را به آقا مجتبی گزارش داده‌اند.

ایشان یک دوره پروژه‌ی مفصلی درباره‌ی صنایع فرهنگی کار کرد. شاید دو ـ سه هزار صفحه مطلب خواند. روان‌شناسی هم خیلی خوانده است و دلیلش را نمی‌دانم. سطح و عمق این مطالعه فراتر از روان‌شناسی معمول است.

مشاوره، گفت‌وگو و کتاب‌های مورد علاقه

ایشان ترفندهای مشاوره و روان‌کاوی و علوم شناختی را به کار می‌برد. خیلی خوب گوش می‌دهد؛ مثل مشاورها. برخی فنون مشاوره را هم خوب بلد است و توان اقناع بالایی دارد. حتی چند کتاب در حوزه‌ی ارتباطات را از خواهرم گرفت و خواند.

یک بار با پدرم درباره‌ی تاریخ علوم اسلامی بحث کرد؛ بحث جالبی بود. بحث دیگری هم درباره‌ی اخباری‌گری داشتند. یک بار نیز درباره‌ی ابعاد مختلف اشعار حافظ با هم حرف زدند.

چهل حدیث امام را خیلی خوب خوانده بود و روی آن خط‌کشی هم کرده بود. آثار آقای مطهری و آثار آقای مصباح را هم دیده بود. کتاب‌های مهم ایشان را در کتابخانه‌شان دیدم.

ارتباط با جبهه مقاومت و مسائل نظامی

ایشان به سید حسن علاقه‌مند بود و با او ارتباط داشت. حتی بحث‌های خیلی خاص معنوی هم با هم می‌کردند؛ یکی دو بار این اتفاق افتاده است. یک بار هم گفت اگر آقا اجازه دهند، با دستور حاج قاسم حاضر است در سوریه و لبنان و عراق کار کند. دلیلش این بود که کار او را خیلی مهم می‌دانست.

ایشان از برخی جناح‌های سیاسی در ماجرای سال ۸۸ خیلی ناراحت بود. در مسائل نظامی هم حضور پررنگی داشت. یک بار یکشنبه می‌خواستم برای دیدن آقا بروم. آقا مجتبی گفت: «یکشنبه نیایید؛ چون روز دیدار نظامی است و فضا نظامی است.» از ارتباط زیاد ایشان با سردار فدوی هم خبر دارم.

دستیار آقا در مسائل امنیتی و سیاسی

آقا پروژه‌های سنگینی به ایشان واگذار می‌کرد. رفع اختلاف بین مسئولین، پرونده‌ی اقتصاد مقاومتی و ارتباط با فرماندهان نظامی از نمونه‌های آن است. ایشان تقریباً ۲۵ سال در مسائل امنیتی، نظامی و سیاسی دستیار آقا بوده است. در خرداد ۷۶ هم آقا فعالیت‌های سیاسی را به ایشان سپرد.

آقا چند مرتبه در جاهای مختلف فرموده بود: «آقای مجتبی آقازاده نیست و خودش آقا است.»

جمع‌بندی خاطرات سید مجتبی خامنه‌ای

این خاطرات چند ویژگی را برجسته می‌کند: زندگی ساده، اعتقاد به سواد حوزوی و مطالعات گسترده. علاقه به علوم روز، ارتباط با جبهه مقاومت و سال‌ها دستیاری آقا هم از آن‌هاست. این مطالب برداشت شخصی راوی است.

 

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ الْفَرَجَ

معاونت فرهنگی

بازدیدها: 1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *