نماهنگ دختر عزیزه با نوای حسین ستوده
بهم هر بار میگن با حال زار میگن
این حرفا رو همه مردای دختردار میگن
دختر عزیزه
نمیدونی چقدر واسه بابا زبون میریزه
دختر شیرینه
بابا تا میرسه میاد روی زانوش میشینه
دخترا بابایی اند
با امید دیدنش روزا رو شب میکنند
دخترا بابایی اند
دو سه روز اگه بابا نباشه تب میکنند
آه یارقیه
دختر تنهای بی بابا رقیه
گم شده شب تو بیابون ها رقیه
مونده تنها زیر دست و پا رقیه
عمو سوختم ...
لالا رقیه
دختر تنهای بی بابا رقیه
دختر همیشه
اگه گریه کنه بابا نیاد آروم نمیشه
دختر تو خونه
واسه بابا همیشه میکنه موهاشو شونه
دخترا بابایی اند
با یه خنده کام بابا رو عسل میکنن
دخترا بابایی اند
گریه شون بگیره بابا رو بغل میکنن
پرپر رقیه
گریه کرده از همه بیشتر رقیه
سوخته تو آتیش مثل مادر رقیه
پاشو با اومده با سر رقیه
دروازه عجیب دروازه شلوغ
دور و بر ناقه هامونم تازه شلوغ
اون موقع شام اینقدر ازدحام
بازار ندیدم به این اندازه شلوغ
وای از این روزگار الشام الشام
چقدر سنگ بهم خورد از رو بام
جلو نامحرم افتادم
چادر پاره اومد
دستامو ببین پاهامو ببین
این موهای نیم سوخته کوتاهمو ببین
روزی اومدی تا داد میزدم
آهای دختر شامی بیا بابامو ببین
تازیونه ها رو طاقت آوردم
ولی تو بزم نامحرم مردم
به غرورم برخورد اونجا که
روبرو سر عموم سیلی خوردم
ساعت ها دم دروازه ساعات
وسط نامحرم عمه سادات
باز با خنده گفت نگاه کن رو نیزه
داداش اکبرت عمو جونم بالاست
یا لثارات؛ پایان مکر دشمنان
بازدیدها: 0
پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام هیات رزمندگان اسلام , سایت هیات رزمندگان اسلام , پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام , هیات , سایت هیات , هیئت رزمندگان , هیئت رزمندگان اسلام










