دعای روز شانزدهم ماه رمضان به همراه شرح دعا آیت الله مجتهدی و جواد محدثی

دعای روز شانزدهم ماه رمضان به همراه شرح دعا آیت الله مجتهدی و جواد محدثی

خانه / ویژه نامه / ویژه نامه های مناسبتی / ویژه نامه ماه مبارک رمضان 97 / دعای روز ویژه ماه مبارک رمضان / دعای روز شانزدهم ماه رمضان به همراه شرح دعا آیت الله مجتهدی و جواد محدثی

دعاهای روزها؛ از ابن عباس روایت کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله برای هر روز، دعایی ذکر فرموده اند؛ روز شانزدهم بدین شرح است …

دعای روز شانزدهم ماه رمضان به همراه شرح دعا آیت الله مجتهدی و جواد محدثی

دعاهای روزها؛ از ابن عباس روایت کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله برای هر روز، دعایی ذکر فرموده اند؛ روز شانزدهم

اللَّهُمَّ وَفِّقْنِی فِیهِ لِمُوَافَقَهِ الْأَبْرَارِ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مُرَافَقَهَ الْأَشْرَارِ

 اى خدا در این روز مرا بر موافقت نیکان عالم موفق بدار و از رفاقت اشرار جهان دور گردان

وَ آوِنِی فِیهِ بِرَحْمَتِکَ إِلَى (فِی) دَارِ الْقَرَارِ بِإِلَهِیَّتِکَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ‏

 و مرا در بهشت دار القرار به رحمتت منزل ده به حق الهیت و معبودیتت اى خداى عالمیان.

 شرح دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان| آیت الله مجتهدی رحمه الله علیه

اللَّهُمَّ وَفِّقْنِی فِیهِ لِمُوَافَقَهِ الْأَبْرَارِ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مُرَافَقَهَ الْأَشْرَارِ وَ آوِنِی فِیهِ بِرَحْمَتِکَ إِلَی (فِی) دَارِ الْقَرَارِ بِإِلَهِیَّتِکَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِین [۱] اللَّهُمَّ وَفِّقْنِی فِیهِ لِمُوَافَقَهِ الْأَبْرَارِ

خدمت به خلق و با خدا بودن ملاک اصلحیت

خدایا کاری کن که من با خوبان موافق باشم، مثلا اگر قرار است برای ریاست جمهوری یا انتخابات مجلس شورای اسلامی  رای گیری کنند، اگر فردی خوب است من با او موافقت کنم و اگر بد است به او رای ندهم  و دنبال باند و باند بازی نباشم و دنبال منافع شخصی خودم نباشم بلکه هر جا رضای خدا را دیدم به او رای بدهم و همیشه به کسی رای بدهیم که اهل نماز شب و اهل خلوت با خدا و در پی خدمت به خلق باشد.

وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مُرَافَقَهَ الْأَشْرَارِ

با این افراد رفاقت نکنیم

خدایا کاری کن که من با بدان رفیق نشوم، با اهل دود و دم رفیق نشوم، با سیگاری هم رفیق نشو، اگر پسر عموی شما سگ بغل می کند با او رفیق نشو ، حالا چون از ارحام است و صله رحم باید کرد در حد یک تلفن و سلام و احوال پرسی با او رابطه داشته باشید؛ با رَحِم باید سلام و علیک کرد، ولی اگر اهل تقوی نیست با او رفیق نشو. با کسانی که متدین هستند رفیق شو.

با چه کسی مجالست کنیم؟

حواریون از حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) سئوال کردند که با چه کسی مجالست کنیم؟ فرمود:

« من یُذَکِّرکُم اللهُ رُویَتَه » کسی که  نگاه به او شما را به یاد خدا بی اندازد. به دنبال دوستانی باشید که شما را به یاد خدا می اندازند؛ حتی شما حق نداری با هر عالمی رفاقت کنی!

حدیثی از امام صادق (علیه السلام) وارد شده است  که از  حضرت سوال کردند که آیا حدیث « النَظَرُ اِلی وَجه العالِم عِباده » [۲] درست است؟ حضرت فرمودند؛ درست است اما کلیت ندارد، بعد حضرت قیدی به آن اضافه نمودند که؛ نظر به عالمی عبادت است که « هُو العالمُ الذِی إذا نَظَرت إِلَیهِ ذَکَّرک الآخِرَه » عالمی که وقتی به او نگاه می کنی تو را به یا خدا بیاندازد « وَ مَن کَان خلافُ ذلک » و اگر عالمی بود که وقتی به او نگاه می کنی تو را به یاد آخرت نمی اندازد « فَالنظُر اِلیه فِتنَه » [۳] نظر کردن به او هلاکت است . با عالمی که شما را به شک می اندازد رفیق نشوید.

