روضه‌های فاطمیه؛ پنج روایت سوزناک از مصائب حضرت زهرا (س) برای ایام شهادت

خانه / تازه ها / روضه‌های فاطمیه؛ پنج روایت سوزناک از مصائب حضرت زهرا (س) برای ایام شهادت

روضه‌های فاطمیه؛ پنج روایت سوزناک از مصائب حضرت زهرا (س) برای ایام شهادت

ایام فاطمیه فرصتی برای بازخوانی زندگی پربرکت و مظلومیت حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)، دخت گرامی پیامبر اکرم (ص) است. بیان مصائب حضرت زهرا (س)، علاوه بر زنده نگه‌داشتن یاد و نام آن بانوی بزرگوار، زمینه‌ای برای شناخت جایگاه اهل‌بیت (ع)، دفاع از ولایت و تأمل در حوادث صدر اسلام فراهم می‌کند.

مقام معظم رهبری درباره جایگاه حضرت فاطمه زهرا (س) می‌فرمایند: «تجلیل از مقام فاطمه (ع) تکریم ایمان، تقوا، علم، ادب، شجاعت، ایثار، جهاد، شهادت و در یک کلام مکارم اخلاق است که پدر بزرگوارش برای اتمام آن مبعوث شد.»

در ادامه، پنج روضه فاطمیه با موضوعاتی همچون فراق پیامبر (ص)، دفاع حضرت زهرا (س) از ولایت امیرالمؤمنین (ع)، مظلومیت آن حضرت، ماجرای چادر خاکی و اذان بلال ارائه شده است.

روضه اول: فراق پیامبر اکرم (ص) و داغ جان‌سوز حضرت زهرا (س)

یکی از سخت‌ترین مصائب حضرت فاطمه زهرا (س)، رحلت پیامبر اکرم (ص) و جدایی از پدر مهربانشان بود. پیامبر اسلام (ص) محبت و جایگاه ویژه‌ای برای دخترشان قائل بودند و همواره به ایشان احترام می‌گذاشتند.

در روایتی آمده است که پیامبر (ص) در پاسخ به اعتراض برخی از همسران خود درباره محبت فراوان به حضرت زهرا (س) فرمودند: «وَ مَا یَمْنَعُنِی مِنْ ذَلِکَ وَ إِنِّی أَشَمُّ مِنْهَا رَائِحَةَ الْجَنَّةِ وَ هِیَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ»؛ چه چیزی مرا از این کار بازمی‌دارد. در حالی که من بوی بهشت را از فاطمه استشمام می‌کنم. و او حوریه‌ای به صورت انسان است.

در نقل دیگری آمده است که در واپسین لحظات زندگی پیامبر اکرم (ص)، حضرت زهرا (س) خود را بر بدن پدر انداختند. و گریه کردند. پیامبر (ص) پس از به هوش آمدن، از حوادث تلخی که پس از رحلتشان برای دخترشان اتفاق خواهد افتاد، خبر دادند.

آن حضرت فرمودند که پس از ایشان، فاطمه (س) مورد آزار و ستم قرار خواهد گرفت. و کسی از امت به یاری ایشان نخواهد شتافت.

وقتی حضرت زهرا (س) از این اتفاقات باخبر شدند، گریستند. پیامبر (ص) علت گریه را پرسیدند و ایشان فرمودند:

«لَسْتُ أَبْکِی لِمَا یُصْنَعُ بِی مِنْ بَعْدِکَ وَلَکِنْ أَبْکِی لِفِرَاقِکَ، یَا رَسُولَ اللَّهِ»؛ برای آنچه پس از شما بر سرم می‌آورند گریه نمی‌کنم. بلکه برای فراق و دوری شما گریه می‌کنم، ای رسول خدا!

این بخش از روضه، یادآور غربت دختری است که هنوز داغ پدر بر دلش سنگینی می‌کرد. و با حوادث تلخ پس از رحلت پیامبر (ص) نیز روبه‌رو شد.

پیامبر اکرم (ص) در ادامه به حضرت زهرا (س) بشارت دادند که ایشان نخستین فرد از خاندانشان خواهند بود که به آن حضرت ملحق می‌شوند.

اما این فراق، آغاز روزهای دشوار دیگری برای خاندان پیامبر (ص) بود. روزهایی که مظلومیت حضرت زهرا (س) و غربت امیرالمؤمنین (ع) را رقم زد.

روضه دوم: حمایت حضرت زهرا (س) از ولایت امیرالمؤمنین (ع)

یکی از مهم‌ترین جلوه‌های شخصیت حضرت فاطمه زهرا (س)، دفاع از ولایت و حمایت از امیرالمؤمنین علی (ع) بود. آن حضرت در روزهایی که پس از رحلت پیامبر (ص) شرایط دشواری برای امام علی (ع) به وجود آمده بود، در دفاع از حق و ولایت ایشان ایستادگی کردند.

در روایتی نقل شده است که پس از آنکه حضرت زهرا (س) متوجه شدند امیرالمؤمنین (ع) را برای بیعت برده‌اند. با وجود جراحت و ضعف جسمانی، چادر بر سر کردند. دست حسنین (ع) را گرفتند و به سوی مسجد رفتند.

ایشان در مسجد با مشاهده وضعیت امیرالمؤمنین (ع)، با صدایی رسا فرمودند:

«خَلُّوا عَنْ ابْنِ عَمِّی فَوَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً أَبِی بِالْحَقِّ إِنْ لَمْ تُخَلُّوا عَنْهُ لَأَنْشُرَنَّ شَعْرِی وَلَأَضَعَنَّ قَمِیصَ رَسُولِ اللَّهِ عَلَی رَأْسِی وَلَأَصْرُخَنَّ إِلَی اللَّهِ تَبَارَکَ وَتَعَالَی».

پسرعمویم را رها کنید! قسم به خدایی که پدرم محمد (ص) را به حق برانگیخت، اگر از او دست برندارید. موهایم را پریشان می‌کنم. پیراهن رسول خدا را بر سر می‌گذارم و در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی فریاد دادخواهی سر می‌دهم.

در ادامه این نقل، سلمان فارسی از اتفاقات شگفت‌انگیزی در مسجد سخن می‌گوید و نقل می‌کند که امیرالمؤمنین (ع) از او خواستند تا حضرت زهرا (س) را بازگرداند.

وقتی سلمان پیام امیرالمؤمنین (ع) را رساند، حضرت زهرا (س) فرمودند:

«رُوحِی لِرُوحِکَ الْفِدَاءُ وَنَفْسِی لِنَفْسِکَ الْوِقَاءُ، یَا أَبَا الْحَسَنِ، إِنْ کُنْتَ فِی خَیْرٍ کُنْتُ مَعَکَ وَإِنْ کُنْتَ فِی شَرٍّ کُنْتُ مَعَکَ».

علی جان! جانم فدای جان تو و روحم سپر بلای روح تو باد. اگر در آسایش باشی، با تو هستم. و اگر در سختی و گرفتاری باشی، باز هم در کنار تو خواهم بود.

سپس فرمودند:

«إِذاً أَرْجِعُ وَأَصْبِرُ وَأَسْمَعُ لَهُ وَأُطِیعُ»؛ پس بازمی‌گردم. صبر می‌کنم و فرمان او را می‌پذیرم.

این صحنه، جلوه‌ای از وفاداری حضرت زهرا (س) به ولایت و همراهی ایشان با امیرالمؤمنین (ع) است.

در کربلا نیز حضرت زینب (س) در لحظات آخر از برادرشان امام حسین (ع) جدا نمی‌شدند. امام حسین (ع) از ایشان خواستند به خیمه بازگردند. اما زینب (س) با اندوه فراوان با برادر وداع کردند.

چه سخت بود لحظه‌ای که امام حسین (ع) خواهر داغدارشان را به صبر دعوت کردند. همان‌گونه که امیرالمؤمنین (ع) نیز از حضرت زهرا (س) صبر خواسته بودند.

روضه سوم: عموی مهربان؛ حضرت حمزه (ع) و مظلومیت حضرت زهرا (س)

حضرت حمزه سیدالشهدا (ع)، عموی پیامبر اکرم (ص)، از مدافعان شجاع اسلام و حامیان پیامبر (ص) بود. ایشان در دوران آغازین اسلام، در برابر آزار و اذیت مشرکان ایستادگی می‌کردند.

در یکی از نقل‌های تاریخی و روضه‌ای آمده است که حضرت حمزه (ع) روزی وارد خانه شدند. و حضرت زهرا (س) را اندوهگین و ناراحت دیدند. علت ناراحتی ایشان را پرسیدند.

حضرت زهرا (س) از آزار مشرکان نسبت به پیامبر اکرم (ص) سخن گفتند. و ماجرای ریختن فضولات شتر بر سر و بدن پیامبر (ص) را بیان کردند.

در این ماجرا، ابوجهل دستور داده بود در حالی که پیامبر (ص) مشغول عبادت بودند. آلودگی‌های شتر را بر سر و بدن ایشان بریزند.

حضرت حمزه (ع) پس از شنیدن این اتفاق، خشمگین شدند و به سوی کعبه رفتند. وقتی ابوجهل را در میان گروهی از مشرکان دیدند. با کمان خود بر سر او زدند و از پیامبر (ص) دفاع کردند.

حضرت زهرا (س) پس از شهادت حضرت حمزه (ع) نیز به یاد آن عموی فداکار و حامی پیامبر (ص) بودند.

در زبان حال این روضه، می‌توان مظلومیت حضرت زهرا (س) را چنین بیان کرد:

ای عمو! بلند شو و ببین پس از پیامبر چه بر سر ما آمده است. خانه‌مان مورد هجوم قرار گرفته و به ما ستم شده است.

در کربلا نیز دختری یتیم، در کنار پیکر و سر مطهر عمویش حضرت عباس (ع) به دنبال پناه می‌گشت. همان عمویی که تا زنده بود، پناه کودکان حرم بود.

روضه چهارم: چادر خاکی؛ روایت مظلومیت حضرت زهرا (س)

یکی از موضوعات سوزناک روضه‌های فاطمیه، مظلومیت حضرت زهرا (س) و حوادثی است که در پی اختلاف بر سر فدک و دفاع آن حضرت از حق خود رخ داد.

در برخی نقل‌های روضه‌ای آمده است که امیرالمؤمنین علی (ع) برای رفع نیاز مالی، از مردی یهودی مقداری پول قرض گرفتند. و چادر حضرت زهرا (س) را به عنوان گرو نزد او گذاشتند.

مرد یهودی چادر را به خانه برد و در گوشه‌ای قرار داد. شب هنگام، همسرش با ورود به اتاق متوجه شد که فضای آنجا از نور روشن شده است. آن‌ها پس از بررسی دریافتند که نور از چادر حضرت زهرا (س) ساطع می‌شود.

این اتفاق سبب شگفتی خانواده و خویشاوندان آن مرد شد و در ادامه این نقل آمده است که گروهی از آنان با مشاهده این نشانه، اسلام آوردند.

اما در مقابل چنین فضیلت و کرامتی، مظلومیت دختر پیامبر (ص) در میان گروهی از امت خود، از تلخ‌ترین فرازهای تاریخ اسلام است.

برخی گزارش‌های روضه‌ای درباره بازگشت حضرت زهرا (س) از ماجرای مطالبه فدک، از درگیری و آسیب دیدن آن حضرت سخن گفته شده است.

در این نقل‌ها آمده است که حضرت زهرا (س) پس از تحمل آسیب، با سختی به خانه بازگشتند و از درد و رنج به خود می‌پیچیدند.

زبان حال این مصیبت می‌توان گفت:

دختر پیامبر (ص) با بدنی آزرده و قلبی شکسته به خانه بازگشت؛ در حالی که امیرالمؤمنین (ع) نیز شاهد روزهای دشوار مظلومیت همسرشان بودند.

این روضه، یادآور غربت بانویی است که در راه دفاع از حق و ولایت، سختی‌های فراوانی را تحمل کرد.

روضه پنجم: نغمه اذان بلال؛ یادآور روزهای حضور پیامبر (ص)

یکی دیگر از روضه‌های تأثیرگذار فاطمیه، ماجرای اذان گفتن بلال حبشی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) است.

بلال از مسلمانان نخستین بود که در راه ایمان خود شکنجه‌های فراوانی را تحمل کرد. او در دوران بردگی، به دستور امیه بن خلف مورد آزار قرار می‌گرفت. اما در برابر شکنجه‌ها دست از توحید برنمی‌داشت و پیوسته می‌گفت: «أَحَداً أَحَداً».

بلال پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، دیگر همانند گذشته در مدینه اذان نگفت و از این شهر دور شد.

در یکی از نقل‌های مشهور، آمده است که حضرت زهرا (س) پس از بازگشت بلال به مدینه، از او خواستند یک بار دیگر اذان بگوید تا صدای مؤذن پدرشان را بشنوند.

بلال با شنیدن این درخواست، با خوشحالی آماده اذان گفتن شد.

هنگامی که صدای اذان او در مدینه پیچید. مردم به یاد روزهای حضور پیامبر (ص) افتادند. حضرت زهرا (س) نیز با شنیدن صدای بلال و به‌ویژه هنگام شنیدن شهادت به رسالت پیامبر (ص)، به شدت گریستند و از شدت اندوه بی‌حال شدند.

در نقل روضه‌ای آمده است که مردم از بلال خواستند اذان را متوقف کند. زیرا گمان کردند حضرت زهرا (س) از دنیا رفته‌اند.

اما چه غم بزرگی در دل دختر پیامبر (ص) بود. صدای اذان، خاطرات روزهای حضور پدر را برای ایشان زنده کرده بود.

در کربلا نیز امام حسین (ع) دلبستگی ویژه‌ای به فرزندشان حضرت علی‌اکبر (ع) داشتند. جوانی که در صورت و سیرت به پیامبر اکرم (ص) شباهت داشت.

علی‌اکبر (ع) به میدان رفت و پس از نبردی شجاعانه، بر اثر حمله دشمن به شهادت رسید.

در لحظات آخر، خطاب به پدر ندا داد:

«یَا أَبَتَاهْ، عَلَیْکَ السَّلَامُ، هَذَا جَدِّی رَسُولُ اللَّهِ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَیَقُولُ عَجِّلِ الْقُدُومَ عَلَیْنَا»؛ پدرجان! سلام بر تو؛ این جدم رسول خداست که به تو سلام می‌رساند. و می‌فرماید هرچه زودتر به سوی ما بیا.

امام حسین (ع) با شتاب خود را به بالین فرزندشان رساندند و با اندوه فراوان فرمودند:

«قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوکَ یَا بُنَیَّ، مَا أَجْرَأَهُمْ عَلَی الرَّحْمَنِ وَعَلَی انْتِهَاکِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ». خداوند آن قومی را که تو را کشتند نابود کند. ای فرزندم، چه اندازه بر خداوند رحمان و هتک حرمت رسول خدا گستاخ شده‌اند.

آری، همان‌گونه که صدای اذان بلال، داغ فراق پیامبر (ص) را در دل حضرت زهرا (س) زنده می‌کرد. شهادت علی‌اکبر (ع) نیز قلب امام حسین (ع) را از اندوه فراق فرزند و یاد پیامبر اکرم (ص) لبریز کرد.

زنده نگه داشتن یاد و مظلومیت حضرت زهرا (س)

روضه‌های فاطمیه تنها روایت مصائب و رنج‌های حضرت فاطمه زهرا (س) نیستند. بلکه فرصتی برای شناخت فضایل اخلاقی، ایمان، صبر، ایثار و دفاع آن بانوی بزرگوار از حق و ولایت به شمار می‌روند.

بازخوانی این روضه‌ها در مجالس عزاداری حضرت زهرا (س)، می‌تواند زمینه‌ای برای شناخت بهتر تاریخ اسلام و انتقال فرهنگ اهل‌بیت (ع) به نسل‌های آینده باشد.

 

 

eheyat

بازدیدها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *