مینویسند جنگ؛ اما بخوانید جنایت | روایت تلخ حمله آمریکا به عروسی در کوهستک
مخاطب این گزارش کسانی هستند که هنوز هم با وجود جنایتهای متعدد آمریکا در خاک ایران، بر موضع لجوجانه خود اصرار دارند. و در برابر این جنایتها سکوت میکنند. کسانی که حتی در برابر تصاویر کودکان هراسان و خانوادههای داغدار نیز حاضر نیستند واقعیت را ببینند. و همچنان برای توجیه اقدامات آمریکا بهانه میتراشند.
چند روزی است که آمریکا بار دیگر به خاک ایران دستدرازی کرده و مناطق مختلفی از کشور، از جمله جنوب ایران، هدف حملات قرار گرفته است. در چنین شرایطی، پاسخ ایران به تجاوز نظامی آمریکا، اقدامی در چارچوب حق دفاع از کشور و تمامیت ارضی آن است.
از افغانستان و عراق تا ایران؛ سابقهای که نمیتوان نادیده گرفت
برای درک آنچه امروز در ایران رخ میدهد، کافی است نگاهی به کارنامه آمریکا در منطقه بیندازیم. از افغانستان و جنگ طولانی آمریکا در این کشور گرفته تا عراق که سالها تحت اشغال نظامی قرار گرفت. و بخش مهمی از زیرساختها و داراییهایش آسیب دید.
سیاستهای آمریکا در منطقه تنها به اشغال نظامی محدود نمانده است. حمایت از رژیمها و دولتهای وابسته، دخالت در امور داخلی کشورها و تحمیل هزینههای سنگین اقتصادی و امنیتی. بخشی از همان رویکردی است که سالهاست مردم منطقه با تبعات آن دستوپنجه نرم میکنند.
حالا همین رویکرد به خاک ایران رسیده است. کشوری که مردم آن در شرایطی دشوار، میان تهدید خارجی و مشکلات اقتصادی، تلاش میکنند انسجام و وحدت ملی خود را حفظ کنند.
در چنین شرایطی، کسانی که از داخل کشور به دنبال توجیه تجاوز خارجی هستند. باید پاسخ دهند که چگونه میتوان میان دفاع از منافع ملی و توجیه حمله به مردم بیدفاع، یکی را انتخاب کرد.
وقتی موشک، عروسی مردم را به عزا تبدیل میکند
اما شاید برای درک عمق این جنایت، هیچ تصویری گویاتر از تصاویر شب عروسی مردم در کوهستک سیریک نباشد.
تا همین دیشب، صدای شادی و کلزدن زنان و خنده و شادی مردان در یک مراسم عروسی شنیده میشد؛ اما حمله آمریکا این شادی را به صحنهای از ترس، خون و سوگ تبدیل کرد.
یکی از زنان حاضر در این حادثه، در حالی که از شدت ترس به سختی سخن میگفت، از شب عروسیای روایت کرد که ناگهان به عزا تبدیل شد:
«خدا رحم کنه، معلوم نیست چند نفر تو خونه بودن.»
او در ادامه با اشاره به محل اصابت موشکها گفت:
«این خونه اصلاً دور و بر مراکز نظامی نبود. و انگار قشنگ این نقطه رو برای چهار تا موشکی که بخوره تو عروسی انتخاب کردن!»
این فقط چند جمله نیست. روایت یک انسان از لحظهای است که شادی یک خانواده، در چند ثانیه به وحشت و ماتم تبدیل شده است.
مینویسند جنگ؛ اما بخوانید جنایت
آیا میتوان چهره وحشتزده کودکانی را دید که برای شادی یک وصلت دور هم جمع شده بودند. و ناگهان با صدای انفجار و حمله موشکی، ترس جای همه شادیهایشان را گرفته است. اما باز هم از کنار این حادثه به سادگی عبور کرد؟
آیا میتوان تصاویر خانوادههایی را دید که در یک شب عروسی، به جای شادی و تبریک، با پیکرهای مجروح و کشتهشدگان مواجه شدهاند. و باز هم به دنبال توجیه حمله بود؟
چنین صحنههایی اجازه نمیدهد واقعیت پشت واژههای دیپلماتیک و نظامی پنهان شود.
مینویسند جنگ؛ اما بخوانید جنایت.
جنگ شاید واژهای رسمی برای توصیف یک درگیری نظامی باشد، اما وقتی موشک بر سر مردم عادی فرود میآید. وقتی کودک در میان آوار گرفتار میشود. و وقتی عروسی مردم به عزا تبدیل میشود. دیگر نمیتوان از کنار رنج انسانها با چند واژه سیاسی عبور کرد.
جنایت آمریکا در ایران؛ از مدرسه تا مراسم عروسی
این نخستین بار نیست که مردم ایران هزینه حملات آمریکا را میپردازند.
چند ماه پیش نیز پدر و مادرهایی که با هزاران امید و آرزو فرزندانشان را راهی مدرسه کرده بودند. مجبور شدند در میان خرابهها به دنبال پیکر کوچک و نحیف فرزندان خود بگردند.
مگر میتوان چنین داغی را کوچک شمرد؟
مگر میتوان مرگ کودکان را به دست زمان سپرد تا شاید فراموش شود؟
و مگر میتوان با هزار و یک بهانه، مسئولیت عاملان چنین حوادثی را نادیده گرفت. آن هم در شرایطی که مردم ایران همزمان با فشارهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی مواجه هستند؟
داغ خانوادههایی که فرزندان خود را از دست دادهاند. با گذشت زمان لزوماً کوچک نمیشود. برای پدر و مادری که فرزندش را از دست داده است. این یک خبر یا یک تیتر سیاسی نیست؛ بخشی از زندگی است که برای همیشه تغییر کرده است.
ایرانی بودن یعنی در برابر خون بیگناهان سکوت نکنیم
اگر خود را ایرانی میدانیم، حداقل باید در برابر خون انسانهای بیگناه حساس باشیم. فارغ از اینکه چه تحلیل سیاسی یا جناحی داریم.
مسئله اینجا فقط دفاع از یک موضع سیاسی نیست. مسئله، مواجهه با تصویری از کودکانی است که قربانی حمله شدهاند. و خانوادههایی که در یک شب، عزیزانشان را از دست دادهاند.
در این پیچ سخت تاریخی، باید روشن باشد که از چه چیزی دفاع میکنیم.
آیا دفاع از وطن و مردم، با محکوم کردن حمله به غیرنظامیان منافاتی دارد؟
آیا برای مخالفت با یک حکومت یا سیاست داخلی، باید چشم بر جنایت خارجی بست؟
و آیا مخالفت سیاسی میتواند توجیهی برای سکوت در برابر کشته شدن مردم عادی باشد؟
پاسخ این پرسشها نباید دشوار باشد.
ما هیچگاه طالب جنگ و آغازگر آن نبودهایم. اما هنگامی که تجاوز به خاک کشور و جان مردم تحمیل میشود. دفاع از مردم و سرزمین، حق طبیعی هر ملتی است.
وقتی قلم در برابر تفنگ قرار میگیرد
شهید مرتضی آوینی در عبارتی مشهور درباره همین نسبت میان قلم و دفاع مینویسد:
«دست ما با قلم سازگارتر است تا با تفنگ؛ اما آنجا که شیطان و اولیای او با تفنگ بر جهان و جهانیان حاکمیت یافتهاند. ما را چارهای دیگر نیست مگر آنکه تفنگ برداریم. و از حق و عدالت و مظلومین دفاع کنیم…»
این جمله امروز معنای دیگری پیدا کرده است. روزگاری که مردم ایران جنگ را نه از پشت صفحات کتابهای تاریخ، بلکه با گوشت و پوست خود تجربه میکنند.
هیچ ملتی جنگ را برای جنگ نمیخواهد. اما دفاع از مردم در برابر تجاوز، چیزی نیست که بتوان آن را با سکوت یا توجیه کنار گذاشت.
تصاویر کودکان؛ روایتی که نمیتوان فراموش کرد
تصاویر بهت و اندوه ایرانیان پس از حملات اخیر، راه هرگونه توجیه سادهانگارانه را میبندد.
وقتی تصویر کودکانی را میبینیم که وحشت، تنها همراهشان پس از بمباران شده است. دیگر جنگ صرفاً یک واژه در خبرها نیست.
وقتی تصویر پیکرهای بیجان دانشآموزان میناب را میبینیم و میدانیم خانوادههایی چشمانتظار بازگشت فرزندانشان بودند. دیگر نمیتوان از کنار این فاجعه بیتفاوت گذشت.
این تصاویر، بخشی از واقعیت جنگ هستند. واقعیتی که در آن قربانیان، اغلب کسانی هستند که نه سیاستمدارند. نه فرمانده نظامی و نه تصمیمگیرنده جنگ.
در نهایت، شاید جملهای از غسان کنفانی بیش از هر تحلیل سیاسی بتواند عمق این فاجعه را بیان کند:
«کاش کودکان نمیمردند، ای کاش موقتاً به آسمانها برده میشدند تا جنگ تمام شود. سپس با خیال راحت به خانهشان برمیگشتند و وقتی والدین با حیرت از آنها بپرسند کجا بودید؟ با خوشحالی بگویند: “داشتیم با ستارهها بازی میکردیم!”»
اما کودکان جنگ، فرصتی برای بازگشت ندارند.
و شاید همین تلخترین حقیقت جنگ باشد؛ اینکه تصمیمها را بزرگسالان میگیرند. اما گاهی کوچکترین و بیدفاعترین انسانها، سنگینترین هزینه آن را میپردازند.
مینویسند جنگ؛ اما وقتی موشک بر سر عروسی مردم فرود میآید. وقتی مدرسه به خرابه تبدیل میشود و وقتی کودکان قربانی میشوند، بخوانید جنایت.
بازدیدها: 1
پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام هیات رزمندگان اسلام , سایت هیات رزمندگان اسلام , پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام , هیات , سایت هیات , هیئت رزمندگان , هیئت رزمندگان اسلام