چند خصلت باید در عالم باشد

در حدیث آمده است با عالمی همنشین شوید که شما را از چند امر به چند امر دعوت کند:

از شک به یقین، از ریاکاری به اخلاص، از رغبت به دنیا به زهد از دنیا [۴]

مثل مرحوم شیخ حسین زاهد که وقتی در محضر او بودی و او را می دیدی رغبت انسان نسبت به دنیا کم می شد؛ اگر ریاکار بودی خالص می شدی، اگر اهل شک بودی اهل  یقین می شدی.

من شنیده ام بعض اهل علم به طلبه ها گفته اند؛ شما چرا طلبه شده اید مگر ما به کجا رسیده ایم که شما می خواهید برسید؛ این چه حرفهای باطلی است که می زنند؛ باید مراقب باشید حتی با هر عالمی هم همنشین نشوید.

گرفتاری در برزخ به خاطر ممانعت از تحصیل در حوزه

مرحوم  آیت الله آقا شیخ محمد تقی بروجردی رحمه الله علیه کتابی دارد به نام «سیر المنازل» و در آن کتاب آورده است که پدر و مادر من راضی نبودند من  طلبه بشوم؛ من فرار کردم و به گلپایگان و اصفهان و نجف رفتم و سالها زحمت کشیدم  و به در جه اجتهاد رسیدم و پدر و مادرم مرحوم شده بودند، در عالم خواب و رویا ایشان را دیدم که به من می گفتند: ما در این عالم گرفتار هستیم و به ما می گویند: شما چرا به  پسرتان می گفتید که طلبه نشو.

آن آخوندی هم که به شما می گوید؛ طلبه نشو او هم در قیامت گرفتار است و جهنمی می شود.

خاطره

سید مهدی خرازی پدر آیت الله خرازی برای من نقل کرد: بعضی از اهل علم به من می گفتند؛ شنیده ایم که پسرت را می خواهی طلبه کنی! این کار را نکن؛ ایشان به آیت الله خوانساری جریان را  می گوید؛ تا مجبور شود فرزندش را به حوزه بفرستد و طلبه شود. هم اکنون فرزند ایشان یکی از بزرگان حوزه است و به درجه اجتهاد رسیده و دارای آثار و برکات فراوانی است.

ادامه حدیث

سه ویژگی همنشینی در کلام حضرت عیسی علیه السلام

از حضرت مسیح سئوال شد که « مَن نُجالس » با چه کسی همنشین شویم؛ حضرت فرمودند:

اول- کسی که دیدن او شما را به یاد خدا می اندازد «مَن یُذَکِّرُکُم الله رؤیَتَه»

دوم- کسی که کلام او بر علم شما بی افزاید « مَن یزید فِی عِلمِکُم مَنِطِقُه»

سوم- کسی که عمل او رغبت شما را نسبت به آخرت زیاد کند « مَن یَرغبکُم فِی الآخره عَمَله » [۵] با کسی مجالست کن که یک پله از تو بالاتر است؛ اهل نماز شب و یاد خدا باشد

شعر:

با هر که نشستی و نشد جمع دلت

و ز تو نرهید زحمت آب و گلت

زنهار ز صحبتش گریزان می باش

ور نه نکند روح عزیزان بحلت [۶]

رفیق خوب سبب سعادت است

اگر من طلبه شدم بخاطر دوست خوبی بود که داشتم؛ ایشان روزی به من گفتند؛ که برای قرائت قرآن به مجلسی برویم، بعد  مدتی به من گفت که برای نماز جماعت به مسجد خندق آباد برویم و من هم رفتم؛ در آن مسجد آقا سیدی بودند که مشغول تدریس صرف بودند و «ضرب ؛ ضربا» درس می دادند و من هم علاقه مند شدم و در کلاس درس ایشان شرکت می کردم، بعد مدتی به درس شیخ علی اکبر برهان رفتم و یواش یواش ذوق طلبگی پیدا کردم و..  این همه برکات بخاطر رفیق خوب بود.

شعر:

گلی خوشبوی در حمام روزی

رسید از دست محبوبی به دستم

بدو گفتم که مشکی یا عبیری

که از بوی دل آویز تو مستم

بگفتا من گلی ناچیز بودم

و لکن مدتی با گل نشستم

کمال همنشین در من اثر کرد

وگرنه من همان خاکم که هستم [۷]

وَ آوِنِی فِیهِ بِرَحْمَتِکَ إِلَی (فِی) دَارِ الْقَرَارِ

خدایا مرا با خوبان رفیق کن و به رحمت خودت مرا در بهشتت جای بده!

بالَهِیَّتِکَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِین

به خدایی خودت قسم که این دعاهای مرا مستجاب کن و در بهشتت جای بده، تازه اگر من را به جهنم بردی با دوری تو چه کنم؟!

امیر المومنین در دعای کمیل خطاب به خداوند می فرمایند: خدایا گیرم که  من به آتشت صبر می کنم، ولی فراق تو را چه کنم!؟ [۸]

[۱] – بحارالأنوار ج : ۹۵ ص : ۴۵

اللَّهُمَّ وَفِّقْنِی لِعَمَلِ الْأَبْرَارِ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مُرَافَقَهَ الْأَشْرَارِ وَ آوِنِی بِرَحْمَتِکَ فِی دَارِ الْقَرَارِ بِأُلُوهِیَّتِکَ یَا إِلَهَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ

[۲] – قَالَ ص النَّظَرُ إِلَی وَجْهِ الْعَالِمِ عِبَادَهٌ ؛ بحارالأنوار ج : ۱ ص : ۵

[۳] – مجموعهورام ج : ۱ ص : ۸۴

النبی ص النظر فی وجوه العلماء عباده سئل جعفر بن محمد الصادق ع عنه فقال هو العالم الذی إذا نظرت إلیه ذکرک الآخره و من کان خلاف ذلک فالنظر إلیه فتنه

[۴] – بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ترجمه فارسی  ۱۲۰

حضرت موسی بن جعفر (بر ایشان سلام و درود باد) فرموده: نزد هر عالم و دانائی ننشینید مگر عالم و دانشمندی که شما را از پنج چیز به پنج چیز دعوت نموده و بخواند: از شکّ و دو دلی بیقین و باور، و از کبر و سربلندی بتواضع و فروتنی، و از رئاء و خودنمائی باخلاص و پاکدلی و بی خود نمائی، و از دشمنی بنصیحت و اندرز، و از خواهان بودن (دل بستن بدنیا) بپارسائی و پرهیزکاری

[۵] – کافی ج : ۱ ص : ۳۹

عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِیِّ عَنْ شَرِیفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِی قُرَّهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَتِ الْحَوَارِیُّونَ لِعِیسَی یَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ قَالَ مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَهِ عَمَلُهُ

[۶] – خواجه عبد الله انصاری؛ مواعظ

[۷] – گلستان سعدی

[۸] – بحارالأنوار ج : ۶۷ ص : ۱۹۶

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی الدُّعَاءِ الَّذِی عَلَّمَهُ کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ النَّخَعِیَّ فَلَئِنْ صَیَّرْتَنِی فِی الْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدَائِکَ وَ جَمَعْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ أَهْلِ بَلَائِکَ وَ فَرَّقْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ أَحِبَّائِکَ وَ أَوْلِیَائِکَ فَهَبْنِی یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی صَبَرْتُ عَلَی عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَی فِرَاقِکَ وَ هَبْنِی صَبَرْتُ عَلَی حَرِّ نَارِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلَی کَرَامَتِکَ.

شرح دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان| جواد محدثی

أَللّـهُمَّ وَفِّقْنى فیهِ لِمُوافَقَهِ الاَْبْرارِ وَ جَنِّـبْنى فیـهِ مُـرافَـقَـهَ الاَْشْـرارِ وَآوِنى فیهِ بِرَحْمَتِکَ اِلى دارِالْقَرارِ بِاِلهِیَّتِکَ یـا اِلـهَ الْعالَـمینَ.

فرازهای این دعا عبارت است از:

 

با نیکان، بر بدان

 

در پناه رحمت جاودانه خدا

 

با نیکان، بر بدان

موضع داشتن، از ویژگیهاى مسلمان متعهّد است.

با همه کس، یکسان نمى توان برخورد کرد. با نیک و بد، نمى توان به گونه اى خو کرد که هم نیکان انسان را بخواهند و هم اشرار، دوستدار انسان باشند.

اگر دوستى ها و دشمنى ها مرز ایدئولوژیک و دینى داشته باشد، اگر قطع و وصلها، موافقت ها و مخالفت ها، انگیزه مکتبى داشته باشد، اگر رفاقت، خدایى باشد، نمى توان، با همه بود…و با همه زیست.

«عرفى» شاعر گفته است:

چنان با نیک وبد خوکن

که بعد از مردنت، عرفى

مسلمانت به زمزم شوید

و هندو، بسوزاند

ولى این، خوى اسلامى و زندگى مکتبى نیست.

اسلام، براساس «تولّى» و «تبرّى» است.

مسلمان، داراى «جاذبه» و «دافعه» است.

مؤمنین به خدا و رسول «أشِدّاءُ عَلَى الکُفّار»ند و«رُحَماءُ بَینَهُم»![۱]

مگر مسلمان مى تواند چنان خاکشیر مزاج و دمدمى و چند چهره و چند زبان باشد که همه خواهانش باشند، همه را جذب کند، همه از او حمایت کنند؟!…

در میدان ارزش ها و خوبى و بدى حتّى، «بیطرفى»، گاهى «بى شرفى» است.

انسان شریف، باید نسبت به خوبان و بدان، خوبیها و بدیها، زشتیها و زیباییها، نسبت به حق و باطل، خیر و شرّ، ستم و داد، مساوات و تبعیض، حساسیّت و تعهّد و «موضع» داشته باشد.

دوستى و دشمنى، نمایشگر موضع انسان است.

دوستان و دشمنان، بیانگر خطّ فکرى و عملى مسلمانانند. موافقان و مخالفان، فکر و عمل انسان را نشان مى دهند.

وقتى امام صادق علیه السلام از دوستى با ترسو و بخیل و فاجر و احمق و دروغگو منع مى کند،[۲] وقتى امام على علیه السلام، صداقت در پشت سر را نشانه دوست حقیقى مى شمارد،

وقتى امام على علیه السلام دوست منحوس و ناستوده را، کسى مى داند که در سختیها تنهایت مى گذارد،[۳]

این نشان مى دهد که در دوستیها و موافق بودن ها و مخالفت کردن ها، باید از یک سرى ملاکهاى مکتبى و ضابطه هاى ارزشى پیروى کرد و باید آن ضوابط و معیارهاى حق، بر اساس جهت گیرى انسان حاکم باشد.

بنابراین، باید از خدا خواست تا نسبت به موافقت «ابرار» و نیکان، و همچنین اجتناب و دورى از «اشرار» و بدان، توفیق دهد.

«ابرار» و «اشرار»، کیانند؟

قرآن کریم در آیات متعدّد مى گوید:

«مؤمنان، دعا مى کنند که با «ابرار» بمیرند»،

«پاداشى که نزد خداوند است براى «ابرار» بهتر از هر چیزى است»،

«ابرار»، از جام هایى که آمیزه اى از کافور دارد، در بهشت مى نوشند،

«ابرار» در نعمتهاى خداوند به سر مى برند،

کتاب و نامه عمل «ابرار»، در جایگاههاى بلند و والاست،

«ابرار» که در نعمت ها مخلّدند، بر تخت هایى نشسته و مى نگرند.[۴]

در کنار این، قرآن از مسائلى بعنوان «برّ» یاد کرده است، یعنى نیکى، از جمله:

«ایمان به خدا و قیامت و فرشتگان و کتاب هاى آسمانى، به خانه ها از در وارد شدن. تقوا، انفاق از آنچه دوست دارید».[۵]

در کتب لغت مى نویسند:

«ابرار» یعنى نیکان، اولیاء خدا، آنان که در دنیا مطیع خداوندند و در آخرت به نعمتهاى الهى مى رسند.

و اغلب «ابرار» به اولیا و زاهدان و نیایشگران و بزرگان، اطلاق مى شود.[۶]

و امّا اشرار: اشرار، جمع «شرّ» است. قرآن کریم شرّ را اطلاق کرده است بر:

«آنکه مورد لعنت و خشم خدا قرار گیرد»،

«انسان هاى کرولالى که نمى اندیشند»،

«کافرانى که ایمان نمى آورند»، «برادران یوسف که آن ستم را نمودند»،

«آتشى که کافران به آن وعده داده شده اند»،

«آنان که با صورت، به دوزخ افکنده مى شوند»،

«کفار و مشرکینى از اهل کتاب که جاودانه در آتشند».[۷]

راستى، آیا دوستى با اینان رواست؟

پس، از خدا توفیق همگامى و هماهنگى با «ابرار» و دورى و پرهیز از «اشرار» را بخواهیم، چراکه دوستان بد، انسان خوب را هم بدنام مى کنند.[۸]

در پناه رحمت جاودانه خدا

این، سوّمین خواسته امروز ماست. انسان درمانده و بى پناه، بنده فرارى و گریزپاى، عبد عاصى و خطاکار، چه مى خواهد؟

جز سایه رحمتى که در کنارش بیارمد و آرامش جاودانه اى که به آن پناه برد؟ جز پناه بردن به خانه و پناهگاه ابدى، آن هم در کنار خدا؟!…

چه چیزى جز آرمیدن در رحمت حق و رسیدن به دیار یار و قرب حضور، نفس انسان را به «اطمینان» مى رساند؟

بگذارید در این قسمت، با خواجه عبداللّه انصارى هم آوا شـویم. در تفسـیر سوره «فجـر» وقتى به آیه: «یـا أیَّتُهَاالنَّفسُ المُطمَئِنَّه…» مى رسد، مى نویسد:

«… خوشا روزا، که این قفس بشکنند و این بازداشته را باز خوانند و این راه و رسم خاکیان از «مقرّبان» بردارند، و «شیطان» پوشیده در صورتِ آدمیّت بیرون شود و جوهر پادشاهى، چهره جمال بنماید و دشمن از دوست جدا شود.

بزرگى را پرسیدند: جانها هنگام «نزع» (جان کندن) در این راه حق چون بود؟

گفت: چون صید در دام آویخته و صیّاد با کارد کشیده بر سر او رسیده!

گفتند: چون به حق رسد چگونه بود؟

گفت: صیدِ از فتراک[۹] آویخته!

لطیفه:… اگر روزى صید دام وى شوى و کشته راه او گردى، به عزّت عزیز او سوگند، که جز به کنگره عرش مجیدت نبندد، که فرمود:

هرکس مرا دوست دارد، کشته من گردد،

وآن کس که کشته من شد، او را نداى عزّت خواهم داد:

این است عاقبتِ نفس راضیه و مرضیّه».

دیدى ملِکى که دست درویش گرفت

آنگه بنواخت، دربر خویش گرفت

آنگه به ولىّ و صاحب جیش گرفت

آنگاه بکُشت و کُشته را پیش گرفت[۱۰]

[۱] ـ سوره فتح، آیه ۲۹٫

[۲] ـ لاتُواخِ اربعهً: الاحمقَ و البخیلَ و الجَبان و الکذّابَخصال صدوق، ج ۱ ص ۲۴۴٫

[۳] ـ شرّ الإخوانِ المواصِلُ عندَالرّخاء وَالمُفاصِل عندالبلاء غررالحکم، ج ۴ ص ۱۷۱٫

[۴] ـ ر.ک: آل عمران ۱۹۳ و ۱۹۸، دهر ۵، انفطار ۱۳، مطففیّن ۱۸ و ۲۲٫

[۵] ـ ر.ک: بقره ۱۸۹ و ۱۷۷٫

[۶] ـ مجمع البحرین.

[۷] ـ ر.ک: انفال ۲۲، یوسف ۷۷، حج ۷۲، فرقان ۳۴٫

[۸] ـ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: ایّاکَ و قرینَ السّوءِ فَانّک بِهِ تُعْرَفُ کنزالعمال، ج ۹ حدیث ۲۴۸۴۴٫

[۹] ـ تسمه یا چرم باریکى که از عقب زین مى آویزند و با آن، چیزى به ترک مى بندند فرهنگ عمید.

[۱۰] ـ تفسیر ادبى و عرفانى قرآن مجید، خواجه عبدالله انصارى، ص ۶۱۲٫

منبع: سینای نیاز؛ جواد محدثی

دعاهای هر روز ماه مبارک رمضان

دعای روز اول دعای روز هفتم دعای روز سیزدهم دعای روز نوزدهم دعای روز بیست و پنجم
دعای روز دوم دعای روز هشتم دعای روز چهاردهم دعای روز بیستم دعای روز بیست و ششم
دعای روز سوم دعای روز نهم دعای روز پانزدهم دعای روز بیست و یکم دعای روز بیست و هفتم
دعای روز چهارم دعای روز دهم دعای روز شانزدهم دعای روز بیست و دوم دعای روز بیست و هشتم
دعای روز پنجم دعای روز یازدهم دعای روز هفدهم دعای روز بیست و سوم دعای روز بیست و نهم
دعای روز ششم دعای روز دوازدهم دعای روز هجدهم دعای روز بیست و چهارم دعای روز سی ام

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *