صفحه اول / انقلاب و دفاع مقدس (برگه 3)

انقلاب و دفاع مقدس

ده خاطره از شهید مهدی باکری

سرجلسه ، وقت نماز که می شد، تعطیل می کرد تا بعد نماز . داشتیم می رفتیم اهواز . اذان می گفتند. گفت« نماز اول وقت رو بخونیم .» کنار جاده آب گرفته بود. رفتیم جلوتر؛ آب بود . آنقدر رفتیم ، تا موقع نماز اول وقت گذشت . خندید و گفت « اومدیم ادای مؤمن ها رو در بیاریم ، نشد.»

روز شمار دفاع مقدس – ۲۳ بهمن ماه

گزارشي از آخرين درگيري هاي بين مردم و نظاميان طرفدار رژيم گذشته. محاصره و سقوط پادگانهاي سلطنت‌آباد و لويزان به دست مردم. كشته‌ شدن سپهبد بدره‌اي (فرمانده نيروي زميني) و سرلشكر بيگلري (فرمانده گارد جاويدان) و تسليم استعفاي فرماندهان نيروهاي سه‌گانه به امام خميني.

روز شمار دفاع مقدس – ۲۲ بهمن ماه

ادامه جنگ شديد خياباني بين مردم و نيروهاي گارد در خيابانهاي تهران. اعزام ارابه‌هاي جنگي به دوشان‌تپه و نيروي هوايي براي مقابله با مردم. هجوم مردم به ستون اعزامي‌ در تهران‌پارس و به آتش كشيدن ارابه‌هاي جنگي و مجروح شدن سرلشكر رياحي (فرماندهي گاردي‌ها) و گرفتار‌شدن وي به دست مردم در ساعت 3 بعد از نيمه‌شب.

عملیات تحریرالقدس

عملیات تحریرالقدس در 21 بهمن ماه 1362 با رمز لبیك یا خمینی در جنوب غربی مریوان و مناطق كوهستانی دربندیخان عراق و به منظور انهدام ماشین جنگی ارتش عراق، پاسخ قاطع به حملات موشكی دشمن به شهر مظلوم و بی‏دفاع دزفول، گمراه كردن عراقی‏ها از عملیات خیبر و آزادسازی ارتفاعات مهم منطقه شاخ شمیران به اجرا درآمد. نبرد تحریرُالقدس در حالی انجام شد كه دشمن، جنگ شهرها را شدت بخشیده بود.

روز شمار دفاع مقدس – ۲۱ بهمن ماه

ابزار ناتواني نيروهاي نظامي‌ و انتظامي ‌شاهنشاهي از مقابله با توزيع سلاح بين مردم در مساجد. ادامه هجوم نيروهاي گارد به نيروي هوايي. سرازير شدن سيل جمعيت براي كمك به مدافعان پايگاه هوايي در فرح‌آباد. انهدام پنج دستگاه تانك و تصرف سه‌دستگاه ديگر به دست مردم و خلع‌سلاح افراد گارد.

زندگینامه شهید محمدرضا حقیقی

بسيجي شهيد محمد رضا حقيقي بچه اهواز است. متولد 14 آذر 1344. او عضو پايگاه بسيج مسجد موسي بن جعفر بود. زماني که امام خميني به نوکران پهلوي گفت: سربازان من هنوز در گهواره اند محمد رضا کمتر از دو سال سن داشت. شب 21 بهمن 1364 يعني در هفتمين سالگرد انقلاب اسلامي، محمد رضا در تركيب گردان كربلاي اهواز در عمليات والفجر 8 فاو شركت داشت و درهمين عمليات در ساحل فاو به شهادت رسيد.

عملیات والفجر مقدماتی

در حالی که عدم موفقیت در عملیات رمضان، دورنمای پیشروی در شرق بصره را دور از دسترس نشان می داد، پیروزی در عملیات محرم و تسلط بر زمین های تخت استان میسان، دستیابی به شهر العماره عراق – که به عنوان تهدید هم زمان علیه دو شهر بصره و بغداد محسوب می شد – را امکان پذیر کرده بود. به همین منظور و نیز از آن جایی که فرماندهان جنگ ناگزیر بودند در مقابل تجهیزات برتر عراق، زمین سخت را گزینش کرده و درگیری در وضعیت دشوار را به دشمن تحمل کنند، منطقه رملی غرب ارتفاعات میشداغ – حدفاصل فکه تا چزابه – برای انجام عملیات سرنوشت ساز والفجر انتخاب گردید.

جای تشکر می‌گفتم الهی شهید بشی و هم‌نشین سیدالشهدا(علیه السلام)!

سر سفره عقد چند باري در گوشم گفت كه آرزويم يادت نرود، دعا كن شهيد بشوم و برايم سخت بود كه اين دعا را بكنم. هر چند خودم را قانع كرده بودم كه شهادت بهترين نوع ترك دنياست و تا خدا نخواهد هيچ اتفاقي نمي‌افتد، ولي باز هم ته دلم آشوب مي‌شد. فرداي روز عقد كه پنج‌شنبه بود رفتيم گلزار شهداي تبريز. آنجا با خودم كلنجار مي‌رفتم كه برايش بخواهم يا نه؟ بعد با خودم گفتم: «الان كه بين اين مزارها راه مي‌روم اگر شهيدي هم‌اسم صادق ديدم مصرانه برايش شهادت بخواهم.» دقيقاً در همين فكر بودم كه روبه‌رويم شهيدي هم‌اسم صادق ديدم.