گفت و گو با حجت الاسلام پناهیان در بیست و یکمین نشست سخنرانان هیات رزمندگان اسلام با موضوع گام دوم انقلاب

خانه / اختصاصی هیأت / گفت و گو با حجت الاسلام پناهیان در بیست و یکمین نشست سخنرانان هیات رزمندگان اسلام با موضوع گام دوم انقلاب

آن هدفی که آقا فرمودند ، این بود که همان شور و همان جهش و انقلابی در خود ایجاد کردن دوران انقلاب که منجر به این شد که انقلابی برگزار شود و بعدا جریان های مختلفی مقابله کند و بعد مقاومت کند در مقابل تندبادهای اوائل انقلاب و داخلی و خارجی. عوامل مختلف فرهنگی، نظامی، امنیتی. اما آن شور و جهش و حرکت و خیزش، هدف از بیانیه ادامه پیدا کردن این بود. یعنی بعد از چهل سال انقلاب مهمترین مساله انقلابی عمل کردن انقلابیون است. با همان شور و شوق و شعف.

گفت و گو با حجت الاسلام پناهیان در بیست و یکمین نشست سخنرانان هیات رزمندگان اسلام با موضوع گام دوم انقلاب

یک اتفاقی که خود آقا در بیان دیروزشان هم فرمودند که بیانیه برای این صادر شده است، چرایی و حتی تصریح کردند که هدف از بیانیه این بوده است، این تصریح هدف از بیانیه نشان میدهد ایشان می خواهند برداشت های مختلف را تشریح کنند که این نیست. هر برداشتی صحیح نیست و هر نوع تعاملی با این بیانیه صحیح نیست. تصریح کردند که هدف این بود. چون هدف وقتی مشخص باشد، هدف هم چون عملیاتی هست، هدف وقتی اینطور باشد یک راهبرد هست به تمام معنی. اینکه فقط در حوزه های نظری بحث شود گره گشا نیست. آن هدفی که آقا فرمودند ، این بود که همان شور و همان جهش و انقلابی در خود ایجاد کردن دوران انقلاب که منجر به این شد که انقلابی برگزار شود و بعدا جریان های مختلفی مقابله کند و بعد مقاومت کند در مقابل تندبادهای اوائل انقلاب و داخلی و خارجی. عوامل مختلف فرهنگی، نظامی، امنیتی. اما آن شور و جهش و حرکت و خیزش، هدف از بیانیه ادامه پیدا کردن این بود. یعنی بعد از چهل سال انقلاب مهمترین مساله انقلابی عمل کردن انقلابیون است. با همان شور و شوق و شعف.

 

شاید آنجایی که فرمودند مقدمه هفت دستور را که باید امید باشد هم برای خود و هم برای دیگران. ناظر به همین بحث است. چون اگر خیلی از مجموعه های ارزشی، شخصیت ها و لیدرها، اگر در این حوزه هایی که آقا شمردند به صورت جهادی وارد نشدند، مثلا در حوزه اقتصادی حرکت هایی در گوشه و کنار انجام شده است یا در حوزه معنویت خیلی کم اما در گوشه و کنار حرکت هایی شده است. در حوزه سیاست خارجی بحث حد و مرز بین دشمن که عده ای ورود کردند و … اما جهادی برخورد کردن قطعا در این هفت مورد نبوده. اگر بود الآن نیازی به گفتنش نبود که این اتفاق الآن باید رخ دهد. حتما ایشان احساس خلاء کرده اند.

این که این اتفاق نیفتاده و بعنوان یک نقیصه آقا نگاه میکنند که باید آن شور انقلابی و جهش و خیزش دوباره صورت بگیرد بخشی از آن ناظر به همین نا امید شدن است. ما یک مشکلی اساسی در بدنه جریان ارزشی داریم. بعد از وقایع اخیر که البته آقا قبلا هم تصریح کرده بودند، برخی سرخورده شدند.

تلاش کردند در انتخابات آمدند و احساس تکلیف کردند . نتیجه نگرفتند و بعد از آن جمع شدند و رفتند کنار. ننشستند بررسی کنند و صحبت کنند . ما کدام مجموعه یا جریان سیاسی انقلابی را داریم که آسیب شناسی کرده باشد ؟

چرا در سه چهار مورد جریان انتخابات، چه شورا چه مجلس و … چرا رسیدیم به شکست؟ علنا رأی خوب مردم گرایش پیدا کند به سمتی که نمی دانند آن سمت چی هست ؟ نخواستند این عده بالا بیایند. کجا باید بروند؟ به این سمت نتوانسته اعتماد کند. برای ما این شکست است. عدم اعتماد به جریان ارزشی و اساسا هم جریانات ارزشی بخاطر مسائل موجود به یکدیگر اعتماد ندارند . بخشی از این بخاطر علیها ما اکتسبت هست. آنچه خودمان عمل کردیم. اگر قرار باشد جریان های انقلابی امید در جامعه ایجاد کنند، علنا امید باید در بدنه این جریان ها ایجاد شود و واقعا امیدوار باشند . اگر امیدوار باشند نشانه اش این است که در زمینه هایی که آقا فرمودند، با نشاط حضور پیدا کنند.

این که خیلی وقت ها یقه میگیریم و از ارئه طرح و برنامه و ایده و… صرف نظر میکنیم، نشان دهنده دستپاچگی ماست. آقا در جمع جوانان در استادیوم آزادی تصریح کردند به اینکه جهاد دفاع مقدس، جهاد مبارزه با منافقین، جهاد مبارزه با فتنه اقتصادی و… در سال های گذشته، رسیدند به اینکه امروز جهاد علمی و عملی به جوانان جهادگر بسیجی. برای گره گشایی از مردم. بعدش چه اتفاقی افتاد؟ اگر قرار بود جهاد باشد ، بعد از آن جلسه که الآن ماه ها میگذرد چه دستورالعمل، نشست یا اتفاقی افتاد که نخبه بسیجی بیاید و در این جهاد ورود کند؟ اصلا به این نپرداختیم. گروه جهادی، هیئت رزمندگان ، پایگاه بسیج، دائم در مناطق سیل زده، خوزستان، لرستان و … در حال رفت و آمد هستیم. مخاطب فرمایش حضرت آقا هستیم. باید ورود همه جانبه کنیم در این جهاد علمی و عملی. جهاد ، سازماندهی، اعزام، طرح و برنامه، مهمات و همه چیز دارد. زمان جنگ بودیم و همه این ها بود. خود این جبهه ای عمل کردن باید از جایی شروع شود و نشاط مجاهده و تلاش باید در جامعه ارزشی مشاهده شود. بالاخره بیانیه یک سند هست. غیر از یک سخنرانی. خصوصا این بیانیه با این جامعیت و با این شور اربعین دوم انقلاب. چرا استقبال از این موضوع نمی شود؟

امروز کسی گزارش داد کسانی که درگیر این موضوع در کشور هستند، حدودا ۱۵ درصد هستند. این درصد را چه کسی باید افزایش بدهد به ۸۰ درصد ؟ بچه های ارزشی. پس این باید در خود مجموعه جریان ارزشی اعم از گروه ها . هیآت . موسسات مراکز و شخصیت ها و … برایشان جا بیفتد. واقعا خودشان به این نقطه امید و انرژی برای ورود جهادی در عرصه ها برسند. اگر این ها خودشان رسیدند میتوانند جامعه را همراه کنند. پیامبر اکرم را خدا برای چنین کار عظیمی انتخاب کرد در ۴۰ سالگی. امام صادق علیه السلام فرمود تربیت کرد بعد از ۴۰ سال تربیت این مأموریت را به او داد. پیامبر اکرم عقل نخستین و عقل کل. عصمت و پاکی و طهارت صدر همه انبیا. اول ما خلق الله نوری. پیامبر برای خدا و هستی برای پیامبر . دینش کاملترین دین. خدا به پیامبر میخواهد ماموریت دهد . وقتی پیامبر میخواهد جهادی ایجاد کند باید یک دوره تربیتی چهل ساله را طی کند. توسط خدا. میتواند همه این ها را با یک الهام انجام دهد. امام صادق میفرماید این تربیت چهل سال طول کشید. اگر برای ایشان چهل سال طول کشیده این باور در بدنه بچه های حزب اللهی ایجاد شود که عملا از بین خودمان آن هایی که از نسل قبل هستند و یا از این نسل هستند و دوران دفاع مقدس و انقلاب را ندیدند باید یک دوره تربیت جهادی شوند که خودشان بشوند یک عنصر جهادی و منبع امید و انرژی و نشاط در مردم. ما با شعار نمیتوانیم مردم را دور هم جمع کنیم. حرفی که در جلسه زده می شد این بود که شما از امید برای مردم بگویید خب معلوم است که یأس چه عواقبی دارد ولی میگوید من به چه چیز امیدوار باشم ؟

ارزش ریالی پایین آمده و بخش اقتصادی اینطور است. سستی مسئولین و بی تدبیری ها. از این بر می آید که واقعا برنامه ای ندارند. شما بگویید من به چه امیدوار باشم ؟ شما بگویید تا من باشم. چه کسی دوست دارد بدون امید زندگی کند؟ یک عده ای قصه سیل خوزستان و سیل لرستان، آنچه به مردم آنجا که همه چیز را از دست داده بودند امید میداد حضور جوانان بود.

این نشاط و باور. خیلی از جوان های دیگر نیامدند حتی بسیجی و ارزشی نیامدند. در خود ندیدند که بتوانند تأثیر بگذارند و همت نکردند و الا اگر همه گروه های جهادی راه میفتادند همه مشکل خوزستان و لرستان مشکلاتشان حل می شد.

بله هزاران نفر رفتند اما وقتی بسیج میلیونی داریم بالای ده دوازده میلیونی داریم، دوهزار و … جوان بروند یعنی بخش عمده ای هنوز حرکت نکردند. این حضور و در میدان عمل بودن امید می داد. این جوان چی داشت؟ حضرت آقا تعبیری دارند در رابطه با کار جهادی : یک مجموعه ای از عشق و ایمان و عمل. صاحب خانه آمده و میگوید از این خانه نا امیدم. میبیند این بچه ها دو روز کار کردند و خانه اش را مثل دسته گل تمیز کردند . حتی ممکن است خانه بعدها زیاد سرپا نماند. اما همینقدر که دید خانه ای که هیچ امیدی نداشت از گل خارج شود و تا زیر سقف گل بود. شسته شد، مرتب شد در طول ۲ روز، ما دیدیم این زندگی پیدا کردن این صاحب خانه را میدیدم . زنده شد . شروع کرد حرف زدن، خندیدن، تشکر کردن و خودش کار کردن. در قصه بیانیه مساله اصلی این عناصر هستند. اگر بیانیه بخواهد عملی شود آن عناصری که بخواهند بیانیه را عملی کنند اول باید به خود برسند. واقعا باید به ایمان برسند و به فرمایش آقا برسند. نه چون آقا فرموده. یک نکته ای را آقای قالیباف میگفتند خیلی نکته دقیقی بود. من جایی دیگر هم شنیده بودم اما از خودشان هم شنیدم و گفتند که آقا به من گفتند که کارهای شما – زمانی که شهردار بودند – را من ازش راضی ام . فعالیت های جهادی که انجام میشود اما شما باید کاری کنید که برای این کارهایی که انجام میدهید به خوشنودی من و خوشحالی من نگاه نکنید . حجت شرعی پیدا کنید برای انجام کارها. میدانید یعنی چی ؟ این حرف یعنی در همین مقام مدیر جهادگر، میخواهد همین مدیر جهادگر را تربیت کند در این حوزه و افق که یک عامل درونی او را به حرکت های خیلی بیشتر از اینی که الآن دارد تلاش میکند وادار کند آن هم اتصال به خدا ، ایمان به خدا. بالاتر از همه قواعد زمینی دارد تربیت میکند. ما همین نگاه را باید در بدنه جریان ارزشی داشته باشیم. ما برای عملیاتی کردن گام دوم که صد در صد عملیاتی است و جهادی است و آن هفت حوزه ای که آقا شمردند انصافا جامع ترین نگاه را داشتند در انتخاب این مواضع و انصافا خلاء وجود نگاه های جهادی در این زمینه ها کاملا حس میشود. کشور چه در ساختار چه در مجموعه چه در مردم . اگر میخواهیم این اتفاق بیفتد ما باید مثل خود آقا که فرمان دادند به این نقطه برسیم که این یک ضرورت است و به این ایمان برسیم که این باید انجام شود و با تمام توان پای کار باشند.

همین الآن بچه های دانشجویی بخواهند کاری انجام بدهند در حوزه های اقتصاد ، اخلاق و … نیاز به تئوریزه کردن این موضوعات در حوزه هستند  زیرا قرآن اینجاست . سیره اینجاست. مدل سیره صدر اسلام اینجاست. اینجا باید دست بچه ها را پر کند. مجموعه های دیگر هم مثل بسیج واقعا از جایگاه بسیج خیلی بیشتر از اینی که الآن دارد استفاده میشود باید استفاده بشود. بسیج بیشترین جایی است که جوان ها به آن تکیه دارند و امید دارند .

نشاط آفرین، شوق آفرین بودن بسیج در حوزه های نظامی امنیتی و .. گستره بسیج در زمینه فرهنگی و خدماتی و اقتصادی. یعنی آن میدان و آرمان عظیم بسیج . آن اعتماد عظیم ولایت و مردم به بسیج. این همه سرمایه باید در قصه گام دوم بیشترین قدم را بردارد . در این که بیاید این نیروها را بسازد و هم به آنها انرژی و شوق بدهد تا بروند کف میدان و این را عملیاتی کنند و این جهاد اتفاق بیفتد.

زمان دفاع مقدس این سپاه بود که ما را برد وسط میدان. ما که خودمان سرخود نمیتوانستیم. عملیات فتح المبین وقتی صورت گرفت و عملیات بیت المقدس و خرمشهر وقتی آزاد شد. ده ها کیلومتر وقتی توسط مردم یعنی بسیج که سپاه سازماندهی کرده بود وقتی آزاد شد آن موقع آمریکا دستش را برد بالا که یکی از این کسانی که در آن جریان مک فارلین طراح قضیه بود گفت ما از همان سال در دفتر موسوی ارتباط داشتیم که جنگ تمام شد.

وقتی مردم سازماندهی شدند و آمدند ، آمریکا گفت دیگر ادامه جنگ فایده ندارد . این امام بود که مقاومت کرد از ۶۱ تا ۶۷٫ و الا آن ها بعد از فتح خرمشهر دستشان را بالا بردند و عوامل داخلی هم فشار آوردند برای مذاکره و گفتگو که نهایتا سال ۶۷ قضیه قطع نامه اتفاق افتاد و امام جام زهر را نوشید.

میخواهم این را عرض کنم که جهادی همه جانبه بود. من بچه ۱۳ ساله بودم. آموزش به من داد اسلحه داد. اردوگاه دوم، اول، خط سوم، دوم، اول و بعد در عملیات استفاده کرد یعنی ظرفیتی که در بسیج وجود دارد و ظرفیت سازی کرد برای اینکه یک نیروی دانش آموز که برساند این را به یک جهادگر وسط میدان، این اتفاق باید بیفتد. بسیج و سپاه. حوزه علمیه و همان روحانیتی که رفت به مساجد و اگر نبود جبهه پشتیبانی نمی شد. تئوری جهاد و شهادت را تبیین کرد برای مردم و مردم مراجعه کردند به پادگان ها. حوزه منظورم روحانیت است نه مدیریت و … چون آن زمان هم مشکلاتی برای اعزام به جبهه وجود داشت اما روحانیت رسالتش را عالی انجام داد که تبیین کرد و آگاهی داد و مجموعه هایی که باید نیرو پرورش بدهند مجموعه سپاه آن روز و الآن گروه ها و جریانات و موسسات فرهنگی هم هستند که میتوانند به سپاه کمک کنند. یا نهاد های دیگر رسمی که وجود دارند مثلا سازمان تبلیغات و همین مجموعه های قرارگاه های فرهنگی که خودجوش کار میکنند و مورد حمایت هستند این ها بیایند و این نیروی جهادگر را اولا تربیت کنند که آن انرژی ، ایمان، نشاط اولا در او ایجاد شود و بعد برود در جامعه این جبهه را وسیع کردند و همه مردم را با خودش همراه کردند .

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

لینک کوتاه :
http://eheyat.com/?p=284106

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *