حکایتی از گریه برای ابى عبدالله

حکایتی از گریه برای ابى عبدالله

خانه / مطالب و رویدادها / حکایتی از گریه برای ابى عبدالله

سرانجام، چنان شد که از فرط گریه، دو پلک چشم و مژه هاى ایشان از بین رفت.

حکایتی از گریه برای ابى عبدالله علیه‏السلام

چشمى که نتواند گریه کند کور باشد بهتر است

هیات:شخصی که براى مرحوم حاج شیخ عبدالکریم روضه مى خواند، به تهران آمد و در دو مسجد معتبر پیش نماز شد. من نزدیک ۲۰ سال با این عالم ارتباط داشتم؛ هم قبل از این که طلبه شوم و هم بعد از آن و تا کنون کسى را در روضه خواندن براى ابى عبدالله، علیه السلام، مثل او ندیده ام و تنها کسى بود که در مجلسش کسى بیش از خودش گریه نمى کرد. سرانجام، چنان شد که از فرط گریه، دو پلک چشم و مژه هاى ایشان از بین رفت.

حکایتی از گریه برای ابى عبدالله
حکایتی از گریه برای ابى عبدالله

وقتى ایشان در بیمارستان بسترى شد و چشم او را عمل کردند، پزشک معالج به ایشان گفت: شما دیگر نباید روضه بخوانید، یا اگر مى خوانید نباید گریه کنید! او نیز در پاسخ گفت: چشمى که براى ابى عبدالله، علیه السلام، گریه نکند، کور باشد بهتر است .

منبع:عرفان

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *