صهیونیستها به هیچ میز مذاکرهای پایبند نیستند؛ نه از دروازه حقوق بشر وارد میشوند و نه به معاهدات بینالمللی وفادارند. ذات این رژیم، بر پایه توسعهطلبی، زورگویی و برتری نژادی شکل گرفته است.
در ماههای اخیر، رژیم صهیونیستی بارها حریم هوایی و خاک سوریه را نقض کرده و عملاً به بیش از 700 حمله هوایی دست زده است.
بخشهایی از خاک این کشور از جمله مناطق حساس مانند درعا و بلندیهای جولان سوریه در معرض اشغال یا حملات گسترده قرار گرفتهاند. با این حال، دولت جولانی شعار صلح و ثبات میدهد. و نه تنها هیچ پاسخ بازدارندهای به این حملات نداده. بلکه سیاست انفعال، مماشات و مذاکرهطلبی را دنبال کرده است.
این وضعیت، تصویری بسیار گویا از منطق زورگویی در نظام جهانی و ماهیت تجاوزکار رژیم صهیونیستی ارائه میدهد. و در دل خود، 3 درس بسیار مهم و راهبردی نهفته دارد. که همه ملتهای مسلمان، خصوصاً محور مقاومت، باید آن را آویزه گوش کنند:
1. صلحطلبی با دشمن عقیدتی، اشتباه استراتژیک است
دولتهای سازشکار تصور میکنند که با لبخند دیپلماتیک و مواضع «بشردوستانه»، میتوانند از تجاوز رژیم صهیونیستی جلوگیری کنند. مقامات جولانی بارها اعلام کردهاند که اجازه نمیدهند خاک سوریه برای حمله به اسرائیل استفاده شود. و خواهان مذاکره با آمریکا هستند. اما واقعیت نشان داد که دشمن، حتی در برابر خاضعترین دولتها نیز به خوی تجاوزگر خود ادامه میدهد.
صهیونیستها به هیچ میز مذاکرهای پایبند نیستند. نه از دروازه حقوق بشر وارد میشوند. و نه به معاهدات بینالمللی وفادارند. ذات این رژیم، بر پایه توسعهطلبی، زورگویی و برتری نژادی شکل گرفته است. اگر دست از پاسخ متقابل برداری، به جای صلح، درخت اشغال را آبیاری کردهای.
2. فقدان قدرت دفاعی، مقدمهی وقیح شدن دشمن است
کشوری که تجهیزات دفاعی و قدرت موشکی نداشته باشد. محکوم به بلعیده شدن است. رژیمی که دشمنش را قوی ببیند. حتی برای نفس کشیدن او نیز مجوز صادر نمیکند. سکوت و ضعف سوریه در مقابل رژیم صهیونیستی، دقیقاً از همین خلأ قدرت ناشی میشود.
اگر ابزار بازدارندگی نداشته باشی، دشمن با خیال راحت، شهرهایت را میزند. مراکز نظامیات را هدف میگیرد. و سرزمینی را اشغال میکند که روزی بخشی از امت اسلامی بود.
بر همین مبنا، جمهوری اسلامی ایران نه تنها برای خودش، بلکه برای همه منطقه، تبدیل به منبعی الهامبخش شده است. ایران با تکیه بر قدرت دفاعی، توانسته رژیم صهیونیستی را در جنوب لبنان، در غزه و حتی در اعماق مرزهای خودش به وحشت بیندازد.
3. اعتماد به نظم جهانی غرب، مصداق سادهلوحی سیاسی است.
جولانیها هرچه بیشتر با کشورهای اروپایی، ناتو و سازمان ملل نشستند. کمتر حمایت واقعی دریافت کردند. توهم امنیت از سوی غرب، یکی از خطرناکترین ابزارهای تخریب ملتهاست.
نظم جهانی کنونی، بر اساس منافع صهیونیسم و امپریالیسم بنا شده. و سازوکارهای آن نظیر شورای امنیت، نه برای حفظ امنیت مظلومان، بلکه برای تثبیت سلطه ظالمان طراحی شدهاند.
کشورهایی که خود را در این نظم ذوب کنند در روز خطر، یا تنها میمانند یا قربانی همان نقشههایی میشوند که با لبخند به آنها عرضه شده بود.
پروژه نقشه اسرائیل بزرگ؛ از نیل تا فرات مبنای ایدئولوژی صهیونیسم
تجاوزات به سوریه و لبنان، حمایت از جنگ داخلی در یمن، تحریم ایران، اشغال فلسطین، و فتنهسازی در عراق، همگی قطعات پازل پروژهای بزرگترند: نقشه اسرائیل بزرگ. این طرح که ریشه در تفکرات و ایدئولوژی برتریطلب صهیونیسم دارد.
رؤیای گسترش قلمرو رژیم اسرائیل از نیل تا فرات را در سر میپروراند. هدف نهایی آن، بلعیدن همه خاورمیانه، فروپاشی کشورهای اسلامی و تجزیهی جغرافیای اسلامی است.
اما این پروژه، تنها در جایی به بنبست خورد: در برابر نسخهی جمهوری اسلامی ایران یا همان نسخه مقاومت. نسخهای که میگوید سازش با دشمن حربی حرام است، اقتدار واجب است. دشمن را باید به رسم دشمنی شناخت و برای هر سیلی، ده سیلی پاسخ داد.
امروز، در برابر تجاوزات بیپایان و نقشههای سیطرهجویانه صهیونیستها، تنها راهکار واقعی، راهی است که بنیانگذار انقلاب اسلامی ترسیم کرد: نه تسلیم، نه اعتماد به دشمن، نه انفعال. بلکه مقاومت عقیدتی، قدرت بازدارنده، امتسازی، و وحدت در جبههی حق.
نسخه امامین انقلاب و جمهوری اسلامی، نسخهای نیست که فقط از ایران محافظت کرده باشد. این نسخه، معادلات منطقهای را تغییر داد. هیمنه اسرائیل را در هم شکست و الهامبخش جبههای شد. که هر روز به پیروزی نزدیکتر میشود.
بازدیدها: 0