سربازانِ جنگ نرم، لب مرز

خانه / مطالب و رویدادها / سربازانِ جنگ نرم، لب مرز

رامین دانشور یک جوان اردبیلی فارغ‌التحصیل رشته فلسفه اسلامی از دانشگاه علامه طباطبایی تهران در مقطع کارشناسی ارشد است. او فعالیت‌های مختلف فرهنگی-آموزشی داشته که یکی از آن‌ها مسئولیت فرهنگی موسسه تحقیقاتی شهید مطهری اردبیل است. دانشور با راه‌اندازی «بنیاد مهدویت و هویت» اردبیل تلاش کرده تا سریع‌تر و کارآمدتر به اهداف فرهنگی خودش برسد. این بنیاد با توجه به هم‌مرز بودن و ارتباط با کشور آذربایجان، علاوه بر آموزش‌های فرهنگی- اعتقادی به نوجوانان و جوانان، مبدع ایده‌های نو و به‌‌روز برای مقابله با هجمه‌های فرهنگی به این استان مرزی و ترک‌زبان است.

رهبر انقلاب در دیدار رمضانی با دانشجویان، آن‌ها را به تلاش جدی و همه‌جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاه توصیه نمودند. ایشان در ضمن این بحث فرمودند: «من به همه‌ی آن هسته‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً میگویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌قول میدان جنگ، آتش‌به‌اختیار.»

علت و چگونگی تشکیل بنیاد مهدویت و هویت را بفرمایید.

در سال ۹۱ امام جمعه محترم اردبیل حضرت آیت‌الله عاملی اعلام نیاز برای سروسامان دادن به آموزش نسل جوان و نوجوان در خصوص مسائل فرهنگی- اسلامی را اعلام کردند. بر همین اساس بنیاد مهدویت و هویت به عنوان یک مجموعه تربیتی با اهداف خاص شکل گرفت. در واقع زمانی که به مقوله تربیتی در این استان احساس نیاز ‌شد، بررسی‌هایی در این رابطه انجام شد و ما مطمئن شدیم که این مجموعه با این اهداف باید در استان شکل بگیرد. البته این نکته فراموش نشود که دوستانی که قبلاً در مجموعه مطالعات تحقیقات شهید مطهری بودند بعد از فعالیت در آن مجموعه، این دغدغه را داشتند که یک کار فرهنگی با زیربنای محکم‌تری انجام دهند و به این نتیجه رسیده بودند که برای رسیدن به اهدافشان یک مجموعه‌ با اهداف تربیتی تشکیل دهند. مطالبه حضرت آیت‌الله عاملی ما را به این نقطه رساند که حتماً این مجموعه را تشکیل دهیم. بنابراین تاسیس این بنیاد نه تنها یک اقدام دستوری و سفارشی نبود بلکه بر اساس نیاز و توصیه دوستان ما و امام جمعه محترم شهر اردبیل بود. بنابراین این احساس نیاز دو طرفه شکل گرفته بود. اگر به صورت اجمالی هم بخواهم اهداف بنیاد را ترسیم کنم در یک کلمه می‌توانم بگویم که عرضه انسان تراز انقلاب اسلامی هدف کلان مجموعه ما است.

جنابعالی به عنوان یک مدیر جوان فرهنگی، چه تلقی از انسان تراز انقلاب اسلامی و اهداف کار فرهنگی دارید؟ 

وقتی در ایران یک انقلاب اسلامی شکل گرفته است قطعاً کارهای فرهنگی ما متناسب با این واقعه باید انجام شود. یعنی ما نمی‌توانیم چشممان را ببندیم و به صورت سلیقه‌ای کار کنیم. ولو اینکه بگوییم ما روی اعتقاد مخاطب کار می‌کنیم. باید دید این اعتقاد مخاطب درنهایت می‌خواهد چکار کند. اگر روی توانمندی‌ مخاطب کار کنیم باید دید آخر سر، این توانمندی چه کاری می‌خواهد انجام بدهد. وقتی ما واقعیت انقلاب را بررسی می‌کنیم می‌بینیم انقلاب در این مقطع و در هر مقطعی برای اینکه به جریان ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل شود، لازم است نیروهای انقلابی‌اش در مسیر رشد و تعالی قرار گیرند. تا به آنجا که حضرت امام(قدس سره الشریف) در جمله‌ای فرمودند که فتح‌الفتوح انقلاب اسلامی در تربیت انسان‌های صالح است. بنابراین وقتی ما در این زمان و مکان می‌خواهیم کار فرهنگی- تربیتی انجام دهیم، کار فرهنگی ما باید با جریان انقلاب متناسب باشد و ببینیم کجای مسائل فرهنگی – تربیتی این انقلاب نیاز به کمک و پوشش دارد. امکان ندارد اعتقادات مردم و جوانان نسل‌های آینده ما درست نباشد و از توانمندی‌ کمی برخوردار باشند ولی بخواهند باری از انقلاب به دوش بکشند.

برای اینکه نسل‌های پس از انقلاب بتوانند این بار را به دوش کشند، چه کاری برایشان باید انجام داد؟

 ما ابتدای کار باید بتوانیم تمام عرصه‌هایی که برای انسان تراز انقلاب اسلامی مورد نیاز است را به صورت اساسی ترسیم کنیم. در مرحله بعد همین مسیر ترسیم شده، راهبرد ما می‌شود. اگر این راهبردها را بتوانیم به سرانجام برسانیم آن وقت تا حدودی توانسته‌ایم انسان تراز انقلاب اسلامی را به فعلیت برسانیم که قطعاً با خودش تمامی زیرمجموعه‌های انقلاب اسلامی را به همراه خواهد داشت. این فرآیند یک روش زیربنایی و ریشه‌ای از ترسیم ایده‌آل‌ها تا رسیدن به اهداف است. از سال ۹۱ که ما بنیاد را تاسیس کردیم برای ترسیم ایده‌آل‌ها و رسیدن به راهبردها از ویژگی‌های تراز انقلاب استفاده کردیم. در اینجا هم ما نمی‌توانیم سلیقه‌ای عمل کنیم. یعنی وقتی ما می‌آییم ویژگی‌های انسان تراز را می‌شماریم می‌گوییم از یک طرف اعتقادات فرد باید عمیق باشد از طرف دیگر باید توانمندی‌های بالایی داشته باشد. از طرف دیگر هم باید از روحیه بالایی برخوردار باشد و بتواند جریان‌سازی کند. وقتی ویژگی‌های انسان تراز انقلاب اسلامی که هدف کلان‌ ما است را بررسی می‌کنیم به چند مقوله مهم می‌رسیم. قطعاً  اعتقاد یک بخش اساسی و پایه‌ای مهم است که حتماً باید عمیق باشد. پس از آن باید زمینه‌های افزایش توانمندی افراد را بالا ببریم. بعد از آن باید مهارت‌های مدیریتی را آموزش داد تا نیروی جوان اما مدیر و توانمند و معتقد ما بتواند جریان‌سازی کند. علاوه بر اینها معنویت افراد نیز نقش مهمی در رسیدن به این نقطه مطلوب بازی می‌کند. اگر این ریزمسائل را مفصل بررسی کنیم به یک راهبرد و الگویی برای تربیت انسان‌ تراز انقلاب اسلامی می‌رسیم.

در راستای رسیدن به راهبردهای مد نظر بنیاد مهدویت و هویت از چه الگویی استفاده می‌کنید؟

الگوی ما از لحاظ تربیتی یک الگوی مربی ‌محور است. بنابراین برنامه‌های ما به صورت ریز متناسب با آن ویژگی‌ها درست می‌شود. ما وقتی می‌خواهیم بگوییم که این فرد باید اعتقادات محکمی داشته باشد، زمینه‌سازی و قالب برای این اعتقاد را باید به وجود بیاوریم. یعنی زمانی لازم است کلاس بگذاریم، استاد  برای موضوع، طرح مسئله کند. یک وقت لازم است خود استاد مطالعاتی در این زمینه به صورت تخصصی داشته باشد. دیگر مسائل هم همین طور است. مثلاً وقتی می‌گوییم این فرد باید به لحاظ جسمی در رده بالایی باشد و جسم سالمی داشته باشد، خب قطعاً برنامه ما برای این شخص یک برنامه ورزشی و درست و حسابی باید باشد تا جسم و روح سالمی داشته باشد. برای معنویت و توانمندی‌اش هم همینطور است. وقتی می‌گوییم که یک نفر مهتدی شده است، یعنی انسانی که هدایت شده و لازمه‌اش این است که این انسان هادی هم باشد. برای مهتدی بودن ما سعی می‌کنیم زمینه‌ها را با مؤلفه‌هایی که نیاز است به وجود آوریم. انسان تراز انقلاب اسلامی باید بتواند توانمندی‌های مختلف و یافته‌های خودش را به جامعه عرضه کند. تا بتوانیم اسم او را مجاهد بگذاریم. یعنی آنهایی که راه را یافته‌اند و مهتدی شده‌اند حالا دیگر باید هادی شوند و بتوانند یک طیف وسیعی را با خودشان همراه کنند و جریان‌سازی انجام دهند.

امروزه چه نیاز و مساله‌ای در اولویت برای برنامه‌ریزی و تدوین راهبردهایتان قرار دارد؟

 اگر به مسائل روز از چند منظر نگاه کنیم می‌بینیم که الان در یک مقطع جنگ نرم قرار گرفته‌ایم. قطعاً با این شرایط می‌بایست زمینه‌های جهاد در این عرصه را برای فرد مهیا ‌کنیم. در اینجا ما باید روی بحث تولید محصولات فرهنگی کار کنیم. یعنی این آدمی که اینها را یافته و انسان مهتدی شده، حالا می‌خواهد انسان هادی هم بشود. بنابراین یکی از فعالیت‌های فعلی بنیاد مهدویت و هویت عرصه‌ تولید محصول است. یعنی وقتی دانش‌آموز ما توانسته یک آموزش خاص را ببیند حالا خودش می‌تواند در قالب یک کلیپ یا در قالب یک نرم‌افزار یا یک وبلاگ، یافته‌هایش را  به دیگر هم سن و سال‌های خود عرضه کند. که ما در اصطلاح به این فرآیند جهاد فرهنگی می‌گوییم. یعنی فرد علاوه بر اینکه در زمینه‌های شخصی رشد می‌کند باید بتواند در یک طیف وسیع‌تری برای دیگران هم مفید باشد یا به عبارتی عملیاتی شده باشد.

آیا بنیاد شما توانسته عملیات کند و افراد عملیاتی داشته باشد؟

یک برنامه کاری ما که خیلی هم مهم و رشد دهنده است و واقعاً به نوعی قلب تپنده بنیاد مهدویت و هویت می‌باشد همین بحث عملیات‌های فرهنگی است. دانش‌آموز ما خودش را در مبارزه با باطل می‌بیند و احساس می‌کند که واقعاً الان با دشمن در حال جنگ است. این خودش یک بخش مهم از انسان تراز انقلاب اسلامی است که ما ترسیم کرده‌ایم. ما هر چند ماه یکبار علاوه بر برگزاری کلاس‌های آموزشی و تربیتی منظم و بلند مدت یک عملیات خاص و منحصر به فرد را انجام داده‌ایم و بچه‌های ما در عرصه فرهنگی عملیات کرده‌اند.

هسته فکری و اولیه بنیاد شما که تشخیص می‌دهد در هر برهه زمانی سراغ چه موضوع و عملیاتی بروید چه کسانی هستند و چگونه انتخاب شده اند؟

قبل از اینکه این مجموعه تشکیل شود، نفراتی بودند که دغدغه مسائل فرهنگی را در سطح استان اردبیل داشتند. قطعاً طی یک‌سری فرآیندها این نفرات به هم رسیدند. یعنی دغدغه‌ها و دیدگاه مشترک و فعالیت‌هایی که از قبل در این موارد داشتند آنها را به یک نگاه مشترکی رساند تا این کار و تاسیس بنیاد را انجام بدهند. بنابراین اینها آمدند و به صورت خودجوش  کار کردند. لطف الهی هم شامل حال ما شد تا دوستان کنار هم جمع شوند. همین دوستان هم هستند که شورای مرکزی و به نوعی اتاق تصمیم‌گیری بنیاد را تشکیل دادند. شورای مرکزی وظیفه‌اش این است که بتواند راهبرد کلان و سیاست‌گذاری کلان مجموعه را انجام بدهد و اولویت‌های کاری مهم را در این مقاطع بتواند برای کل مجموعه مشخص کند. علاوه بر این افراد شورای مرکزی علاوه بر یک دغدغه مشترک هر کدام دارای تخصص‌هایی هستند. بعضی از آنها در زمینه‌های اعتقادی دارای تخصص هستند، بعضی‌ دیگر در رابطه با کارهای تشکیلاتی به نوعی تخصص دارند. بنابراین اینها با یک نگاه مشترک و تخصص‌های مختلف دور هم جمع شدند. مثلاً آقای بابایی سابقه‌ کار فرهنگی بسیار زیادی در همین استان را داشتند و نگاه تخصصی ایشان به کار فرهنگی ما را خیلی راهنمایی کرد تا ایرادات و نقص‌های ما برطرف شود. روز اول تشکیل بنیاد حدوداً نُه نفر از این دوستان در جمع ما بودند اما بعضی از این بچه‌ها به دلایلی مثل قبولی در مقطع دکترا دانشگاه یا مطالب دیگر امکان حضور در شهر اردبیل برایشان میسر نبود. به هر حال امروز ما پنج نفر در شورای مرکزی هستیم که علاوه بر خودم آقایان محمدرضا توانا، نقی قبایی، احمد غفاری و آقای بابایی به عنوان عضو شورای مرکزی و مشاور در جمع ما حضور دارند.

این شورا بر چه مبنایی اولویت‌های کاری بنیاد را مشخص می‌کند؟

چون نگاه ما مبتنی بر یک نگاه انسان‌شناسانه و اهداف انقلاب اسلامی است وقتی استراتژی تربیتی را پی‌ریزی می‌کنیم قطعاً تمام راهبردها و اعمال‌ ما بر طبق همان است. یعنی نمی‌شود گفت مقطعی است. بنابراین اولویت‌های کاری ما بر اساس این اهداف و نگاه برنامه‌ریزی و تحلیل می‌شود. توان مجموعه ما در حال حاضر روی پنج شش عنوان کاری است. البته توان و عده و عُده ما در این زمینه که بیشتر روی کدام هدف‌ها بیشتر کار کنیم خیلی اثر گذار است. یا اینکه کدام کار زیربنایی‌تر است و برای مجموعه مهم‌تر است. مثلاً شما فرض کنید که ما الان توانمان این است که یا کار اعتقادی کنیم یا کار ورزشی تفریحی. خب قطعاً کار اعتقادی برای ما مهم‌تر است. یا شما فرض کنید که الان زمانی است که ما باید در طی سال چند تا عملیات فرهنگی انجام بدهیم. بر اساس توانی که ما در آن زمان از جهات مختلف داریم، شورای مرکزی انتخاب می‌کند و تشخیص می‌دهد که بنیاد در آن مقطع چه اولویت‌هایی برای انجام عملیات‌های مختلف دارد. با توجه به اینکه سعی می‌کنیم همه جانبه نگاه کنیم و ببینیم که چه چیزی الان برای ما مهم‌تر است. هم به لحاظ انسانی و هم به لحاظ اینکه توان مسئولین ما چقدر است. هم به لحاظ اینکه نیاز مخاطب ما الان چه چیزی می‌باشد. ما تا کنون عملیات‌های مختلفی انجام داده‌ایم. مثلاً در یک مقطع ما یک عملیات فرهنگی به نام نمایشگاه شاخه شیطان راه‌اندازی کردیم. خب قطعاً در آن مقطع مهم بود که مخاطب ما خودش را درگیر با وهابیت ببیند. شاید عنوان‌های دیگری هم برای عملیات دیگری داشتیم، اما این خیلی برای ما مهم‌تر بود و چون درواقع عده و عُده ما اقتضای این را می‌کرد که ما در تابستان یک عملیات انجام دهیم در واقع نمایشگاه شاخ شیطان را برپا کردیم.

بنیاد مهدویت و هویت بین برگزاری کلاس‌های ادامه‌دار و بلندمدت و عملیات مدت‌دار کدام را بیشتر ترجیح می‌دهد؟

اینطور نیست که مجموعه بنیاد ما وقتی مثلاً سه ماه در یک عملیات است، هیچ عملیات و کار دیگری در بنیاد انجام نشود. بلکه اولویت ما این است که کلاس‌های ما به صورت مداوم برگزار شود. اما شاید در یک مقطع که با تمام قوت ورود به عملیات می‌کنیم یک هفته یا دو هفته بعضی از کلاس‌ها تعطیل شود.

دقیقاً منظورتان از عملیات چیست؟

ما سعی می‌کنیم در موضوعات مختلف فرهنگی و بسته به زمان عملیات انجام بدهیم. مثلاً بعضی از موضوعات مثل وهابیت این قابلیت‌ را دارد که چند بار به صورت ویژه مورد کنکاش ما قرار بگیرد. اقتضای اهداف ما این است که عملیات فرهنگی طوری طرح‌ریزی شود که یک قسمتی از خلأ تربیتی در آن زمان به خصوص را پر کند. یعنی مثلاً به لحاظ اعتقادی بچه‌ها را طوری وارد عملیات کنیم که با وهابیت درگیر شوند. بنابراین در برهه‌های مختلف زمانی یک خلأهایی است که ما سعی می‌کنیم با همین عملیات فرهنگی در واقع به جنگ آنها برویم و بچه‌ها را توانمند کنیم.

جامعه هدف شما از لحاظ تاثیرگذاری چه قشر و از چه سنی هستند؟ چگونه آنها را انتخاب می‌کنید؟

یکی از چند جامعه هدف ما در حال حاضر، مقطع دانشجویی و دانشجوها هستند. از ابتدای تأسیس بنیاد، یک‌سری از این دانشجویان عزیز به ما پیوستند و شروع کار ما با این دوستان بود. بعد از مرحله کار دانشجویی ما وارد محدوده سنی دانش آموزان مقطع دبیرستان شدیم. اینها هم از تابستان سال پیش تا به امروز با ما همراه بودند. به تازگی هم امسال به مقطع راهنمایی ورود کردیم و مخاطبمان را از این مقطع انتخاب می‌کنیم. پس در حال حاضر ما سه مخاطب دانش‌آموزی مقطع دبیرستان، دانش‌آموزی مقطع راهنمایی و دانشجویی را داریم. درخصوص گزینش این دوستان قطعاً ویژگی‌هایی مد نظر ما بود. یک‌سری فعالیت‌های مذهبی، اعتقادات سالم و موضوع اخلاق سالم از ویژگی‌هایی مدنظر ما بود، تا بتوانند با جمع ما صمیمی شوند و با مجموعه حرکت کنند. در مقطع دانشجویی دوستانی که اعضای اصلی بنیاد را می‌شناختند اکثراً خودشان جذب شدند تا اینکه ما بخواهیم آنها را گزینش کنیم. در بحث دانش‌آموز مقطع دبیرستانی هم همین طور بود. اما برای مقطع راهنمایی، امسال ما طرحی به نام «نبأ» را که مخاطب آن نسل نوجوان درگیر با بیداری اسلامی بود را طرح‌ریزی کردیم که قدری متفاوت‌تر بود. یعنی سعی کردیم نفراتی بیاوریم که واقعاً متناسب با این هدف ما بودند. به خاطر همین از بین دویست نفری که در تابستان دعوت شده بودند حدود نود نفر را بیشتر نتوانستیم جذب کنیم.

آیا شما برای جذب مخاطبانتان مثلاً دانشجویان در دانشگاه تبلیغات جمعی می‌کنید؟

نه، ما تبلیغات نداشتیم. اما بعضی از دوستانی که در دانشگاه محقق اردبیلی فعالیت فرهنگی داشتند را احساس کردیم، پتانسیل و ظرفیت این را دارند تا در بنیاد هم شرکت کنند. به خاطر همین به صورت شبکه‌ای این‌گونه افراد مستعد را وارد بنیاد کردیم که حدوداً آن موقع سی نفری شده بودند.

در رابطه با جذب دانش‌آموزان راهنمایی چگونه عمل کردید؟

ما امسال جلساتی را با آموزش پرورش داشتیم و اهدافمان را برای آنها ترسیم کردیم. چون دانش‌آموز مقطع راهنمایی مثل دانشجو نیست که بتواند توانمندی‌های خودش را آنطور که هست نشان بدهد بنابراین شیوه رصد و انتخاب آنها قدری مبهم بود پس خیلی نمی‌شد گفت که این دانش‌‌آموز واقعاً همان  دانش‌آموز مد نظر ما است. پس به دلیل این عدم شناخت از مسئولین و مربیان پرورشی ناحیه یک و دو آموزش و پرورش شهر اردبیل خواستیم که یک لیست مناسب از اسامی را به ما تحویل دهند. از بین دویست مدرسه یا بیشتر، حدود پانزده بیست مدرسه گزینش شدند و سعی شد که در این انتخاب خیلی دقت انجام شود. بعد که لیست دانش‌آموزان مناسب این پانزده بیست مدرسه را به ما دادند، آنها را به یک جلسه دعوت کردیم و از بین مدعوین نفرات نهایی مدنظر بنیاد را برگزیدیم که همان هشتاد نفر مذکور بودند.

برای این دانش‌آموزان چه برنامه‌هایی دارید؟

چون مجموعه تربیتی است بنابراین سعی می‌کنیم برای تهیه برنامه‌ها شخصیت دانش‌آموزان را به صورت همه‌جانبه لحاظ کنیم. ما در بنیاد، سلسله جلسات اعتقادی داریم. مثلاً تابستان سال پیش برای دانش‌آموزان کلاسی‌ هفتگی با عنوان «آیا اسلام پاسخگوی نیاز امروز و فردای بشر است؟» را گذاشتیم. یا کلاس‌های دیگری که درآن یک سیر موضوعات را بحث می‌کردیم مثل «اسلام و عقل و تفکر» یا  «اسلام و علم و تعقل» یا «اسلام و حرمت و کرامت» که مورد نیاز دانش‌آموزان ما بود. یا بررسی موضوعات مختلف جنگ نرم و علائم ظهور و بحث موسیقی و بحث کیدهای شیطان یا مواردی که دانش‌آموزان در معرض گناه هستند. موضوع دیگر هم موضوع رسانه‌ بود. مثلاً در فضای رسانه‌ای ما مستندهایی را بین بچه‌ها پخش و بعد بررسی می‌کردیم. غیر از اینها در تابستان برنامه‌های اردویی لحاظ می‌کردیم. بحث هیئت‌ هم که به صورت هفتگی برگزار می‌شود همیشه پابرجا بوده است. در نهایت برنامه‌های معنوی و معرفتی و برنامه‌های نشاط‌محور و برنامه‌هایی که توانمندی دانش‌آموزان را افزایش بدهد چهار عنوان کلی جهت برنامه‌ریزی کلاس‌ها بود.

چه میزان از این کلاس‌ها و برنامه‌ها استقبال می‌شد؟

بچه‌ها خیلی خوب استقبال کردند. واقعاً احساس می‌کردند که اغنا می‌شوند. یعنی به لحاظ اعتقادی به لحاظ تفریحی به لحاظ معنوی واقعاً احساس رضایت می‌کردند. ولی چون خیلی از شروع کار بنیاد نمی‌گذرد باید مواردی را اصلاح کنیم. برنامه‌های امسال بنیاد هم چون حلقه‌ای و مربی‌محور بود مقداری متفاوت‌تر از سال پیش بود که استقبال خوبی از حلقه‌ها صورت گرفت.

آیا بنیاد مهدویت و هویت به صورت خصوصی اداره می‌شود؟

بله. بنیاد مهدویت و هویت وابسته به هیچ سازمان خاص یا ارگان دولتی نیست. اما زمانی که یک‌سری مجموعه‌ها احساس کنند که مجموعه ما در راستای اهداف آنها بوده و خواسته‌اند‌ که با کمک‌های مالی از ما حمایت کنند از آنها پذیرفته‌ایم. برای مثال در نمایشگاه «شاخ شیطان» که اجرا کردیم قطعاً به لحاظ مالی سعی کردیم از ارگان‌هایی که همسو با اهداف ما هستند کمک بگیریم.

منبع:حلقه وصل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *