ائتلاف دریایی عربستان بدون آمریکا؛ فرصت طلایی انصارالله در باب‌المندب

خانه / تازه ها / ائتلاف دریایی عربستان بدون آمریکا؛ فرصت طلایی انصارالله در باب‌المندب

ائتلاف دریایی عربستان بدون آمریکا؛ فرصت طلایی انصارالله در باب‌المندب

به‌رغم تشکیل ائتلاف دریایی جدید عربستان برای مقابله با انصارالله در باب‌المندب، خودداری آمریکا از حضور مستقیم در این ائتلاف، مهم‌ترین ابهام درباره آینده این سازوکار را ایجاد کرده است؛ مسئله‌ای که می‌تواند دست عربستان را برای تشدید درگیری در یمن ببندد و در مقابل، فرصت تازه‌ای در اختیار انصارالله قرار دهد.

ائتلاف دریایی عربستان و غیبت آمریکا

حدود سه هفته از تشکیل ائتلاف دریایی جدید عربستان برای مقابله با انصارالله در باب‌المندب می‌گذرد، اما همچنان مهم‌ترین پرسش درباره این ائتلاف، میزان حمایت و مشارکت مستقیم آمریکا است.

ریاض از پیوستن ۱۵ کشور به این سازوکار سخن گفته و تلاش کرده است تصویری از یک ائتلاف گسترده و قدرتمند برای مقابله با تهدیدات انصارالله در دریای سرخ و باب‌المندب ارائه کند. با این حال، واشنگتن تاکنون حمایت رسمی و مستقیم خود از حضور نظامی در این ائتلاف را اعلام نکرده است.

نبود آمریکا صرفاً یک غیبت سیاسی نیست؛ چراکه حضور مستقیم واشنگتن می‌توانست مهم‌ترین پشتوانه نظامی و سیاسی برای افزایش فشار بر انصارالله باشد. در شرایط فعلی، عربستان و نیروهای همسو با آن ناچارند هرگونه تصمیم برای افزایش سطح درگیری با صنعا را با احتیاط بیشتری اتخاذ کنند.

چرا آمریکا وارد ائتلاف عربستان نشده است؟

خودداری آمریکا از ورود مستقیم به ائتلاف دریایی عربستان را باید در چارچوب اولویت‌های فعلی واشنگتن در منطقه بررسی کرد. در شرایط کنونی، پرونده ایران و تحولات مرتبط با تنگه هرمز برای آمریکا اهمیت راهبردی بیشتری نسبت به بحران باب‌المندب دارد.

ایران از ظرفیت قابل‌توجهی برای تأثیرگذاری بر امنیت منطقه، بازار انرژی و منافع اسرائیل برخوردار است و موقعیت راهبردی تنگه هرمز نیز اهمیت این پرونده را دوچندان کرده است. از این منظر، ورود مستقیم آمریکا به بحران یمن می‌تواند به معنای گسترش همزمان دامنه درگیری و قرار گرفتن نیروها و تجهیزات آمریکایی در معرض فشار در چند جبهه باشد.

واشنگتن ناچار است میان بحران‌های مختلف منطقه اولویت‌بندی کند و در شرایط فعلی، به نظر می‌رسد ایران و تنگه هرمز در مرکز محاسبات امنیتی آمریکا قرار دارند.

تفاوت باب‌المندب و تنگه هرمز برای آمریکا

یکی دیگر از عواملی که می‌تواند در تصمیم آمریکا برای عدم ورود مستقیم به بحران باب‌المندب مؤثر باشد، تفاوت اهمیت این دو مسیر دریایی است.

انصارالله طی سال‌های گذشته توانسته است فشار قابل‌توجهی بر مسیرهای کشتیرانی در دریای سرخ و باب‌المندب وارد کند. با این حال، پیامدهای اختلال در باب‌المندب برای آمریکا تا حدی قابل مدیریت است؛ زیرا امکان استفاده از مسیرهای جایگزین و تغییر بخشی از مسیرهای حمل‌ونقل دریایی وجود دارد.

در مقابل، تنگه هرمز به دلیل نقش آن در انتقال انرژی و اهمیت آن برای بازار جهانی نفت، از جایگاه متفاوتی برخوردار است. هرگونه اختلال گسترده در این مسیر می‌تواند پیامدهای اقتصادی و انرژی بسیار وسیع‌تری داشته باشد.

به همین دلیل، واشنگتن ممکن است در شرایط کنونی ترجیح دهد منابع و توان نظامی خود را بر پرونده‌هایی متمرکز کند که از نگاه آن اهمیت راهبردی بیشتری دارند.

تجربه نظامی آمریکا در یمن

عامل مهم دیگر در محاسبات واشنگتن، تجربه عملیات نظامی گذشته علیه یمن است. آمریکا در سال ۲۰۲۴ با اجرای عملیات «سوارکار خشمگین» تلاش کرد توان نظامی انصارالله را تحت فشار قرار دهد، اما این عملیات نتوانست اهداف موردنظر واشنگتن را به‌طور کامل محقق کند.

این تجربه نشان داد که برتری نظامی آمریکا لزوماً به معنای دستیابی سریع به اهداف در برابر انصارالله نیست. مقاومت این جنبش در برابر فشار نظامی گسترده، هزینه‌های احتمالی ورود مجدد آمریکا به جنگ یمن را افزایش می‌دهد.

از این رو، تصمیم واشنگتن برای ورود مستقیم به بحران باب‌المندب تنها بر اساس توانایی نظامی اتخاذ نمی‌شود؛ بلکه هزینه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی چنین اقدامی نیز باید در نظر گرفته شود.

ائتلاف بدون آمریکا چه ظرفیتی دارد؟

تشکیل یک ائتلاف چندجانبه الزاماً به معنای ایجاد یک ظرفیت نظامی مؤثر نیست. معیار اصلی، تعداد کشورهای عضو نیست. بلکه میزان آمادگی و توانایی آنها برای ورود به یک تقابل واقعی با انصارالله است.

در شرایط فعلی، میان تصویری که عربستان از قدرت ائتلاف دریایی جدید ارائه می‌کند. و ظرفیت واقعی آن در میدان، فاصله وجود دارد. نبود مشارکت مستقیم آمریکا نیز این فاصله را بیشتر نمایان می‌کند.

عربستان از یک سو تلاش دارد با تشکیل این ائتلاف فشار بر انصارالله را افزایش دهد. و از سوی دیگر، بدون پشتیبانی مستقیم آمریکا باید ریسک ورود به مرحله جدیدی از درگیری را بپذیرد. همین مسئله می‌تواند قدرت تصمیم‌گیری ریاض برای تشدید تنش را محدود کند.

فرصت انصارالله در باب‌المندب

در مقابل، شرایط موجود می‌تواند فرصت مهمی برای انصارالله ایجاد کند. تا زمانی که آمریکا از ورود مستقیم به بحران باب‌المندب خودداری می‌کند، عربستان نمی‌تواند با اطمینان از پشتیبانی نظامی واشنگتن، سطح تقابل با صنعا را افزایش دهد.

انصارالله می‌تواند از این وضعیت برای حفظ فشار بر عربستان و افزایش قدرت چانه‌زنی سیاسی خود استفاده کند. مسئله برای صنعا صرفاً ادامه فشار نظامی نیست. بلکه مهم‌تر از آن، تبدیل فشار موجود به دستاوردهای سیاسی و میدانی است.

به بیان دیگر، ائتلاف دریایی عربستان در شرایطی شکل گرفته که مهم‌ترین حامی احتمالی آن، یعنی آمریکا، هنوز حاضر نشده است مسئولیت مستقیم ورود به این بحران را بر عهده بگیرد.

عربستان میان ائتلاف و واقعیت میدان

سه هفته پس از تشکیل ائتلاف جدید سعودی، هنوز نشانه‌ای قطعی از آغاز یک مرحله گسترده و جدید علیه انصارالله دیده نمی‌شود. مهم‌ترین دلیل این وضعیت را باید در تردید آمریکا برای ورود مستقیم به بحران یمن جست‌وجو کرد.

واشنگتن همزمان با پرونده ایران و تنگه هرمز مواجه است، تجربه درگیری نظامی با انصارالله را در اختیار دارد. و برای مدیریت بخشی از پیامدهای اختلال در باب‌المندب نیز گزینه‌های جایگزین دارد.

در چنین شرایطی، عربستان نمی‌تواند با اطمینان از ورود آمریکا، سطح درگیری را افزایش دهد. هرگونه اقدام نظامی گسترده‌تر می‌تواند هزینه‌هایی را برای ریاض ایجاد کند که در نبود حمایت مستقیم واشنگتن، مدیریت آنها دشوارتر خواهد بود.

باب‌المندب؛ فرصت طلایی انصارالله

مجموع این شرایط، یک فرصت مهم در اختیار انصارالله قرار داده است. صنعا می‌تواند از شکاف میان اهداف عربستان و محاسبات آمریکا برای افزایش قدرت مانور خود استفاده کند.

تا زمانی که آمریکا از ورود مستقیم به بحران باب‌المندب خودداری می‌کند، عربستان ناچار است هزینه تشدید درگیری را با احتیاط بیشتری محاسبه کند. این محدودیت می‌تواند قدرت چانه‌زنی انصارالله را افزایش دهد و زمینه را برای تبدیل فشار نظامی به امتیازات سیاسی فراهم کند.

بنابراین، ائتلاف دریایی عربستان بدون مشارکت مستقیم آمریکا، بیش از آنکه نشانه آغاز یک مرحله قطعی از فشار گسترده علیه انصارالله باشد. بیانگر وجود محدودیت‌هایی در مسیر تشدید درگیری است.

در شرایط فعلی، مهم‌ترین مسئله برای انصارالله ایجاد یک بحران جدید نیست؛ بلکه استفاده حداکثری از شکافی است که میان اهداف عربستان و محاسبات آمریکا در باب‌المندب شکل گرفته است. اگر واشنگتن همچنان پرونده ایران و تنگه هرمز را در اولویت نگه دارد. ریاض برای افزایش فشار بر صنعا با محدودیت بیشتری مواجه خواهد بود؛ وضعیتی که می‌تواند باب‌المندب را به عرصه‌ای مهم برای افزایش قدرت چانه‌زنی انصارالله تبدیل کند.

 

 

eheyat

بازدیدها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *