شهید حسن آبشناسان؛ «شیر صحرا» که ۴۰ کیلومتر در خاک دشمن نفوذ کرد

خانه / تازه ها / شهید حسن آبشناسان؛ «شیر صحرا» که ۴۰ کیلومتر در خاک دشمن نفوذ کرد

شهید حسن آبشناسان؛ «شیر صحرا» که ۴۰ کیلومتر در خاک دشمن نفوذ کرد

شهید حسن آبشناسان از فرماندهان برجسته ارتش جمهوری اسلامی ایران و از چهره‌های شاخص نیروهای ویژه در دوران دفاع مقدس بود. فرمانده‌ای که با عملیات‌های نفوذی در عمق خاک عراق، شجاعت و توانمندی نظامی خود را به دشمن تحمیل کرد. و به دلیل همین رشادت‌ها به «شیر صحرا» شهرت یافت.

شهید حسن آبشناسان از افسران ورزیده ارتش بود که مسیر نظامی خود را از دانشکده افسری آغاز کرد. و پس از طی دوره‌های تخصصی، به نیروهای ویژه پیوست. او سال‌ها در مناطق مختلف عملیاتی، به‌ویژه مناطق بیابانی و مرزی، تجربه اندوخت. و در سال‌های آغازین جنگ تحمیلی، توانایی‌هایش در عملیات‌های ویژه بیش از پیش نمایان شد.

آبشناسان فرمانده‌ای بود که به استفاده از امکانات محدود و اجرای عملیات با کمترین تعداد نیرو اعتقاد داشت. او به جای انتظار برای تجهیزات و نیروهای بیشتر، تلاش می‌کرد با طراحی دقیق و استفاده از توان نیروهای ویژه، ضربات مؤثری به دشمن وارد کند.

نفوذ ۴۰ کیلومتری در عمق خاک عراق

یکی از مشهورترین روایت‌ها درباره شهید حسن آبشناسان به عملیات‌های نفوذی او در منطقه دشت عباس مربوط می‌شود.

آبشناسان و نیروهایش بارها از خطوط خودی عبور کرده و تا عمق مواضع نیروهای عراقی پیش می‌رفتند. آنها پس از شناسایی مواضع دشمن، عملیات ایذایی و ضربه‌زدن را انجام داده و بدون برجای گذاشتن تلفات قابل توجه، به مواضع خود بازمی‌گشتند.

ناصر آراسته، از همرزمان شهید آبشناسان، در خاطرات خود درباره یکی از این عملیات‌ها روایت کرده است که فرماندهان پس از شنیدن گزارش عملیات از عمق نفوذ نیروها شگفت‌زده شده بودند.

یکی از افسران ارشد با تعجب از آبشناسان پرسید چگونه ممکن است نیروهای او ۴۰ کیلومتر در خاک دشمن نفوذ کنند. نیروهای عراقی را بزنند و اسیر بگیرند. اما حتی یک نفر از نیروهای خودی کشته نشود؟

آبشناسان در پاسخ تأکید کرد که به عنوان یک افسر نیروی مخصوص، اجرای عملیات نفوذی و ضربه‌زدن به دشمن در خاک خودش با حداقل نیرو و تلفات، بخشی از وظیفه اوست.

همین روحیه تهاجمی و مهارت در عملیات‌های ویژه بود که نام آبشناسان را در میان فرماندهان دفاع مقدس ماندگار کرد.

آبشناسان

نامه شهید آبشناسان به صدام

شهرت آبشناسان تنها به عملیات‌های نظامی محدود نمی‌شد. او نسبت به حملات هوایی ارتش عراق به مناطق مسکونی ایران نیز واکنش نشان داد. و در نامه‌ای خطاب به صدام حسین، رئیس‌جمهور وقت عراق، او را به رویارویی مستقیم در میدان جنگ دعوت کرد.

آبشناسان در این نامه تأکید کرده بود که اگر صدام خود را یک ژنرال و نظریه‌پرداز جنگی می‌داند. به جای بمباران مناطق مسکونی و مردم بی‌دفاع، در میدان نبرد با نیروهای ایرانی روبه‌رو شود.

این نامه بعدها به یکی از روایت‌های مشهور درباره شخصیت جسور و روحیه حریف‌طلبی شهید آبشناسان تبدیل شد.

رویارویی دوباره با فرمانده نیروهای ویژه عراق

در پی این ماجرا، صدام یکی از فرماندهان نیروهای ویژه عراق به نام قادر عبدالحمید را به منطقه فرستاد.

این انتخاب از آن جهت قابل توجه بود که آبشناسان و عبدالحمید سال‌ها پیش، در رقابت‌های نظامی نیروهای ویژه در اسکاتلند با یکدیگر روبه‌رو شده بودند. در آن رقابت، گروه ایرانی به فرماندهی آبشناسان موفق شده بود بر رقیب خود غلبه کند.

اکنون همان دو رقیب قدیمی در شرایطی کاملاً متفاوت مقابل یکدیگر قرار گرفته بودند. این بار نه در یک رقابت آموزشی، بلکه در میدان واقعی جنگ.

در این رویارویی نیز برتری نیروهای تحت فرمان آبشناسان به شکست نیروهای عراقی و اسارت قادر عبدالحمید انجامید.

فرمانده‌ای که جان اسیر عراقی را نجات داد

از شهید آبشناسان خاطرات فراوانی درباره شجاعت، روحیه فرماندهی و رفتار انسانی او با نیروهای دشمن نقل شده است.

یکی از این خاطرات را امید نیکدل، از همرزمان شهید، روایت کرده است.

در جریان یکی از عملیات‌ها، چند نیروی عراقی اسیر شدند. یکی از اسیران بر اثر اصابت گلوله از ناحیه زانو به‌شدت مجروح شده بود. و توانایی راه رفتن نداشت. در شرایط دشوار عملیاتی، انتقال او کار بسیار سختی بود.

با این حال، آبشناسان تصمیم گرفت او را زنده به مقر منتقل کند. به همین دلیل، این اسیر مجروح را حدود ۸ کیلومتر بر دوش خود حمل کرد تا جان او نجات پیدا کند.

این رفتار انسانی در ذهن آن اسیر عراقی ماندگار شد. پس از پایان جنگ نیز، هنگامی که اسرا آزاد شدند. او به ایران آمد و برای ادای احترام به مزار شهید آبشناسان در بهشت زهرا رفت.

شهادت «شیر صحرا» در عملیات قادر

شهید حسن آبشناسان سرانجام در حالی که فرماندهی لشکر ۲۳ نیروهای ویژه هوابرد را بر عهده داشت. در جریان عملیات قادر در منطقه سرسول و کلاشین در شمال عراق به شهادت رسید.

او هشتم مهرماه سال ۱۳۶۴، در حالی که همچنان در خط مقدم عملیات حضور داشت. و نیروهایش را فرماندهی می‌کرد. بر اثر اصابت ترکش توپ به شهادت رسید.

آبشناسان هنگام شهادت ۴۹ سال داشت. اما نام او به عنوان یکی از فرماندهان برجسته و شجاع ارتش ایران در دوران دفاع مقدس برای همیشه در تاریخ نظامی کشور باقی ماند.

آبشناسان

آرزوی شهید آبشناسان برای دفن در کربلا

یکی از بخش‌های تأثیرگذار زندگی شهید حسن آبشناسان، وصیت او درباره آرزوی زیارت و دفن در کربلاست.

او در وصیتنامه خود نوشته بود که آرزو داشته در زمان حیات به حج مشرف شود. و در صورت شهادت، پیکرش در کربلا به خاک سپرده شود. البته اگر امکان انتقال پیکر به کربلا فراهم نبود، پیکرش به صورت امانی دفن شود تا پس از باز شدن راه کربلا، این آرزو محقق شود.

شاید همین پیوند عمیق با کربلا و فرهنگ عاشورا بود که در کنار شجاعت نظامی، شخصیت شهید آبشناسان را برای همرزمان و نسل‌های بعدی ماندگار کرد.

شهید حسن آبشناسان؛ همان «شیر صحرا»ی دفاع مقدس، فرمانده‌ای بود که در میدان نبرد پیشاپیش نیروهایش حرکت کرد. از عمق خاک دشمن هراسی نداشت و سرانجام در خط مقدم به شهادت رسید.

eheyat

بازدیدها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *