مدیریت هیجانی نوجوانان و جوانان در فضای مجازی

خانه / تازه ها / مدیریت هیجانی نوجوانان و جوانان در فضای مجازی

مدیریت هیجانی نوجوانان و جوانان در فضای مجازی

بررسی نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی هیجانات و رفتارهای اجتماعی

مقدمه

مدیریت هیجانی نوجوانان و جوانان در فضای مجازی، یکی از مهم‌ترین چالش‌های فرهنگی و روان‌شناختی عصر رسانه است. این پرسش اساسی مطرح می‌شود که رسانه‌ها چگونه هیجانات مخاطبان جوان را هدایت، تشدید یا حتی منحرف می‌کنند؟ بررسی سازوکارهای رسانه‌ای نشان می‌دهد که بسیاری از رفتارهای هیجانی، خشم، ناامیدی و پرخاشگری در فضای مجازی، نتیجه یک فرآیند برنامه‌ریزی‌شده رسانه‌ای است، نه صرفاً واکنش‌های فردی و طبیعی.

در ادامه، مهم‌ترین روش‌های مدیریت و دست‌کاری هیجانات نوجوانان و جوانان توسط رسانه‌ها بررسی می‌شود.

۱. تکرار مستمر اخبار منفی و فرسایش روانی مخاطب

یکی از شایع‌ترین شیوه‌های رسانه‌ای، تولید و بازنشر مداوم اخبار منفی کوچک و بزرگ است. این اخبار به‌تنهایی ممکن است اثر شدیدی نداشته باشند، اما انباشت آن‌ها در طول روز، فرد را از نظر روانی مستعد خشم و انفجار هیجانی می‌کند.

درست همان‌گونه که مجموعه‌ای از اتفاقات منفی روزمره می‌تواند فردی آرام را عصبی و پرخاشگر کند، رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی فارسی و سعودی اینترنشنال با بمباران خبری منفی، سلامت روان مخاطب را هدف قرار می‌دهند. این روند، نه‌تنها مضر، بلکه به‌طور جدی آسیب‌زا است.

۲. استفاده هدفمند از واژه‌ها، تصاویر و رنگ‌های محرک

رنگ‌های تند مانند قرمز، تصاویر خشم‌آلود، چهره‌های ناراحت یا ناامید و انتخاب واژه‌های تحریک‌آمیز، همگی ابزارهای شناخته‌شده در تحریک هیجانات منفی هستند. رسانه‌ها با مهندسی دقیق تصویر و تیتر، تلاش می‌کنند حداکثر خشم، نفرت یا ناامیدی را در مخاطب ایجاد کنند.

نمایش چهره خندان یک مسئول در شرایطی که مخاطب دچار فشار روانی است، عمداً به‌گونه‌ای طراحی می‌شود که بی‌تفاوتی و ظلم القا شود.

۳. سانسور کامل اخبار مثبت و القای یأس اجتماعی

یکی دیگر از روش‌های اثرگذار، حذف یا کمرنگ‌سازی کامل اخبار مثبت داخلی است. اگر مخاطب اخبار رسانه‌های معاند را بررسی کند، به‌سختی می‌تواند حتی یک خبر مثبت درباره عملکرد کشور در ماه‌های اخیر بیابد.

این عدم توازن خبری، به شکل‌گیری تصویری سیاه و ناامیدکننده از آینده منجر می‌شود و زمینه خشم، بی‌اعتمادی و افسردگی اجتماعی را فراهم می‌سازد.

۴. الگوسازی از پرخاشگری و تقدیس رفتار خشن

رسانه‌ها با برجسته‌سازی افراد پرخاشگر و معرفی آن‌ها به‌عنوان شجاع، قهرمان یا لیدر، رفتار خشونت‌آمیز را به یک الگوی قابل تقلید برای نوجوانان و جوانان تبدیل می‌کنند. این الگوسازی، به‌ویژه در سنین هویت‌یابی، آثار مخرب بلندمدت دارد.

۵. تشویق به ابراز هیجانی بی‌ضابطه در فضای مجازی

برخلاف برخی نظریه‌های قدیمی، پژوهش‌های روان‌شناختی نشان می‌دهد که ابراز آزادانه خشم، نه‌تنها آن را کاهش نمی‌دهد، بلکه اغلب موجب تشدید یا تثبیت رفتار پرخاشگرانه می‌شود.

فضای کامنت‌محور شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه با امکان ناشناس‌ماندن و دریافت لایک، بستری مناسب برای رهاسازی خشم بدون مسئولیت‌پذیری فراهم می‌کند. این خشم، به‌جای تخلیه، به جامعه منتقل می‌شود.

مدیریت هیجانی نوجوانان و جوانان در فضای مجازی | بخش دوم

۶. القای نابودی آرمان‌ها توسط مسئولان

نوجوانان و جوانان ذاتاً آرمان‌خواه‌اند. رسانه‌ها با القای این تصور که آرمان‌های آن‌ها توسط مسئولان از بین رفته است، احساس بی‌عدالتی و خشم را تقویت می‌کنند. این در حالی است که مشکلات سایر کشورها عامدانه پنهان و عملکرد آن‌ها ایده‌آل‌سازی می‌شود.

۷. سوءاستفاده از عزت‌نفس پایین و بحران هویت

برخی نوجوانان با عزت‌نفس پایین یا بحران هویت مواجه‌اند. رسانه‌های معاند با هویت‌بخشی کاذب به این افراد و برجسته‌سازی آن‌ها، خشم را به ابزار احساس ارزشمندی تبدیل می‌کنند.


۸. ایجاد انتظارات غیرواقعی و القای ناکامی

با نمایش گزینشی اخبار مثبت سایر کشورها و مقایسه هدفمند آن‌ها با وضعیت داخلی، انتظاراتی غیرواقعی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد. ناکامی در دستیابی به این انتظارات، خشم مضاعف تولید می‌کند.

۹. تغییر تفسیر رویدادها و جابه‌جایی هیجانات

انسان‌ها در برابر حوادث، ابتدا هیجانات اولیه مانند ترس یا اندوه را تجربه می‌کنند. رسانه‌ها با ارائه تفسیرهای جایگزین، این هیجانات را به خشم ثانویه تغییر می‌دهند.

نمونه بارز آن، تغییر جهت واکنش‌ها در حادثه تروریستی شاهچراغ از خشم نسبت به عاملان، به خشم علیه مسئولان از طریق القای تفسیر «کار خودشان است» بود.

نتیجه‌گیری: مسخ شخصیت و اختلال در تصمیم‌گیری

مجموع این اقدامات رسانه‌ای، به اختلال در نظام شناختی و هیجانی افراد منجر می‌شود. در این وضعیت، فرد دیگر تصمیم‌گیر مستقل نیست، بلکه منتظر تفسیر رسانه می‌ماند تا چگونه فکر کند، چه احساسی داشته باشد و چگونه واکنش نشان دهد. این فرآیند، چیزی جز مسخ شخصیت نیست.

نکته پایانی

تأکید بر این تحلیل‌ها به معنای انکار مشکلات واقعی کشور یا نقش برخی مسئولان در ایجاد نارضایتی نیست. بلکه هدف، افزایش آگاهی خانواده‌ها، جوانان و تصمیم‌گیران نسبت به شیوه‌های اثرگذاری رسانه‌ها و اهمیت حیاتی «ادراک عدالت» در سلامت روان جامعه است.

منبع علمی:
هیلگارد، اتکینسون و همکاران، زمینه روان‌شناسی، ترجمه براهنی و همکاران، ۱۳۸۹، صص ۴۱۷، ۴۱۸ و ۴۲۲.

 دکتر محسن عزیزی ابرقوئی – روان‌شناس

بازدیدها: 5

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *