ولایت ( امام مجتبی خامنه ای )

خانه / تازه ها / ولایت ( امام مجتبی خامنه ای )

مقدمه

در این گفتار می‌خواهم درباره ویژگی‌های آقا مجتبی صحبت کنم: از مسیر انتخاب ایشان تا علم، سختی‌هایی که کشیده‌اند، زهد، معنویت و روحیه خدمت به محرومان. پیش از هر چیز باید روشن کنم که این انتخاب نه برنامه‌ریزی‌شده بود و نه نتیجه تلاش کسی.

انتخابی بدون سابقه و برنامه

هیچ‌کس برای رهبری آقا مجتبی اقدام یا تلاشی نمی‌کرد. خود ایشان هم به‌هیچ‌وجه اجازه چنین کاری را نمی‌دادند. با وجود دیدارها و جلسات فراوان، ایشان از هر دیداری که ممکن بود شائبه‌ای در این زمینه ایجاد کند جدی پرهیز می‌کردند؛ از جمله دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان رهبری. خودشان می‌گفتند حاضرند با خون هم بنویسند که دنبال این مسئله نیستند.

پیش از این اتفاقات، نام ایشان در خود خبرگان هم مطرح نشده بود. به نظر می‌رسد جز عنایت حضرت حق و اینکه خود حضرت عبا را روی دوش ایشان انداخته باشند، عامل دیگری در کار نبوده است. مهم‌ترین نکته همین است؛ وگرنه از سوی ما نه سابقه‌ای وجود داشت و نه برنامه‌ریزی‌ای.

در همین زمینه چند نکته گفتنی است. نخست، عده‌ای از دوستان در عراق نگران بودند و می‌پرسیدند بعد از آیت‌الله سیستانی چه اتفاقی می‌افتد. آن‌ها این نگرانی را با شهید سید حسن نصرالله در میان گذاشتند. سید هم به ایران آمد و این مسئله را در کنار مسائل دیگر با رهبر شهید مطرح کرد. ایشان فرمودند: حضرت ولی‌عصر وظایفی بر عهده دارند و این هم جزو وظایف حضرت است؛ نگران نباشید.

دوم، در خاطرات رهبر شهید آمده که ایشان یکی از فرزندانشان را در کودکی از دست دادند. ایشان از این اتفاق بسیار ناراحت بودند. در خواب به ایشان گفتند: به جای این فرزند، پسری به تو می‌دهیم که مثل خودت است.

استعداد و جایگاه علمی

از نظر علمی، مهم‌ترین ویژگی ایشان استعداد است. هوش سرشاری دارند و دوستانی که از جوانی با ایشان مباحثه داشته‌اند بر این موضوع تأکید می‌کنند. آیت‌الله عندلیبی هم که از نظر علمی بسیار برجسته‌اند، روی همین نکته انگشت گذاشته‌اند؛ ایشان نیز فرموده‌اند که آقا مجتبی هوش سرشاری دارند.

از نوجوانی، مثل پدرشان، مطالعات گسترده‌ای در زمینه‌های مختلف داشتند؛ از جمله تاریخ. زود هم وارد حوزه شدند، یعنی پیش از آنکه دبیرستان را تمام کنند. هوش سرشار، ورود زودهنگام به حوزه و چهل سال تدریس و تدرّس باعث شده از نظر علمی رشد زیادی داشته باشند.

بزرگ‌شدن در سختی

یک نکته را همه می‌دانند، اما شاید از جزئیاتش بی‌اطلاع باشند: ایشان در ناز و نعمت بزرگ نشده‌اند. ایشان از ابتدا در سختی بوده‌اند. پیش از انقلاب، پدرشان در زندان یا تبعید بود. زندگی انقلابیون در آن دوران فقیرانه و سخت بود. اوایل انقلاب هم سختی‌های خودش را داشت.

ایشان در جنگ نیز حاضر بودند: در عملیات کربلای ۱ که برای آزادسازی مهران بود، و همچنین کربلای ۴، کربلای ۵ و تکمیلی کربلای ۵، همگی در گردان «حبیب». ایشان حدود یک سال به‌عنوان رزمنده‌ای عادی در دسته ادوات این گردان بودند. فرمانده گردان حبیب حاج حسن محققی بود که در جنگ دوازده‌روزه به شهادت رسید.

در عملیات تکمیلی کربلای ۵، در سمت دشمن سنگرهایی به شکل حرف «ن» بود. خودرو از روی آن‌ها عبور می‌کرد و در وسطشان کانالی قرار داشت. خاکریز و میدان مین هم وجود داشت. این دژها فتح‌شدنی نبودند: از میان آن‌ها که می‌رفتند، میدان مین بود. از روی دژ هم که می‌رفتند، بعثی‌ها با تیر و ترکش می‌زدند و کسی نمی‌توانست عبور کند. داخل کانال هم که می‌رفتند، دشمن نارنجک می‌انداخت. نوزده گردان پیش از آن‌ها عملیات کرده بودند و نتوانسته بودند دژ را بشکنند. گردان حبیب گردان بیستم بود و آقا مجتبی هم در همین گردان بودند.

غربت دوران ریاست‌جمهوری

نوع دیگری از سختی به دوران ریاست‌جمهوری رهبر شهید برمی‌گردد. ایشان مورد اعتماد امام بودند. اما سه جریان سیاسی آن زمان علیه ایشان تبلیغ می‌کردند. رهبر شهید در برابر این تبلیغات به‌طور کامل سکوت می‌کردند و پاسخ نمی‌دادند. این برای ایشان غربتی بود که در عین ریاست‌جمهوری تحمل می‌کردند. فرزندانشان هم این شرایط را تجربه و تحمل می‌کردند. خیلی‌ها پس از رهبر شدن ایشان تازه قدرشان را شناختند؛ چون اتهامات دوران ریاست‌جمهوری مانع شناخت آنان در آن زمان شده بود.

زهد و فضای تربیتی خانواده

رهبر شهید در زندگی شخصی بسیار زاهد بودند. همسرشان هم، که ان‌شاءالله خداوند به ایشان سلامتی دهد، به اندازه خود آقا زاهد بودند؛ اگر بیشتر نبودند. آقا مجتبی هم در این زمینه برجسته‌اند و حتی پول چای را با دفتر حساب می‌کردند.

یکی از دوستان اخیراً در دفتر حاج‌آقا مصطفی (دفتری که اکنون دیگر وجود ندارد و از بین رفته) خدمتشان رسیده بود. او نقل می‌کرد: حاج‌آقا مصطفی مطالبی می‌گفتند و من می‌خواستم آن‌ها را بنویسم. روی میز کاغذهای خیلی کوچکی بود و من پرسیدم می‌توانم از آن‌ها استفاده کنم؟ ایشان گفتند: آن‌ها را نمی‌دانم. بعد کاغذی از جیبشان درآوردند و فرمودند: این حلال و طیب و طاهر است.

در واقع فضای این خانواده فضایی تربیتی است. فرض کنید می‌خواهید جوانی را تربیت کنید و ده صفت را در او ایجاد کنید. یک بار تک‌تک این ویژگی‌ها را پیگیری می‌کنید. یک بار دیگر آن جوان را به اعتکاف می‌برید یا در حسینیه‌ای فعالش می‌کنید. این کار گاهی صد صفت در او پدید می‌آورد و این ثمره فضاست.

عبادت و معنویت

ایشان به‌شدت اهل عبادت هستند. از رویه‌های ایشان این است که ختم قرآنشان را در نمازهای نافله انجام می‌دهند.

یک بار فرمودند: من و حاج‌آقا مصطفی هر انسان معنوی‌ای را که سراغ داشتیم دیدیم؛ دیگران هم می‌گفتند رفته‌اند و دیده‌اند. بعد افزودند که برایشان روشن شد هیچ‌کس در این معنویت مثل آقا نمی‌شود.

به آقا مجتبی گفتم دوست دارم آقا را زیاد زیارت کنم. فرمودند خودم هم همین‌طورم؛ به خانه آقا می‌روم، چهره ایشان را تماشا می‌کنم و از چهره آقا تغذیه معنوی می‌کنم.

خدمت آیت‌الله بهجت هم می‌رفتند و می‌گفتند هرچه ایشان می‌فرمودند روی کاغذ می‌نوشتم و برای حضرت آقا نقل می‌کردم.

خدمت به محرومان

ایشان بی‌سروصدا به محرومان خدمت می‌کردند و هنوز هم مؤسساتی برای این کار دارند. اما مهم‌تر از این مؤسسات، روحیه ایشان نسبت به محرومان است که در آن مثل حضرت آقا هستند. به همین مناسبت خاطره‌ای از آقا نقل می‌کنم.

آقا در سفرشان به قم در سال ۸۹ دیدارهای چهره‌به‌چهره با مردم داشتند. در میان مراجعان، فردی گفته بود مشکلات اقتصادی دارد. در آن دیدار فراموش شد که از او شماره یا نشانی بگیرند. یکی از اعضای دفتر که در محضر رهبر شهید بود می‌گفت آن شب به خاطر این اتفاق تا صبح خوابشان نبرد. آن‌ها در نهایت برای پیدا کردن او دست به جست‌وجو زدند. این روحیه در آقا مجتبی هم هست و ثمره‌اش این است که تمام توان کشور به سمت محرومان می‌رود.

مأموریت‌ها و جبهه مقاومت

آقا در کارهایی به ایشان مأموریت می‌دادند. مثلاً یک بار از ایشان خواستند درباره «فرهنگ در جامعه» کار کنند. ایشان دو سال کار کردند و نتیجه را به آقا ارائه دادند و آقا از آن استفاده می‌کردند. آقا از این کارهای بی‌سروصدا زیاد به ایشان می‌سپردند.

ایشان در جبهه مقاومت هم حضور و ارتباط داشتند. هر زمان سید حسن نصرالله و حاج قاسم به ایران می‌آمدند، با آقا مجتبی جلسات مستمر داشتند. یک بار هم می‌گفتند اگر آقا اجازه می‌دادند، می‌خواستم به یمن بروم. واقعاً هم می‌خواستند بروند! این نشان می‌دهد ایشان برای خودشان شأنی قائل نبودند.

 ولایت و راه امام

آقا مجتبی واقعاً خودساخته‌اند و در تقوا و معنویت بی‌نظیرند. بی‌دلیل نیست که حضرت از میان افراد، عبا را روی دوش ایشان انداخته‌اند. در مسائل شخصی هم ایشان بسیار دقت می‌کنند؛ با اینکه عمداً تصمیم گرفته‌اند زندگی‌شان را طلبگی و با همان محدودیت‌های مالی آن اداره کنند.

زندگی شخصی خیلی مهم است. کسانی که جلوی آمریکا می‌ایستند، کارشان از همین‌جا شروع می‌شود؛ کسی که در مسائل مالی رعایت نکند، شجاعت، ذکاوت و ایمان لازم را هم ندارد. رهبر شهید در شاخص‌هایی که به خبرگان تذکر داده بودند، یکی را مسائل مالی و دیگری را شجاعت عنوان کرده بودند. این دو در مسئله رهبری سرنوشت‌ساز است.

انقلاب اسلامی نیاز دارد که خط امام با قدرت و صلابت ادامه پیدا کند. این مهم‌ترین مسئله و شاخص درباره رهبری است: رهبر باید امتداددهنده راه امام و آقا باشد. آقا مجتبی از نظر مبانی فکری، دانش، معنویت و زندگی شخصی به‌گونه‌ای هستند که نشان می‌دهد خط امام و رهبری با قدرت و صلابت ادامه خواهد یافت. این همان معنای ولایت است که در این گفتار از آن سخن گفتیم.

معاونت فرهنگی

بازدیدها: 10

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *