مسابقه معارفی ۲۴

خانه / اختصاصی هیأت / مسابقه معارفی ۲۴

مسابقه معارفی شماره  ۲۴

بیست و چهارمین مسابقه معارفی پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام ویژه محرم الحرام ۱۴۴۰ منتشر شد. علاقه مندان می توانند با پاسخ درست به سوالات برنده این دوره از مسابقه معارفی سایت هیات باشند.

  • سید الشهداء علیه السلام چه کاری را وظیفه ی خود می دید؟
  • کدام جمله صحیح است؟
  • تکلیف جامعه اسلامی در برابر مخالفین اسلام چیست؟
  • علت اینکه رضاخان مجالس عزاداری سیدالشهداء علیه السلام را قدغن کرده بود چیست؟

 

مخاطبان گرامی:

پاسخ سوالات فوق را می توانید در متن در پرتو ضیافت الهی که در ذیل آورده شده بیابید .

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تأسى به سید الشهداء در مبارزه با ظلم‏

در هر صورت ماها که الآن اینجا هستیم باید خودمان را بسازیم. اگر یک ملتى بخواهد مقاومت کند براى یک حرف حقى، باید از تاریخ استفاده کند. از تاریخ اسلام استفاده کند ببیند که در تاریخ اسلام چه گذشته؛ و اینکه گذشته سرمشق هست از براى ما. حضرت سید الشهداء عدد کمى، با یک عدد کمى حرکت کردند و مقابل یزید که خوب یک حکومت قلدرى بود، یک حکومت مقتدرى بود و اظهار اسلام هم مى‏کرد، اظهار اسلام هم مى‏کرد و از قوم و خویشهاى خود اینها هم بود؛ در عین حالى که اظهار اسلام مى‏کرد و حکومتش- به خیال خودش- حکومت اسلامى بود و خلیفه رسول اللَّه- به خیال خودش- بود لکن اشکال این بود که یک آدم ظالمى است که بر مقدرات یک مملکت، بدون حقْ تسلط پیدا کرده است. اینکه حضرت ابى عبد اللَّه- علیه السلام- نهضت کرد و قیام کرد با عدد کم در مقابل این، براى این [بود] که گفتند تکلیف من این است که استنکار کنم از این، نهى از منکر کنم. اگر یک حاکم ظالمى بر مردم مسلط شد، علماى ملت، دانشمندان ملت باید استنکار کنند، باید نهى از منکر کنند. در عین حالى که مى‏دانست، یعنى به حَسَب قواعد هم معلوم بود، به حَسَب قواعد هم یک عده کمى که آن وقتى که همراهانشان همه با هم بودند مى‏گویند چهار هزار نفر بودند لکن شب آنها رفتند، یک عدد بسیار کم هفتاد- هشتاد نفرى، هفتاد و دو نفرى ماند، در عین حال او تکلیف مى‏دید براى خودش که باید او با این قدرت مقاومت کند و کشته بشود تا به هم بخورد این اوضاع؛ تا رسوا بکند این قدرت را با فداکارى خودش و این عده‏اى که همراه خودش بود. چون دید که یک حکومت جائرى است که بر مقدرات مملکت او سلطه پیدا کرده است تکلیف خودش را- تکلیف الهى خودش را- تشخیص داد که باید نهضت‏

                        صحیفه امام، ج‏۵، ص: ۱۶۳

کند و راه بیفتد برود و مخالفت بکند و اظهار مخالفت و استنکار بکند؛ هر چه خواهد شد. در عین حالى که به حَسَب قواعد معلوم بود که یک عدد این قدرى نمى‏تواند با آن عده‏اى که آنها دارند، مقابله کند لکن تکلیف بود. این یک سرمشقى است از براى شما و ما که اگر عددمان هم کم بود باید باز استنکار کنیم براى اینکه یک کسى آمده است و سلطنت اسلامى ایران را گرفته است. جایى که باید امیر المؤمنین بنشیند این نشسته، جایى که باید امام حسین بنشیند این نشسته. سلطنت دارد مى‏کند- به خیال خودش- و اظهار اسلام هم مى‏کند! یزید هم مى‏کرد! معاویه هم مى‏کرد. آنها جماعت هم مى‏خواندند، امام جماعت هم بودند. در مقابل یک کسى که مسند اسلام را غصب کرده است، حکومت اسلامى را غصب کرده، بر مقدرات مسلمین حکومت مى‏خواهد بکند، اگر این خیانتکار هم نبود غاصب بود؛ غصب کرده بود مقام را. این مقام براى اشخاصى است که شرایطى دارد. اسلام شرایطْ معین کرده براى آن کسى که باید تکفل امور مسلمین را بکند. اگر این نفتهاى ما را هم به باد نداده بود و مراتع ما هم از بین نبرده بود و زراعت ایران را هم از بین نبرده بود و فرهنگ ایران را هم از بین نبرده بود و ارتش ایران را هم ضایع نکرده بود و اقتصاد ایران را هم به هم نزده بود و همه جهات ایران را هم به هم نزده بود، باز هم یک آدم غاصبى بود که استنکار لازم داشت که شما نباید حکومت بکنید؛ حالا که همه این صفات را دارد، همه این کارها را هم کرده، همه جهات ایران را به هم زده است همان طورى که سید الشهداء- سلام اللَّه علیه- تکلیف شرعى الهى مى‏خواست عمل بکند، غلبه بکند تکلیف شرعى‏اش را عمل کرده، مغلوب هم بشود تکلیف شرعى‏اش را عمل کرده. قضیه تکلیف است. قضیه این است که مقابل یک نفرى که دارد همه حیثیات اسلام و مسلمین را مى‏برد و سلطه پیدا کرده است بر مقدرات مسلمین و سلطه مى‏دهد کفار را بر بلاد مسلمین، ارتش ایران را به دست مستشارهاى امریکا مى‏سپارد، مخازن ایران را به جیب این و آن مى‏کند، فرهنگ ایران را ضایع کرده، ایران به یک شکل نمونه درآمده است، یک همچو آدمى که بر مسندى نشسته است که باید مثل امام حسین- سلام اللَّه علیه- بنشیند، این استنکار لازم دارد؛ یعنى بر همه مردم لازم است که این را به‏

                        صحیفه امام، ج‏۵، ص: ۱۶۴

او بگویند که بیا پایین از این مسند! همه مکلف هستند.

لزوم حرکت با سیل خروشان ملت‏

الآن که ملت ایران قیام کرده است و در مقابلش ایستاده، الآن بر همه ما، بر همه علما، بر همه مراجع، بر همه کسبه و تجار، بر همه روشنفکران، بر همه احزاب لازم است که همراه این سیل حرکت بکنند تا اینکه این آشغالها را از بین ببرند. اگر یکى تبانى بکند در این امر، سستى بکند- هر کس مى‏خواهد باشد- سستى بکند، این خیانتکار است؛ این به مسلمانها خیانت کرده، به اسلام خیانت کرده. اگر یکى یک کلمه همراهى با این آدم بکند، این خائن است. به اسلام خیانت کرده است براى اینکه یک آدمى است اینکه به اسلام دارد خیانت مى‏کند؛ یک آدمى که دارد همه حیثیات اسلام را مى‏برد؛ یک آدمى که همه مخازن ما را [مى‏برد] و این ملت را فقیر کرده است.

                        صحیفه امام، ج‏۹، ص: ۴۱۰

عمل به تکلیف الهى‏

و عمده مطلب این است که ما یک تکلیفى داریم، ما مکلفیم، خدا به ما تکلیف کرده است، که با این مخالفین اسلام و مخالفین ملت اسلام معارضه کنیم، یا پیش مى‏بریم، یا نمى‏بریم. اگر پیش بردیم، که الحمد للَّه هم به تکلیفمان عمل کرده‏ایم و هم پیش بردیم، و اگر هم مُردیم و کشته شدیم، به تکلیفمان عمل کردیم، ما چرا بترسیم؟ ما شکست نداریم. شکست براى ما نیست، براى اینکه از دو حال خارج نیست؛ یا پیش مى‏بریم، که پیروز هم شدیم. یا پیش نمى‏بریم، که پیش خدا آبرومندیم. اولیاى خدا هم شکست مى‏خوردند. حضرت امیر در جنگ معاویه شکست خورد، این حرف ندارد، شکست خورد. امام حسین- سلام اللَّه علیه- هم در جنگ با یزید شکست خورد و کشته شد. اما به حسب واقع پیروز شدند آنها. شکستْ ظاهرى، و پیروزى واقعى بود. اگر ماها هم که براى خدا مى‏خواهیم کار بکنیم، شکست هم بخوریم، تکلیف را عمل کردیم؛ و به حسب واقع هم پیروزى با ما خواهد شد.

سید الشهداء اسلام را زنده نگه داشته است‏

و اما قضیه‏اى که آقا فرمودند راجع به منبر و راجع به محراب. این را من باز هم گفته‏ام اگر سانسور نشود! و اگر سانسور بشود، ممکن است من یک کار دیگر بکنم- اسلام را تا حالایى که شما مى‏بینید، اینجا ما نشسته‏ایم، سید الشهدا زنده نگه داشته است سید الشهدا- سلام اللَّه علیه- تمام چیز خودشان را، همه جوانان خودش را، همه مال و مَنال، هر چه بود، هر چه داشت- مال و مَنال که نداشت- هر چه داشت، جوان داشت، اصحاب داشت، در

                        صحیفه امام، ج‏۱۰، ص: ۳۱۴

راه خدا داد و براى تقویت اسلام و مخالفت با ظلم قیام کرد. [در] مخالف با امپراتورى آن روز، که از امپراتوریهاى اینجا زیادتر بود، قیام کرد در مقابل او با یک عده قلیل. و با این عده قلیل در عین حالى که شهید شد، غلبه کرد. غلبه کرد بر این دستگاه ظلم و شکست داد آنها را. ما که دنباله او هستیم و مجالس عزا از آن وقت، به امر حضرت صادق سلام اللَّه علیه- و به سفارش ائمه هدى‏- علیهم السلام- ما بپا مى‏کنیم این مجالس عزا را، ما همان مسأله را داریم مى‏گوییم؛ مقابل ظلم است، مقابل ظلم ستمکاران. ما زنده نگه داشتیم، خطباى ما زنده نگه داشتند، قضیه کربلا را؛ و زنده نگه داشتند قضیه مقابله یک دسته کوچک اما با ایمان بزرگ را در مقابل یک رژیم طاغوتى بزرگ. گریه کردن بر شهید؛ نگه داشتن زنده نگه داشتن نهضت است اینکه در روایت هست که کسى که گریه بکند یا بگریاند، یا به صورت گریه دار خودش را بکند، این جزایش بهشت است. «۱» این براى این است که حتى آنى که با صورت گریه دار خودش را، صورتش را مى‏کند یک حال حزن به خودش مى‏دهد و صورت گریه دار به خودش مى‏دهد، این نهضت را دارد حفظ مى‏کند؛ این نهضت امام حسین- سلام اللَّه علیه- را حفظ مى‏کند. ملت ما را این مجالس حفظ کرده.

افشاگرى ظالم در مجالس سید الشهداء

بیخود نبود که رضا خان- مأمورین ساواک رضا خان- تمام مجالس عزا را قَدَغَن کردند. این همین طورى نبود. رضا خان همچو نبود که از اصل مخالف با این مسائل بشود، رضا خان مأمور بود، مأمور بود [براى‏] آنهایى که کارشناس بودند؛ آنهایى که ملتفت بودند مسائل را. دشمنهاى ما، که مطالعه کرده بودند در حال ملتها و مطالعه کرده بودند در حال ملت شیعه، مى‏دیدند آنها که تا این مجالس هست و تا این نوحه‏سراییهاىِ بر مظلوم هست و تا آن افشاگرى ظالم هست، نمى‏توانند برسند به مقاصد خودشان. زمان رضا خان قدغن کردند، به طورى که تمام مجالس در ایران قدغن شد، کارهاى خودشان‏

                        صحیفه امام، ج‏۱۰، ص: ۳۱۵

را انجام دادند. دست اهل منبر را، دست علما را بستند و نگذاشتند که اینها تبلیغات خودشان را بکنند؛ و آنها تبلیغات را از آن طرف شروع کردند، و ما را به عقب راندند و تمام مخازن ما را به چپاول بردند. در زمان محمد رضا هم به همین معنا، منتها با فرم دیگر، به فرم دیگر، نه با آن طور سرنیزه، به یک جور دیگر، این طایفه را مى‏خواستند کنار بگذارند. حالا هم همانها [هستند] منتها جوانهاى ما را بازى مى‏دهند. همان مسأله است. همان مسئله زمان رضا خان است که مجالس را او قدغن کرد. حالا یک دسته‏اى آمده‏اند مى‏گویند که نه، دیگر روضه نخوانید! نمى‏فهمند اینها که روضه یعنى چه. اینها ماهیت این عزادارى را نمى‏دانند چیست. نمى‏دانند که این نهضت امام حسین آمده تا اینجا، تا این نهضت را درست کرده.

این نهضت پرتوى است از نهضت عاشورا

این تابع، این یک شعاعى است از آن نهضت. نمى‏دانند که گریه کردن بر عزاى امام حسین، زنده نگه داشتن نهضت، و زنده نگه داشتن همین معنا [ست‏] که یک جمعیت کمى در مقابل یک امپراتورى بزرگ ایستاد. دستور است. آن دستور عمل امام حسین، سلام اللَّه علیه. دستور است براى همه: کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا؛ وَ کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء «۱» دستور است به اینکه هر روز و در هر جا باید همان نهضت را ادامه بدهید، همان برنامه را.

درس عاشورا

امام حسین با عده کم همه چیزش را فداى اسلام کرد؛ مقابل یک امپراتورى بزرگ ایستاد و «نه» گفت؛ هر روز باید در هر جا این «نه» محفوظ بماند. و این مجالسى که هست مجالسى است که دنبال همین است که این «نه» را محفوظ بدارد. بچه‏ها و جوانهاى ما خیال نکنند که مسأله، مسأله «ملتِ گریه» است! این را دیگران القا کردند به شماها که بگویید «ملتِ گریه»! آنها از همین گریه‏ها مى‏ترسند، براى اینکه گریه‏اى است که گریه بر مظلوم است؛ فریاد مقابل ظالم است. دسته‏هایى که بیرون مى‏آیند، مقابل ظالم هستند؛

                        صحیفه امام، ج‏۱۰، ص: ۳۱۶

قیام کرده‏اند. اینها را باید حفظ کنید. اینها شعائر مذهبى ماست که باید حفظ بشود. اینها یک شعائر سیاسى است که باید حفظ بشود. بازیتان ندهند این قلمفرساها! بازیتان ندهند این اشخاصى که با اسماء مختلفه و با مرامهاى انحرافى مى‏خواهند همه چیز را از دستتان بگیرند. و اینها مى‏بینند که این مجالس، مجالس روضه، ذکر مصایب مظلوم و ذکر جنایات ظالم، در هر عصرى [مظلومان را] مقابل ظالم قرار مى‏دهد. اینها ملتفت نیستند که اینها خدمت دارند مى‏کنند به این کشور؛ خدمت دارند مى‏کنند به اسلام.

توجه جوانها به فریبکارى خیانتکاران‏

توجه ندارند جوانهاى ما! بازى این بزرگها را نخورید. اینها خیانتکاراند! اینهایى که تزریق مى‏کنند به شما «ملت گریه»، «ملت گریه»، اینها خیانت مى‏کنند. بزرگهایشان و اربابهایشان از این گریه‏ها مى‏ترسند؛ دلیلش این است که رضا خان آمد همه اینها را برد از بین، و مأمور بود. دلیلش این است که رضا خان آخرش که رفت، انگلستان در رادیوى دهلى اعلام کرد که ما این را آوردیم، حالا هم بردیم! درست هم مى‏گفتند. آورده بودند براى سرکوب کردن اسلام، و یکى از راههایش همین بود که این مجالس را از دست شما بگیرند. جوانهاى ما خیال نکنند که دارند یک خدمتى مى‏کنند مى‏روند توى مجلس اگر صحبت عزا بشود، مى‏گویند نه، این را نگو، غلط است این حرف، باید این را بگوید، باید این ظلمها را بگوید، تا مردم بفهمند که چه گذشته آن وقت؛ و باید هر روز این کار بشود. این جنبه سیاسى دارد؛ جنبه اجتماعى دارد.

 


 

لینک کوتاه :
http://eheyat.com/?p=291653

۲ نظرات

  1. با سلام و عرض ادب؛
    مهلت شرکت در این مسابقه تا چه تاریخی است؟
    تشکر

    • ضمن عرض سلام و آرزوی قبولی عزاداری ها؛
      شما تا پایان محرم الحرام برای شرکت در مسابقه معارفی شماره ۲۴ هیات فرصت دارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *